هدایت شده از جبهه شریان
🔰دومین سفراستانی شریان به اردبیل(۶)
《چرا مذاکره؟ تا کی جنگ؟》
حجتالاسلام حمید رسایی(نایب رئیس شورای مرکزی جبهه #شریان و نماینده مجلس) در مجمع #شریان_اردبیل
امروز شبیه پساپیامبر است؛
هشدار قرآن: دین به جای حضور اشخاص، با افکار گره بخورد و افکار الهی جاودانند. مثل آن دوره پس ازامام شهیدشاهدعقبگردعدهای بودیم
ایشان مذاکره باآمریکارابیفایده،غیرعاقلانه،غیرشرافتمندانه وغیرهوشمندانه نامیدوفرمودهیچ ملت باشرفی زیرسایه تهدیدپای مذاکره نمیروداما۴۰روزپس ازشهادت،عدهای واردمذاکره وتفاهمی شدندکه امام جدیدعلیالاصول مخالف بود
چرامذاکره؟چون جنگ نشوداماجنگ وسط مذاکره وشهادت امام امت یعنی مذاکره راه درست نبود
تاکی جنگ؟موردحمله دشمنی قرارداریم که پایبندهیچ قاعدهای نیست وجنگ راوجودی میداند؛تنهاگزینه مشروع،دفاع ومبارزه است
مهمترین اثرانتقام،بازدارندگی است وجلوی جنایت بیشتررامیگیرد.سیاست صحیح«سربرابرچشم»است
مجلس مستقل جلوی بسیاری ازخطاهارامیگیرد.وقتی رئیس مجلس نماینده دولت درمذاکره وامورچین است،نظارت منحرف میشود.ضمنامجلس عدداست واکثرنمایندگان مثل رئیس فکرمیکنند
🌐 ایتا || تلگرام || اینستاگرام || ایکس || بله
@sharyaan_org
♻️ «جهاد» برای «حیات»/ پاسخی به دوگانهسازی فریبکارانه جریان غربگرا میان «جنگ» و «زندگی»(بخش اول)
🔰 حمید رسایی: یکی از کارویژه ها و تخصص های جریان غربگرا، ایجاد دوگانه های گفتمانی کاذب و شکل دادن دوقطبیهای اجتماعی است؛ بگونه ای که گویی حیات سیاسی شان در این کار است.
اخیرا نیز برخی افراد و جریانات غربگرا در محافل سیاسی، رسانه ای و روشنفکری به دوگانهسازی جدیدی روی آوردهاند؛ دوگانه «جنگ» و «زندگی».
این دوگانه البته در دهه نود با عنوان «مقاومت/معیشت» مطرح شده بود و سخنان انتخاباتی حسن روحانی که می گفت «هم باید چرخ سانتریفیوژ بچرخد و هم چرخ زندگی مردم» در راستای همین دوگانهسازی گفته شده بود و اساساً همه سیاستگذاریهای دولت فاجعه بار حسن روحانی، در عرصه های اقتصادی، سیاست خارجی، رسانه ای و ... در همین راستا تعریف شده بود؛ که نهایتا چرخ هیچکدام هم نچرخید.
این بار، همان دوگانه «مقاومت/معیشت» دهه ۹۰ با ادبیات دیگری توسط همان جریان بازتولید شده است: «جنگ/زندگی» یا «جهاد/حیات» یا «موشک/ معیشت».
سوگمندانه باید گفت سخنان اخیر برخی مسئولان ارشد کشور، مانند آقایان پزشکیان و قالیباف نیز همچون سخنان حسن روحانی در دوران ریاست جمهوری اش، کاملا در راستای تقویت این دوگانه سازی غربگرایان است.
اما جملات و گزاره های اصلی این جریان چیست؟ می گویند:
👈 «زندگی و حیات و معیشت، با جنگ و جهاد و مقاومت منافات دارد.»
👈 «اگر زندگی می خواهیم، نباید بجنگیم و برای اینکه نجنگیم باید با دشمن بسازیم و به او باج بدهیم و از اصولمان کوتاه بیائیم.»
👈 «با مردم گرسنه نمی توان جنگید»
👈 «توان نظامی خوب و لازم است، ولی اگر توان معیشتی و اقتصادی نباشد، توان نظامی به کار نمی آید»
👈 «موشک مهم است، ولی مردم مهمترند»
و ...
در پاسخ به این دوگانهسازی دروغین و فریبکارانه باید به چند نکته توجه کرد:
1⃣ اولا برخی از این افراد و جریانهای سیاسی طوری از «زندگی» حرف می زنند و بگونه ای خود را «دلسوز مردم» نشان می دهند که گویی فقط آنها به فکر زندگی مردم هستند و دیگران ضدزندگیاند.
