eitaa logo
راشِدون | کوثر نساج🇮🇷
210 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
223 ویدیو
16 فایل
اگردنیاراغاری‌تصورکنیم‌وماانسانهای‌اولیه‌‌ای باشیم‌ که‌کمی‌رشدکرده وصاحب‌تکنولوژی‌شده‌ایم هنوزهم‌برای‌بقاواثرگذاری،به‌نوشتن‌نیازداریم. مهمان«کارشناس‌اتاق‌عملی»هستیدکه جهان‌معمولی‌وفهم‌ناکاملش رابه‌ کلمه تبدیل میکند محب‌مولا‌علی/همسر/مادر/دانشجومعماری
مشاهده در ایتا
دانلود
دستمون خالیه هم برای اینور هم برای اونور.. دستمون خیلی خالیه برای دیدارت.. +هروقت زیادی درگیر دنیا شدی یه سر به قبرستون بزن.. عزیزم مقصد جای دیگه‌ست.. بقا جای دیگه‌ست.. حیات جای دیگه‌ست.. عشق جای دیگه‌ست.. عزت جای دیگه‌ست.. قدرت جای دیگه‌ست..
موقعیت: نزدیک به یازده شب. حیاط بیمارستان. بعد از پایان آنکالی جراحی اورژانسی. مشغول لذت بردن از سکوت و نسیم ملایم شب و آرام شدن جهت رانندگی به سمت منزل. فردا شیفت صبح و عصرم. دارم فکر میکنم که شب همینجا بخوابم چی؟ + آنکالی یعنی دردسترس باشی برای موقعیت های اورژانسی اگه اتاق عمل شلوغ شد، بتونی خودتو سریع برسونی. امروز صبح شیفت بودم. ساعت ۱۵:۳۰ تازه رسیدم خونه. که ۲۰:۱۵ باهام تماس گرفتن بابت جراحی اورژانسی. بمونه به یادگار از این روزا.
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بچه ها! جراحی اورژانسی جراحی اورژانسی! بچه ها.. :)) جیغش در اومد آخر 😅
شهیدآوینی جهت پخش.mp3
زمان: حجم: 433.7K
آخرای شیفت لانگی که خیلی ازت انرژی برده و تقریبا از کمر به پایین قفل شدی، فقط باید آوینی بشنوی تا همچنان با قدرت ادامه بدی :)
راشِدون | کوثر نساج🇮🇷
آخرای شیفت لانگی که خیلی ازت انرژی برده و تقریبا از کمر به پایین قفل شدی، فقط باید آوینی بشنوی تا هم
. اینان مجاهدانی هستند که خداوند ماموریت تغییر دادن انسان و جهان را بر گُرده‌ی صبور اینان، نهاده است. + صبور باش. صبور باش. صبور باش. ماموریت بزرگی روی دوشِته.
دشمن رمز پیروزی ما را نمی‌داند :) و از همین است که هنوز شکست کامل خویش را باور ندارد و می‌پندارد که توان ایستادن در برابر رزمندگان اسلام را داراست. + از اینجا تا قدس شریف :))))
صلی الله علیک یا اباعبدالله
4_5877342623483563964.mp3
زمان: حجم: 3.9M
دو روزه باقی عمرم فدای جان تو باد اگر بکاهی و در عمر خود بیفزایی سعدی
خودم را برای مبارزه آماده میکنم. برای روزهای سخت آینده. الان باید بیشتر از توانم کار کنم برای اینکه اون موقع کم نیارم. الان باید بیشتر به خودم سخت بگیرم تا اون وقتی که نیازه با همه‌ی توانم بیام پای کار، جا نمونم. الان باید جسممو به چالش بکشم و کمتر به حرفش گوش بدم تا اون موقع که به همراهیش نیاز دارم، باهام بیاد. الان باید بتونم با نزدیکانم درست صحبت کردنو یادبگیرم و بتونم جای خودمو پیششون محکم کنم و از بابت یک سری مسائل توجیهشون کنم تا اون وقتی که نیازه هممون با هم بریم وسط میدون، با ایل و تبارم برم. الان باید همینجوری که داره میگذره، بگذره، حتی سخت‌تر، پرتلاش‌تر و با زحمت بیشتر. الحمدلله علی کل حال همین.
راشِدون | کوثر نساج🇮🇷
آخرای شیفت لانگی که خیلی ازت انرژی برده و تقریبا از کمر به پایین قفل شدی، فقط باید آوینی بشنوی تا هم
. آوینی میگوید و گوشم فقط تا «انتظار میکشید» می‌شنود و بعدش دیگر زیر صدایش، روضه‌خوان بلند میخواند: «زهرایی و در کشور ایران نامت خانوم در جبهه و پشت جبهه اعجاز کند» و دیگر تا آخرش صدای آوینی را نمی‌شنوم.. میزنم از ابتدا بخواند و باز هم تا انتظار میکشید می‌شنوم و دیگر گوشم میرود سمت زهرایی و ... این روضه خوان یک سِرّی درونش دارد که تا می‌گوید زهرایی و در کشور ایران، من گم می‌شوم.. در خلوص و غم و عشق صدایش گم ‌می‌شوم. انگار که واقعا همین الان دارد با مادر صحبت میکند.. .