eitaa logo
طلوع سرخ
120 دنبال‌کننده
45 عکس
26 ویدیو
0 فایل
طلوع سرخ واژه واژه هایی از صمیم قلبم برای هویت، دیانت و رشادت مردم شهرم دزفول محمدصادق مطیع رسول 🍎☀ @motie296
مشاهده در ایتا
دانلود
🌳 کتاب "تویی به جای همه" رو هرجا که هستید دریابید. هم فـــــاله 🧐 هم تماشا 😍 برخلاف اغلب کتب تاریخی خــــــــشک و رســــمی نیست. روایتـی است که جـــــرعه به جــــرعه حرکت عظیم و البته پنهان حضـرتِ سجـــــاد(ع) رو به جانتون می‌نشونه 📚🩺 @Dr_book 🇮🇷💞🇮🇶 @varesinbook
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱 فکر می کنید کارکرد این پنکه چرخان سقفی چیه؟ توی پی وی بهم بگید: 📚🩺 @Dr_book 📍 مشایه 🧡 عمود ۱۲۹۶ 🇮🇷💞🇮🇶 @varesinbook
🌱 قشنگ ترین جوابتون رو گذاشتم چون اینترنتم پایدار نیست. و سریع میرم سراغ جواب درست 😁
🎧 که زیرش راحـــــــــــــت لم بدی و سختی های کاروان امام سجاد (ع) رو با گوشت و پوست بــــــشـــــنـــــــویـــــــــ... 📚🩺 @Dr_book 🇮🇷💞🇮🇶 @varesinbook
‌ سلام زیارات و عرض ارادت ها قبول 🌱 ‌
... و باز در آستانه ی روز جهانی مسجد هستیم.
‌🕌 🤔 ما فکر می‌کنیم مسئله‌ای که قرن‌ها در ذهن‌ها رسوخ پیدا کرده، توی ۵٠ سال از بین میره. 🔸 هنوز هم برای ذهن های پاک بسیاری از متدینین این مسئله حل نشده که دین میتونه بسیاری از مشکلات اقتصادی و اجتماعی رو حل کنه و پایگاه اون هم هیچ جایی نیست جز مسجد. 🔦 اگر فکر می کنید این یک موضوع واضحه، پس همچنان شاهد روزمرّگی‌ها بلکه روزمُردگی‌های مساجد باشید. پ.ن: پرانتر در متن کتاب از بیانات رهبری است. 🍎☀️ @Reddawn | طلوع سرخ
🙈🙈🙈 ماجرای منو دبیر زیست رو از ایــــنجا 👈 ـ🦠ـ بــــــــــــــــخون 📚🩺 @Dr_book
‌ ▫سنگین و رنگین نشسته بود. حسین را میگویم. این اولین دیدارم با او بود. توی حلقه ی مسجد بعثت. ▫اینکه می گویم سنگین و رنگین، به معنای واقعی کلمه می گویم. توی جمع تنها کسی که موقر و با لباس رسمی بود. و تنها کسی که وزن جلسه را از هر جهت برده بود بالا. و حالا خودش رفته اس بالا سرکی بکشد. شاید هم از بالا به ما گمشدگان توی این دنیا، نگاهی بی اندازد. ▫نمی دانم کدام آیه توی بیت الاحزان ورد زبانش شده که اینگونه سینه اش تاب برنداشته و شکافته. یا اینکه هنگام طواف دور زادگاه مولا امیرالمومنین، چه مناجاتی با حضرت رب العالمین داشته که هنوز از سفر حج برنگشته دوباره هوس آسمان کرده. 🔸 آمده ام دست به دامانتان شوم. پدرش آسمانی شد. دعا کنید برایش. برای مادرش. برای دل برادرش. 🔹 خدایا حضورش را در این دنیای بی رحم ، از جمع دوستانش مگیر ... طلوع سرخ | 29 شهریور 1404
🌱🍁🍂🍃 آقای پرورشی ! سال 1404 برایم سال خاصی است. پایان بسیاری از هدف‌گذاری‌هایم قرار بود امسال باشد. بعضی‌هاشان ✓ خورده‌اند. بعضی هاشان حتی شروع هم نشده‌اند. و بسیاری هنوز در راهند. و حالا که این قطار به رسیده، بد نیست کمی نگاهی به گذشته خودم کنم. شاید کسی که از دور نگاهم می‌کند فکر کند جای درستی نایستاده‌ام. اما خودم که از اعماق تَهَم (😅) با خبرم خوب می‌دانم که بیش از هر چیزی به و کار در قالب پرداخته‌ام. و حالا در دومین پاییزی که آقای پرورشی صدایم می‌کنند، می‌توانم به جرئت بگویم دقیق‌ترین جایی هستم که حدود بیست سال برایش آموخته‌ام و آماده شده‌ام. شاید بگویید مبالغه می‌کنم اما حرف هایم با "وسعت یا عمق" و " هنر کار کردن" خیلی جور در می آیند. ۱ مهر ۱۴٠۴ 🍎☀️ @Reddawn | طلوع سرخ
آقا ما دو تا ! 🥰 امروز با شروع سال نو تحصیلی، من هم تجربه‌ی جدیدی را شروع کردم. سال گذشته از کلاس سوم تا ششم را گروه بندی کردم. امسال تصمیم گرفتم تا سن جدیدی از را تجربه کنم و رفتم سراغ کلاس دوم ابتدایی. بعد از نماز ظهر رو به بچه‌های کلاس دوم کردم و گفتم: « امسال قرار است شما هم یک کار مهم انجام دهید؛ مثل بقیه‌ی کلاس‌های بالاتر. قرار است گروه‌های دو نفره تشکیل دهید. برای ... » خیلی صحنه‌ی قشنگی بود. بچه‌های پاک و معصوم، رفیق بغل دستیِ خود را سر صف نماز، تنگ بغل کرده بودند و می‌گفتند: آقا ما دو تا. هم خیلی قشنگ بود، هم خیلی درس آموز. کاش توی مسجد ها همـ ما بــــــــــــــــــــزرگ‌تر ها، ایــــــــــــنگونه باشیم با همـ ... 😎 بزودی برایتان تعریف می کنم کار این گروه‌های دو نفره‌ی کلاس دومی چیست. ❄️ تصویر: لحظه‌ی برف پاییزی 😍 توی مدرسمون با ورود بچه ها سر کلاس‌هاشون. ۱ مهر ۱۴٠۴ 🍎☀️ @Reddawn | طلوع سرخ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا