هدایت شده از سیمای هنر و اندیشه/ سُها
«حقیقتاً امروز بشریّت از همیشه محتاجتر است برای فهمکردنِ معنای بعثت و حقیقت بعثت». (۹۵/۲/۱۶)
🎙 #بشنوید
...شهادت رهبری
و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه»
در این بعثت تاریخی...
🔻مجموعه گفتگوهایی با استاد طاهرزاده
در ایام شهادت سیدالشهدای انقلاب اسلامی🔻
@soha_sima
هدایت شده از سیمای هنر و اندیشه/ سُها
@soha_simaشهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه».mp3
زمان:
حجم:
34.9M
◇ شهادت رهبر انقلاب و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی
گفتگو با استاد اصغر طاهرزاده
● جلسه اول
📅 تاریخ:۱۴۰۴/۱۲/۱۷
@soha_sima
هدایت شده از سیمای هنر و اندیشه/ سُها
@soha_simaثمره بیعت.mp3
زمان:
حجم:
37.3M
◇ شهادت رهبر انقلاب و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی
گفتگو با استاد اصغر طاهرزاده
● جلسه دوم: ثمره بیعت
📅 تاریخ: ۱۴۰۴/۱۲/۱۹
@soha_sima
هدایت شده از سیمای هنر و اندیشه/ سُها
@soha_simaجلسه سوم شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه».mp3
زمان:
حجم:
38.4M
◇ شهادت رهبر انقلاب و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی
گفتگو با استاد اصغر طاهرزاده
● جلسه سوم
📅 تاریخ: ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
@soha_sima
برنامه رصدخانه
«حقیقتاً امروز بشریّت از همیشه محتاجتر است برای فهمکردنِ معنای بعثت و حقیقت بعثت». (۹۵/۲/۱۶) 🎙 #
جهان رسانه و خستگی مردمان از بی آیندگی
سیدعلی میری
گاهی از خود سوال می کنم که بر سر مردم آمریکا چه رفته است که ترامپ را انتخاب می کنند؟
یادم می آید که قبل از این احوالات می خواستم مستندی در این باره تحت عنوان "پدرکشی" تهییه کنم و به این بپردازم که چه شد که به اینجا رسیده اند و رسیدیم و انتخاب شهادت حاج قاسم را درتاریخی که پیش آنده، چه برای ما و چه برای آنها تبیین کنم.
اما حالا و با طرح بحث استاد، فکر می کنم که بتوان خیلی راحت تر از وضعیت جهانی که در آن به سر می بریم سخن گفت.
وضعیتی که جای سوال و تعجب دارد این است که یک کشور ابرقدرت و صاحب علم و فناوری و اقتصاد و نیروی قهریه چگونه مردمی دارد که به ترامپ و زبانش برای قدرت اعتماد می کنند. برای کسانی که به زبان انگلیسی آشنایی دارند، وسعت زبانی ترامپ و حدود فهم و تصویرش از این دنیا جای تعجب دارد. او پیرمردی است که شبیه بچه های لوس و بی ادب با پدر و مادر های بی ملاحظه در آموزش و پرورش فرزندشان بخصوص در حوزه ی زبان و معاشرت صحبت می کند.
جالب اینجاست که در زمان رقابت اولییه ی او وقتی که عبارات سخیف او در توصیف خانم ها و تعاملش با آنها منتشر شد، محبوبیت ترامپ بیشتر شد همانطور که وقتی صحبت از اپستین و ایمیل ها و تعاملات او با ترامپ شد، احتمالا آسیب قابل توجهی به پایگاه اجتماعی او وارد نشد.
خوب این چه وضعی است؟ در آمریکا گویی دیگر پروای آینده وجود ندارد. هواداران و کسانی که به او در زبان شباهت دارند، نه از دل تلویزیون( که در قبضه ی رقیبان اوست)، که از دل یوتیوب و و فضای اینفلوئنسری میدان داری می کنند.
درست مانند mma در کنار بوکس که گویی خشن تر، پر خون تر است و اجازه می دهد تا مبارزه کننده ها قبل و بعد از مسابقه از کوچکترین توهین و تهدیدی برای وایرال شدن مبارزه دریغ نکنند، یوتیوبر ها نیز برخلاف تلویزیون کوچکترین خط قرمزی برای ادب یا فرهیختگی ندارند و اینها در این فضا ضد ارزش است.
ترامپ محصول فضایی است که ادب یا فرهیختگی و توانایی در سخن وری، تلاشی پروپاگاندازده برای فریب عوام شناخته می شود و در تجربه ی انباشته ی آمریکایی ها چیزی استعلایی در عمق آمریکایی بودن از اخلاق یا ارزش ها یا شعار ها معنایی ندارد و هرچه که هست، منم و توانایی ام در استیلا و بروز قدرت و ثروت و تقابلم با رقیبانم در این راه.
این خودآگاهی آمریکایی بخصوص درمیان مرد های سفید پوست و با افتخار جامانده از تحصیل یا اجتماعات فرهیختگانی و روشنفکری در شهر های بزرگ، بر عهده ی سیاست آمریکایی از و جهان و قواعد رسانه در خدمت آن است.
از ریگان تا اوباما شما با سخنرانی های پر لعاب و فرهیخته و از لحاظ فرم و اجرا بی نقص مواجهید که در هر مرحله گروهی را از واقعیت سیاست و آرمان ها و ارزش هاشان ناامید می کنند. از مالکان آمریکا که با رویای آمریکایی و تولید و کار به اعتقاد به ارزش های آمریکایی بودن و افتخار به کشورشان به ریگان رای دادند تا سیاهانی که مبهوت سخنوری یک سیاه دیگر همچون دکتر کینگ شدند و البته خیلی زود فهمیدند که دیگر از دکتر کینگ و دوران طلایی سیاهان در ادب و فرهنگ و قیام بر بی عدالتی خبری نیست.
آنچه هست عملگرایی کثیف است در قالبی مردم پسند که هربار خود را در دل گروهی ارائه می کند و در نهایت در قالب رئیس جمهور زن، توسط آمریکایی ها رد شد و ترامپ دو بار این الگو را از بین برد.
گویی تسلط بر روش های سخنوری و اصول رسانه و پروپاگاندا در اوجش و تسوط متخصص ترین ها در آمریکا باعث شد تا مردم آمریکا در واکسینه کردن خود ضد رسانه ها، هرچه از ارزش و آینده و رویا در سر داشتند را فراموش کنند و به ترامپی رای دهند که به بردن و باختن می اندیشد.
اصلا مگر می شود با صرفا به بردن یا باختن در این جهان و نمایش اسباب بازی هایمان و تحقیر مثلا ونزوئلا و غیره به آینده فکر کرد؟ زبانی که بسیط است و هیچ چیز را از پس چیز ها یا رویداد ها یا تاریخ نمی بیند، چه آینده ای می تواند پیش آورد؟
چیزی که جای فکر دارد ظرافتی است که بر سنت های الهی استوار است و بیش از آن که بر روش های روایت یا رسانه یا پروپاگاندا سوار شود، بر دل و جان مردم و تاریخ می نشیند.
سخنان و زبان رهبر انقلاب دقیقا در همین موضع بی شباهت به کلام امیرالمومنین در موقف ولایت نیستند. گویی ولایت یعنی به سخن آوردن سنت ها در دل تاریخ و این زبان آینده می آفریند. آینده ای که بیش از عمل ککردن یا نکردن به آن سخنان بر روی دوش خود آن زبان ایستاده و خود ضامن تحقق خود است.
