راویـ ـطور | پورعسکریـ ــ
. هموزنشعرحامدعسکری: . •| من، گوشهییزد، غرقم تو میدان امیرچقماق :) . https://eitaa.com/ravitor_
💭`•| من ، نیمهی شب،🌒
غرقم تو دنیای روایتها.🫂🏙
راویـ ـطور | پورعسکریـ ــ
سلامَلیکُم🩵 اومدم مذاکره کنم باهاتون ببینم ما نیستیم شما هم نیستید؟! بابا ما دیدیم آتشبسه رفتیم تجد
تاریخقلمتبشکنهاگهننویسی
اونی که یه عده دستخطش رو مسخره میکردن؛ چند شب پیش مبعوث شد برا نوشتن پلاکارد😅
راویـ ـطور | پورعسکریـ ــ
تاریخقلمتبشکنهاگهننویسی اونی که یه عده دستخطش رو مسخره میکردن؛ چند شب پیش مبعوث شد برا نوشتن پل
🍃پلاکارد یا حکم جهنم؟🍂
مسئله اینَست!
.
با من همراه باش 🔜
راویـ ـطور | پورعسکریـ ــ
تاریخقلمتبشکنهاگهننویسی اونی که یه عده دستخطش رو مسخره میکردن؛ چند شب پیش مبعوث شد برا نوشتن پل
.
🪧پلاکارد یا حکم جهنم؟!🔥
🖊جوش میزد برای تهیه پلاکارد.
گفت: شعار با من، نوشتن با تو!
حالا شعارا چی باشه خوبه؟!
جواب خودشو داد: همین واسه لبنان و آتشبس و مذاکره دیگه... همین حوادث اخیر.
_حله. فعلا!🤝
امروز فردا میشد و بالاخره یه شب زنگ زد که: میرچقماقم. با پلاکارد سفید.
بیا بنویس ، بدیم بره بین مردم!
_هولهولکی؟! مرضی شعارا تند نباشه؟
+ حالا تو بیا ، چیز میکنیم دیگه!
تا خطکشی میکردم شعار بالا میداد که:
+این خوبه؟
_نه اشتباهه!
+این یکی چی؟
_تنده.
+پوف! این چطوره؟
_اوه! وقت هست سرش بحث کنیم؟
تفاوت دیدگاه، من رو نسبت به شعارا حساس کرده بود و مرضیه رو کلافه!
دلم به حالش سوخت ولی جنگه ، شوخی نیست که.
دست آخر ۵ تا شعار خوب گلچین کرد. نوشتم.
لول زد زیر بغل و خداحافظ تا فردا شب.
برد مقوا بزنه پشتش.
.
🖊همسرم روحانیه.
و خیلی با بصیرت.
جویای ماجرای دیشب شد.
گفتمش: پنجتا پلاکارد نوشتم. آها راستی!
این شعار(....)درسته؟
چشم تیله کرد که: اشتباه محضه! مخصوصا تو این شرایط.
کرک و پرم ریخت. گل به خودی زده بودم.
دیر نشده بود.
زنگ زدم به مرضیه.
«مرضی اون شعار رو پاره کن.
شاید فکر کنی شعارش درست باشه؛
ولی الآن تو این شرایط، درست نیست!
گاهی یه حرف، میشه به ضرر کشورمون!
من نساختمش ولی با دستای خودم نوشتم.
من،
جهنمو واسه خودم نوشتم.
پاره کن اون حکم جهنم رو.»
✍محبوبه پورعسکری
@ravitor_pouraskari
راویـ ـطور | پورعسکریـ ــ
. 🪧پلاکارد یا حکم جهنم؟!🔥 🖊جوش میزد برای تهیه پلاکارد. گفت: شعار با من، نوشتن با تو! حالا شعارا چی
.
پ.ن:
اینجوری نباشه که اگه وسط جمعیت
یه شعاری میدیم ، یا پلاکاردی
دست میگیریم با خودمون
بگیم:در حد یه جملهس
دیگه.اصن حقشونه!
گاهی همون یه
جمله،یه شعار
سرنوشتها
رو عوض
میکنه.
.
شاید بگی چجوری؟ اینکه اون
جملهها باعث تحرکها میشه
و باعث رفتارهای جَو زدهی به
دور از تفکر و بصیرتو آگاهی
و باعث شکلگیری جبهه ها
رو واژه واژه شعار ها حساس
باشیم چون
وَمَن يَعمَل
مِثقالَ
ذَرَّةٍ
شَرًّا
يَرَهُ
@ravitor_pouraskari✍
هروقت یکی میخواد بچمو از اقا پلیس بترسونه
میگم نههههه نگییییید🤦♀
پلیسا "رُحَماءُ بَینَهُماند"...
...
قصه از چه قراره؟ 📖👇
اشداء و رحماء؟
توی تجمع با محمدحسن۲سالهام قدم میزدم.
نظامیهای اسلحهدار را که دید وایساد
بُق نگاهشان میکرد.
