سلام خدمت دوستان عزیز
باخبرشدیم *سید آبرو* دار لرزبان که *طلبه* هم هستن بشدت *درمضیقه* هستن و بخاطرعیال واری مشکلات مالی که دارندهدف داریم یک بسته حمایتی برای آنهاتهیه کنیم
لذا ازشما عزیزان تقاضا داریم کمک های خودتان را دریغ نکنید
6037991780180182
اسماعیل پیش بین
درنشراین پیام کمک کنید
#سلام_امام_زمانم❤️
زمیڹ بہار را بہانہ ميڪند،
و زنده ميشود...
و مڹ براے زندگي
تو را بہانہ ميڪنم
و چشمـانم را ڪہ هر صبــح
براے زودتر دیدنت،
بیـدار ميشوند.
سلام بہانہ زندگيام طلوع ڪڹ
🌤أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج🌤
@shohadarahshanedamadarad🌷
🌼نماز شبش هیچ وقت ترک نمیشد
✍هیچ وقت ندیدم نماز شب شهید سلیمانی قطع شود. آنهم نه نماز شبی عادی، نماز شبهای او همیشه با ناله و اشک و اندوه به درگاه خدا بود. من با شهید سلیمانی رفت و آمد داشتم حتی بارها در منزلشان خوابیدم، اتاق مهمانان با اتاق حاج قاسم فاصله داشت اما من با اشکها و صدای نالههای او برای نماز بیدار میشدم.
🎙راوی سردار معروفی🌟
#اللّهمَّعَجِّلْلِوَلِیِّڪَالفَرَج💫🌟✨
یا فاطمه زهرا سلام الله🌺
@shohadarahshanedamadarad🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✨گفتگوی تأمل برانگیز شهید علی انصاری پیش از شهادت، با همرزمانش👇
♥به نظرتان این رزمنده عزیز در لحظه شهادت چرا می گوید: «دارند صدایم می زنند»
به راستی چه می شنود⁉♥
🌷🌷🌷🌷🌷
#ما_ملت_شهادتیم
#من_ماسک_میزنم
@shohadarahshanedamadarad🌷
راوی شهدا💕:
یا فاطمة اشفعی لنا فی الجنه:
یه خانواده آبرومند و بسیار محترم به شدت در مضیقه هستند و نیازمند کمک های خداپسندانه شما عزیزان هستند ان شاءالله با همیاری و همدلی شما دل های این عزیزان رو شاد کنیم
اجرکم عندالله تعالی
6037991780180182
اسماعیل پیش بین
لطفا این پیام رو نشر دهید
09168301483
برای این خانواده نیازمند مبلغ ۱۰۰هزارتومن جمع اوری شده و نیازمند ۴۰۰هزارتومن دیگر برای بسته هستیم
لطفا کمک های خودتان را دریغ نفرمایید
اجرکم عندالله
#مثل_یک_مرد
#بر_اساس_واقعیت
#قسمت_بیست_ونهم
گوشی که وصل شد سلام و حال واحوالی کردم و با هیجان پرسیدم اوضاع چطوره؟ حالش خوب بود و روحیه اش هم همینطور... جمع بچه هاشون جمع بود و می گفت: حس و حالشون شبیه رزمنده های دوران جنگه...
کلی صحبت کردیم از صبح تا شب را براش توضیح دادم و اینکه شروع کردم ماسک دوزی... خیلی خوشحال شد با اینکه خونه ام کاری می تونم بکنم.
بعد هم پرسید راستی حال دوستت چطوره! خبری ازش داری؟ گفتم آره صبح باهاش تماس گرفتم بد نبود ولی فعلا که بستری دیگه توکل بر خدا...
گفت: خوب باز خداروشکر خبری گرفتی، اتفاقا اینجا یکی از بچه هامون هست بنده خدا نامزدش درگیر بیماری شده خبری هم نمی تونه بگیره، شما که دعا می کنی برای خانم این بنده خدا هم دعا کن...
نمی دونم چی شد گفتم: امیررضا این بنده خدا اسمش مهدی نیست!
با تعجب از پشت گوشی گفت: عه! شما از کجا می دونی؟! آره اسمش مهدی!
گفتم: ایشون نامزد مرضیه است دیگه!
قبلا بهم گفته بود شوهرش می خواد جهادی برای کفن و دفن فعالیت کنه...
خنده ی مرموزانه ای کرد و گفت: خوب پس سوژمون جور شد...
گفتم: امیررضا اذیتش نکنی! بخدا مرضیه بفهمه بی کرونا می کشتم!
خندید و ادامه داد: فعلا که این بنده خدا برای گرفتن آمار گیر ماست...
با بچه ها هم صحبت کرد و بعد گفت: خانمی کاری نداری دیگه من برم!
گفتم حواست باشه خیلی مواظب باشی...
بعد از خداحافظی دلم یه جوری شد وقتهایی هم که اربعین می رفت خادمی همین حس را داشتم!
طی کردن شب بدون مرد خونه خیلی سخته که سختیش را فقط به خاطر یک هدف ارزشمند میشه تحمل کرد!
یاد همسرهای شهدای مدافع حرم افتادم و اینکه چه کسی می تونه درک کنه بهای این فداکاری را جز خدا؟!
تا نیمه های شب مشغول دوختن بودم این کار بهم حس موثر بودن می داد...
صبح دوباره زنگ زدم مرضیه جویای احوالش بشم و بهش بگم نامزدش پیش امیررضاست اما باز زینب جواب داد!
سلامی کردم و اوضاش را پرسیدم گفت: همونجوری که بوده فرقی نکرده!
گفتم: الان تو کجایی!
گفت: بالای سر یه بیمار دیگه ام...
پرسیدم می تونی صحبت کنی؟
گفت: آره کارهام را انجام دادم کم کم باید برم پیش مرضیه...
گفتم زینب قضیه بابای مرضیه را نگفتی چی بود؟!
گفت :باباش جانباز شیمیایی بود چندین سال به خاطر مواد شیمیایی ریه اش درگیر بوده و مشکل تنفسی داشته و عملا همیشه کپسول اکسیژن همراهش بوده بعد هم چند سال پیش شهید شد...
مرضیه دیروز که مشکل تنفسی پیدا کرده بود داشت می گفت تازه حال بابام را می فهمم چی کشیده!
پشت تلفن متحیر مونده بودم بابای مرضیه جانباز بوده و هیچ وقت هیچی نگفته! به سکوت محض رسیده بودم!
زینب ادامه داد به خاطر همین من چیزی جلوش نگفتم...
گفتم: کار خوبی کردی سلام من را بهش برسون بگو آقا مهدیشون پیش امیررضای ماست...
خیلی هم مواظبش باش زینب من نگرانشم!
گوشی را که قطع کردم...
نویسنده:#سیده_زهرا_بهادر
کپی بدون اجازه از نویسنده محترم جایز نیست
@shohadarahshanedamadarad🌷