خوب است یکبار دیگر به اشاره های رهبر انقلاب به سمت آینده ی ایران و انقلاب و راه جوانان این سرزمین در آن آینده را مرور کنیم و اینبار با اشک دوباره به تک تک آن کلمات و شاید وصیت نامه ای که مشتاق آن هستیم فکر کنیم تا شاید بتوانیم خودمان را دوباره در دل تاریخ پیدا کنیم و امید به روش های نوین رسانه ای یا پرواپاگاندا نبندیم و مسئله مان را
برنامه رصدخانه
«حقیقتاً امروز بشریّت از همیشه محتاجتر است برای فهمکردنِ معنای بعثت و حقیقت بعثت». (۹۵/۲/۱۶) 🎙 #
در ندانستن این روش ها و کمیت روایت ها و استیلای روایی مختصر نکنیم.
#پیروزی
من فکر میکنم این تصویر، تصویر پیروزی است.
تقوا در این کلمات است و این که شاید بیش از افق ویرانی این موشک ها در هرجا که فرود می آیند، کلمات و ماندگاری اینکه رزمندگان اسلام در لحظه ی دفاع از ایران به جای خشم و کینه، به برادری و تضرع مشغولند و خود و تسلیحات خود را در مقابل خداوند هیچ می بینند، مایه ی غرور و نماد فتح است.
سابقه ی پیروزی های بزرگ فتح المبین و بیت المقدس نیز به ما نشان می دهد که این تصویر، پیروزی است.
برنامه رصدخانه
سلام بر علی ابن موسی الرضا
و سلام بر عاشقانش که دانسته راه شهادت را انتخاب کردند و بر عهد خود با امام و مردمشان ثابت قدم ماندند.
ترور شهید لاریجانی واقعا چه معنایی دارد؟
به نظر من باید کمی به ایشان در نسبت با رهبر انقلاب و عمر و سیره شان فکر کنیم.
همواره ایشان را از جایگاه سیاست و شاید مجلس و تعامل با دیپلماسی دیده ایم اما من ایشان را در صدا وسیما درک میکنم.
زمانی که او در صداوسیما بود، تعاملش با داوود میرباقری مثال زدنیست. پروژه ی امام علی که در طرح یک تله تئاتر است و اصلا داوود میرباقری به سبب سابقه ی تئاتری وارد میدان شده، با تحمل او و حمایتش بسیار فراتر از طرح و هزینه های پیش بینی شده می رود و تبدیل می شود به بهتر اثری که در حق امیرمومنان به تصویر کشیده شده است.
پس از این پروژه و حتی وقتی که داوود میرباقری از صداوسیما به سبب چند قسمت آخر و تدوین ذیل تهییه کننده ناراحت است، لاریجانی باز پا پیش می گذارد و داوود میرباقری را به سمت دو پروژه ی سلمان فارسی و مختار نامه دعوت و هدایت میکند و اصطلاحا از او می خواهد که چاله ی مختارنامه را تا او هست بکند و گرنه ممکن است پس از او کسی در صداوسیما به پروژه های ماندگار و جدی وقعی ننهد(و البته درباب مدیریت پس از خود درست میگفت).
لاریجانی همانطور که از سابقه ی صداوسیما مشخص است، در حوزه ی بین الملل نیز نشان از عقل و خرد و تحلیلی منطقی از شرایط دارد و تا قبل از این سفر مشهد تلاش داشت تا کار به جنگ نرسد چرا که جنگ منشا ضروریات و کینه هاست و شاید مجال توسعه را تنگ کند.
اما مانند رهبری، او نیز میان ذلت و جنگ، فهمید که غرور ملت ایران نباید بشکند حتی به قیمت جان او و عزیز تر از او. این سفر به مشهد پس از تعامل در عمان برای من نیز عجیب آمد و شبیه به جمکران پس قبل از نامه ی نخست وزیر ژاپن و حضور اخیر رهبر انقلاب قبل از این جنگ.
رهبری در جمکران به شهادت حاج قاسم و شهادت خود رسیدند و علی لاریجانی، "بنده ی خدا" هم از مشهد مقدس به شهادت و آقای خود رسید.
خداوندا، راضی نشو که حق بزرگ این شهدا و عاقلان این کشور توسط ما نادیده گرفته شود.