جالب تر اینکه کسانی خود را دلسوز و مدافع زندگی مردم نشان می دهند که خودشان یا وابستگانشان سالها در این کشور مسئولیت داشتند، حقوقهای نجومی میگرفتند و با سیاستهای اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی غلطشان، حتی یک زندگی معمولی را از مردم سلب و «زندگی» را به کام مردم «تلخ» کردند؛ ازدواج و فرزندآوری را به تأخیر انداختند؛ خانه دار شدن مردم را تبدیل به آرزو کردند و ...
قرآن کریم می فرماید برخی ها به دروغ طوری از «زندگی» حرف میزنند که انسان را به تعجب وامیدارند:
«وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ؛ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﺩم ﻛﺴﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﺎﺭﺵ ﺩﺭباره ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﻧﻴﺎ ﺗﻮ ﺭﺍ به تعجب می اندازد، ﻭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﺩ ﺷﺎﻫﺪ ﻣﻰﮔﻴﺮﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎلی ﻛﻪ ﺳﺮﺳﺨﺖﺗﺮﻳﻦ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺍﺳﺖ.» (بقره: ٢٠٤)
2⃣ پیش از پرداختن به دوگانه «جنگ/زندگی» باید به چند سؤال مهم پاسخ داد. سوالاتی که پاسخ به آنها به حل این دوگانه کمک شایانی خواهد کرد؛ سوالاتی پیرامون «جنگ» و سوالاتی پیرامون «زندگی»:
۱. جنگ را چه کسانی آغاز کردند؟ ما یا دشمنان ما؟
۲. آیا کسانی که جنگ را آغاز کردند، زبان «منطق» و «استدلال» و «قانون» را می فهمند یا فقط زبان «زور» و «قدرت» می فهمند؟
۳. آیا دشمنان ما در صورت تسلیم شدن ما، برای ما رفاه و امنیت بیشتر رقم می زنند یا ایرانِ تسلیم شده آمریکا و اسرائیل، ایران غارت زده، ناامن و تجزیه شده و ... است؟
۴. آیا اساساً اختلافی که منجر به جنگ شد، اختلافی «مصداقی»، «عارضی»، «موسمی» و «قابل حل» است یا اختلافی «ذاتی»، «راهبردی»، «هویتی»، «وجودی»، «دائمی» و «غیرقابل حل»؟
۵. با دشمنی که به هیچ تعهدی پایبند نیست و هروقت دلش بخواهد و منافعش اقتضا کند تعهداتش را نقض میکند، خواستههایش حد یقف ندارد، وسط مذاکره حمله می کند و ...، چگونه میتوان به تفاهم رسید؟ آیا اساساً تفاهم با چنین دشمنی قابل تصور است؟
۶. تجربه های متعدد گفت و گو و مذاکره با این دشمن به چه نتیجهای رسید؟
۷. ما به دنبال کدام نوع از «زندگی» هستیم؟ زندگی «پایدار و با ثبات» یا زندگی «معلق و ناپایدار»؟ زندگی «شرافتمندانه و عزتمندانه» یا زندگی «غیرشرافتمندانه و حقیرانه»؟ میخواهیم «گاو شیرده» باشیم یا «ملّت آزاده»؟
ادامه یادداشت در لینک زیر:
https://eitaa.com/rasaee/29194
🇮🇷 کانال حمید رسایی را به دوستانتان معرفی کنید:
🇮🇷 @rasaee
♻️ «جهاد» برای «حیات»/ پاسخی به دوگانه سازی فریبکارانه جریان غربگرا میان «جنگ» و «زندگی»(بخش دوم)
ادامه یادداشت:
🔰حمید رسایی: پاسخهای دقیق، عقلانی و منصفانه به این سوالات مهم، تا حد زیادی دوگانه «جنگ/زندگی» را حل میکند.
اگر از سویی به دنبال «زندگی با ثبات، شرافتمندانه و آزادانه» هستیم و از سوی دیگر با دشمنی مواجه هستیم که فقط زبان زور و قدرت می فهمد، نه زبان منطق و قانون؛ دشمنی که سیریناپذیر است و خواستههایش انتها ندارد؛ به دنبال ضعیف کردن ما و غارت منابع ما و بلعیدن ماست، به هیچ تعهد و تفاهمی پایبند نیست و اختلاف ما با او ماهوی، ذاتی و وجودی است، نه مصداقی و ناشی از یک سوءتفاهم ساده و جنگ را هم او آغاز کرده نه ما، و از همه مهمتر اینکه تجربههای متعدد گفت و گو با او نیز همگی منجر به شکست شده، آنگاه برای داشتن زندگی باثبات، شرافتمندانه و آزادانه در مقابل چنین دشمنی که «دشمن زندگی» ماست، راهی جز جنگ و جهاد و مقاومت تا زمانی که به «بازدارندگی کامل» برسیم، باقی نمیماند.
این، حکم «عقل» است، نه حکم «احساس» و «عاطفه». درواقع کافی است دشمنی با چنین ویژگی هایی و زندگی با چنین ویژگیهایی را «تصور» کنیم، آنگاه خودبخود مبارزه و جهاد با او را «تصدیق» خواهیم کرد.
به دلیل این حکم عقلانی و تجربی است که در منابع دینی ما نیز میان «جهاد» با «حیات» و «زندگی» ملازمه برقرار شده است که در ادامه به چند نمونه اشاره خواهیم کرد.
امام علی بن ابیطالب(ع) در روایت مهمی سلامتی و امنیت که شرط ابتدایی هر «زندگی» است که با استقامت در برابر دشمن ملازم می دانند:
«مَن طَلَبَ السَّلامَة لَزِمَ الإِستِقامَة؛ هر کس(فرد یا ملتی) که میخواهد سالم بماند (و امنیت داشته باشد)، باید استقامت ورزد.» (میزان الحکمه؛ ج۹، ص۵۹۱)
همچنین زمانی که حضرت در جنگ صفین یارانشان را برای آزاد کردن آب، به نبرد با معاویه دعوت میکردند، فرمودند:
«رَوُّوا اَلسُّيُوفَ مِنَ اَلدِّمَاءِ تَرْوَوْا مِنَ اَلْمَاءِ؛ شمشيرتان را از خون آنان سيراب كنيد تا از آب سيراب شويد.» (نهج البلاغه؛ خطبه ۵۱)
«آب»، زندگی بخش است. امام(ع) در این بیان، با تشبیهی زیبا میفرمایند اگر میخواهید از «آب» سیراب شوید و «زندگی»تان ادامه یابد، باید شمشیرهایتان را از «خون» دشمن سیراب کنید. یعنی اساساً «جهاد» هرچند بهصورت مقطعی، آسیبهایی ایجاد خواهد کرد، اما در بلندمدت برای جامعه، «زندگی بخش» است، نه «زندگیسوز».
همچنین حضرت در جملات دیگری، یکی از نتیجه ترک جهاد را هجوم آوردن بلاها در زندگی و محروم شدن از عدالت و انصاف و محروم شدن از استیفای حق بیان می دارند:
«فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اَللَّهُ ثَوْبَ اَلذُّلِّ وَ شَمِلَهُ اَلْبَلاَءُ وَ دُيِّثَ بِالصَّغَارِ وَ اَلْقَمَاءَةِ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالْإِسْهَابِ وَ أُدِيلَ اَلْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْيِيعِ اَلْجِهَادِ وَ سِيمَ اَلْخَسْفَ وَ مُنِعَ اَلنَّصَفَ؛ هركس جهاد را خوش ندارد و آن را واگذارد، خداوند لباس خوارى بر تن او مىپوشاند و غرق در بلا و مصيبتش مىكند و به پستى و حقارت گرفتار مىآيد و بر قلبش پردۀ سفاهت مىافتد و به خاطر ضايع كردن جهاد حق از او گرفته مىشود و به ذلت و خوارى محكوم، و از انصاف محروم مىگردد.»(نهج البلاغه؛ خطبه ۲۷)
همچنین حضرت در نکوهش کسانی که جهاد با دشمن را ترک میکنند می فرمایند:
«وَ اَيْمُ اَللَّهِ لَتَحْتَلِبُنَّهَا دَماً وَ لَتُتْبِعُنَّهَا نَدَماً؛ به خدا سوگند (با اين سستىها و با واگذاری میدان جنگ به معاویه وتن دادن به خلافت او) به جاى «شير»، «خون» خواهيد دوشيد و پشیمانی جانكاه را در پى خواهيد داشت.» (نهج البلاغه؛ خطبه ۵۶)
تعبیر و تشبیه زیبای «لَتَحْتَلِبُنَّهَا دَماً»(دوشیدن خون بجای دوشیدن شیر)، میتواند بیانگر این نکته باشد که با ترک جهاد و واگذاری میدان جنگ به دشمن، بهجای زندگی بهتر، زندگی پر از رنج و فقر و بدبختی خواهید داشت.
خداوند در قرآن کریم «قصاص» را «حیات بخش» و «زندگی بخش» میداند؛ حال زمانی یک «فرد» که اقدام به قتل فرد بی گناهی میکند باید قصاص شود و زمانی دشمن متجاوز به یک کشور:
«وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛ ﺍﻱ ﺻﺎﺣﺒﺎﻥ ﺧﺮﺩ! ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﻗﺼﺎﺹ ﻣﺎﻳﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﺳﺖ، ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺑﭙﺮﻫﻴﺰﻳﺪ.» (بقره: ١٧٩)
بخش اول یادداشت را اینجا بخوانید:
https://eitaa.com/rasaee/29193
🇮🇷 کانال حمید رسایی را به دوستانتان معرفی کنید:
🇮🇷 @rasaee