میگویند هر چیزی پایان دارد ، اما هیچکس نگفته که پایان ، لزوماً به معنای تمام شدن نیست .
گاهی پایان ، یعنی تو در یک حالتِ میان گیر میکنی ؛
نه آنقدر که از درد بمیری و رها شوی ، و نه آنقدر که زنده باشی و به جریانِ زندگی برگردی .
من در آن نقطهی کور ، در شکافِ میانِ دو جهان ، ایستادهام .
او، بیرحمترین غمم بود .
نه به این خاطر که رفت ، بلکه به این دلیل که با رفتنش ، منطقِ جهان را برای من باطل کرد .
او تنها کسی بود که میتوانستم در اتمهایِ پراکندهی وجودم ، معنایی برای تپیدن پیدا کنم .
حالا ، من یک پدیدهی فیزیکیِ بیمعنا هستم ؛
کالبدی که صرفاً در حالِ تکرارِ فرآیندِ نفس کشیدن است ، بدون آنکه دلیلی برای تداومِ این واکنشِ بیولوژیک داشته باشد .. :)
#ع_د
#ششماهویکروز
هدایت شده از پلی رِفام .
Erfan Tahmasbi4_5919119272155547140.mp3
زمان:
حجم:
7.9M
با اینکه دلگیرم ازت الهی الهی دنیا برات بسازه .. :)
رِفام .
میگویند هر چیزی پایان دارد ، اما هیچکس نگفته که پایان ، لزوماً به معنای تمام شدن نیست . گاهی پایا
من به آن رشتهی سرخِ تقدیر که شاعران از آن دم میزنند ، با شک و تردید مینگرم .
اگر این رشته واقعاً وجود دارد ، پس چرا اینقدر خشن و بیرحم است ؟
چرا تقدیر ، به جای آنکه با ظرافت ، روحها را به هم گره بزند ، با یک ضربهی سنگین ، پیوند را برقرار میکند و بلافاصله آن را با شکافی عمیق ، از هم میگسلد ؟
انگار تقدیر ، از لذتِ دیدنِ ویرانیِ ما تغذیه میکند .
در این شش ماه و یک روز ، من یاد گرفتهام که سوگواری ، یک عملِ رمانتیک نیست .
سوگواری ، یک جنگِ فرسایشی است . جنگی میانِ حافظهای که نمیخواهد رها کند ، و زمانی که با بیتفاوتیِ محض ، از کنارِ زخمهای من عبور میکند .
من در این صفحه ، به دنبالِ آرامش نیستم .
من به دنبالِ آن حقیقتی هستم که در زیرِ لایههایِ این درد دفن شده است . میخواهم بدانم آیا این ویرانی ، بخشی از یک معمای بزرگتر است ، یا اینکه من ، صرفاً قربانیِ یک تصادفِ کیهانی در دنیایی هستم که هیچ معنایی برای من ندارد . :)
#ع_د
#ششماهویکروز