کشاندمش که برویم اما پایش را میخ کرده بود در زمین و نمیآمد.
راهش را کشید سمت نظامیها.
پسرک ۸ سالهی دوستم آمد کنارم.
گفت:خاله داره میره سمت نظامیا؟ بغلش کن نذار بره! خطرناکند! اسلحه دارند!
پسرک از کلت و کلاشی میگفت که تا قبل از این در بازیهای توی گوشی دیده بود و حالا داشت نسخه واقعیاش را میدید.
اینکه چند تا فشنگ میخورند صدای هر شلیک چطوری است.
هی اشاره میکرد و از آنها بد میگفت.
چشمش عین پروانهی ترسیده به همه جا میدوید.
باز از بازی گوشی گفت. اینکه توی بازی هیچوقت نباید با یک نظامی همکلام شد یا از آنها چیزی خواست.
درجا آدم را دشمن فرض میکند و شلیک!
گفتمش: نه خاله اونا خیلی هم مهربونن.
بیا باهم بریم پیششون یه خسته نباشید بگیم.
سلام و خداقوت را حواله دادم به مرد نظامی.
ولی پسرک پشت سرم قایم شده بود.
مرد نظامی گفت: عمو بیا این شکلات برا تو! و بعد چوبپر بغلیاش را گرفت و محمدحسن را قلقلک داد.
پسرک باورش نمیشد.
اینبار چشمش به شکلات توی دستش ثابت ماند. بُهتش زده بود.
این مهربانی مرد نظامی یعنی هرشب،
چندین و چندبار بچههایی میآیند و خجول پشت پدر مادرشان قایم میشوند.
مرد نظامی هم یک شکلاتی ، نوازشی ، مهمانشان میکند که تا عمر دارند یادشان بماند مردان نظامی سرزمینشان، مثل نظامیهای توی گوشی تکبعدی نیستند.
بلکه هرچقدر "اَشِداءَ عَلَی الکُفار" هستند، به همان اندازه "رُحماءُ بَینَهُماند".
✍ محبوبه پورعسکری
@ravitor_pouraskari
https://eitaa.com/punzsurvey_app/punz?startapp=04bDtOb&btn=شرکت-در-نظرسنجی
بیا نظرتو بگو رااااحتم کن👩🦯💔
🧹جارو بزنید ، امشب دو جور مهمان داریم چه مهمانی!
.
"عموهای نظامی" مهمون کانالمون هستن🌼 و
اعضای جدید و تاج سر✨
.
همچنین اینکه امشب تولد یه عمو هم هست💔
دیگه چی از این ویژهتر؟😁
.
جارو بزن..
بزن که خوب میزنی
راویـ ـطور | پورعسکریـ ــ
🧹جارو بزنید ، امشب دو جور مهمان داریم چه مهمانی! . "عموهای نظامی" مهمون کانالمون هستن🌼 و اعضای جدی
منتظرم اعضای جدید بیان و بریم برای استقبال🤌🪞
عموهای نظامی
اگر بابا نماد اقتدار باشد؛ عمو هم همین است.
هر چه بابا دارد عمو هم دارد.
آن دست نوازشگر، آن مهر و غرور بابا را،
عمو هم دارد.
اصلاً انگاری همان بابا به توان ۲.
فقط اسمش عمو است که بگوید:
"ع" علمداری است ،
"م" مهربانی است و
"و" وفاداری است.
کلمهی عمو حرمت دارد. وصلهایست مناسب به تن بعضیها؛ مثلاً به آن مرد نظامی سر میدان که تفنگش را مثل پرچم عباس(ع) علم کرده و میگوید: من علمدار این خیمه هستم.
یا آن یکی مرد نظامی که کودکان را "عمویی" صدا میزند. مهربان است و دستِ نوازشگری را از عموی بیدست کربلا آموخته.
یا دیگر مرد نظامی که به "واو" عمو هم وفادار است. به مردم، به میهن هم.
به جسم اِرباً اِربای دیماهش قسم خورده
که بازهم وفاداری کند. او وفای عباس را دید و عمو شد.
کلمه "عمو" حرمت دارد و نباید در هر دهانی بچرخد.
و خاکبرسر آن بیشرفان بیوجود که سگی زرد را وفادار خواندهاند و به او عمو میگویند. سگی که "عوعو" کرده و صُمٌ بُکمٌ عُمیٌها
این "عو" را "عمو" خواندهاند.
✍محبوبه پورعسکری
@ravitor_pouraskari
راویـ ـطور | پورعسکریـ ــ
اشداء و رحماء؟ توی تجمع با محمدحسن۲سالهام قدم میزدم. نظامیهای اسلحهدار را که دید وایساد بُق نگاه
این متن رسید به نظامیها و گفتیم باشد عرض خداقوتی خدمتتان.
اگه تو این پنجاه و چند روز یه شب اومدیم و یه شب نیومدیم
این بندگان خدا هرررررشب اومدن واسه محافظت از ما
از زبون خودشون شنیدم.
⬇️