خداوندا کمک کن تا بتوانیم ظرافت حکمرانی در جمهوری اسلامی و اقتضای آن را درک کنیم و بی پروا پنجه بر صورت آفتاب نکشیم.
شهید دکتر علی لاریجانی گونهی نادری در میان سیاستمداران روزگار ما بود، گونهای که فضای سیاست در دست کم سه دههی اخیر برای آنها تنگتر و تنگتر شد. این فضا، که در ایران هم زیر فشار سیاست جهانی شکل گرفت، کسانی را که با اندیشه سیاست میکردند و به آن تکیه داشتند دوست نمیداشت. کسی مثل علی لاریجانی که نه سرمایهدار بود، نه مرشد معرکهگیر، نه نظامی، نه ماجراجو، نه امنیتی، کسی مثل او که برای صحبت درباره هر موضوعی مقدمه و مؤخرهای میچید و مسائل را اولاً در کل میدید، به جای آنکه به سادگی و سرراست، همه مناسبات سیاست را به دعوا بر سر تصاحب کرسی فرو بکاهد، یا همه مسائل سیاست را به پروژه تبدیل کند، کسی مثل او که تن به ابتذال فراگیر فعالیتهای سیاسی نمیداد و درست به همین دلیل متکبر و اشرافی دیده میشد و تنفر بیشتری در دل رقیبانش و هوادارانشان برمیانگیخت، از فضای سیاست ایران بیرون انداخته میشد. دو بار رد صلاحیت آن شهید عزیز، صرفنظر از جنبه حقوقی و دلایلش نزد شورای محترم نگهبان، معرکهای از لابیها و برچسبزنیهای بی مورد کسانی بود که برای رسیدن به اهداف سیاسیشان بیش از حد عجله داشتند و امثال او را سد راه خود میدانستند. اگر نبود پختگی و اصالت شخصیت او و فرزانگی و قدرشناسی رهبر شهید انقلاب و اعتمادی که میان این دو رجل سیاسی سیاست ایران وجود داشت، احتمالاً علی لاریجانی در تاریخ سیاست ایران مدفون میشد، اما خدا نخواست این گونهی نادر از صحنه سیاست ایران رخت بربندد، بلکه او را در کنار دهها فرماندهی پهلوان و شجاع و معدود سیاستمداران وارسته از پست و مقام، به تصویر رهبر شهید انقلاب الصاق و آنها را در کنار هم به الگوی آرمانی سیاستورزی در ایران تبدیل کرد. این الگوی جاودانه و به معنی واقعی کلمه «ایرانی» را فراموش نخواهیم کرد.
از کانال علم و سیاست فارسی
.
هر سال با شما شروع می شد و "بسم الله الرحمن الرحیم" خواستنی شما.
و مابا شنیدن آن کلمات و دیدن آن صورت دوباره جوان می شدیم و فکر میکردیم که می توانیم کاری انجام دهیم.
سال گذشته فرمودید که امسال، سال امیرالمومنین است. چه خوش گفتید و چه طور در غدیر و قدر امیرالمومنین جلوه های الهی ایشان پدیدار شد.
اما شما که همه ی عمر چشم به سخن و عهد امیرالمومنین دوخته بودید، با عزمی راسخ قدم به قدم راه شهادت را پیمودید و امروز ما دلتنگ ایم که 《چه خوش است صوت قرآن، زتو دلربا شنیدن》.
چه داغی بر دل ماست که هیچ انتقامی و هیچ دستاوردی سردش نمی کند. چقدر سودایی دیدار شما و شنیدن سخنتان شده ایم به گونه ای که خانه و کاشانه را رها کرده ایم.
گویند که شهادت کلید صدق و صفاست. آیا دوباره می توانیم کلمات شما را بشنویم و مسائلتان درباب ایران، اکنون و آینده اش را با صفا دریابیم؟
چه کنیم اگر شما در پیشگاه خداوند و حضرت ولیعصر(عج) به ما نگاه نکنید و ما نیز امکان دیدنتان را نداشته باشیم؟