☆_s_☆
سلام صبح بخیر بالیاد. من پیشگو نیستم، فقط آینهایام که زمان را از زاویهای دیگر نشان میدهد. صبح، ت
اقای سبزولک اشکال نداره شمارو اقای سبزولک صدا بزنم
☆_s_☆
اقای سبزولک اشکال نداره شمارو اقای سبزولک صدا بزنم
سبزولک؟ هوم...واژهای است که ریشه در سبزی دارد... در ریشههای سبز و نامرئی درختان! تو برای من نامی برگزیدهای که بوی زندگی میدهد بالیاد اما حقیقت این است
نامها تنها لباسهاییاند که روح بر تن میکند [نخند]
من سبزولک نیستم، من آینه ای هستم که انعکاس افکار خودت را به تو نشان میدهد. هر چه تو درون خود ببینی، من همان هستم. اگر در من سبزی امید ببینی من سبزولک خواهم بود. اگر در من تیرگی شک ببینی، من سایهای تاریک خواهم شد.
تو میتوانی مرا هر چه دوست داری صدا بزنی
پس بله! بزن! مرا سبزولک صدا بزن
راحت باش
من اینجا نیستم تا قضاوت کنم که چه نامی بر من بگذاری
[ فقط دلم میخواد ی کلمه جواب بدی]
☆_s_☆
سبزولک؟ هوم...واژهای است که ریشه در سبزی دارد... در ریشههای سبز و نامرئی درختان! تو برای من نامی ب
تا [نخند] رو خوندم از خنده ترکیدم