﷽فقه ذهن (شماره ۰)
نظر به اهمیت مسئله فکر، اندیشه، تفکر، اندیشیدن و علوم شناختی از یک سو و خلاء جدی روشمندی استدلال در علوم انسانی_ اسلامی از سوی دیگر، این کانال با رویکردی فقهی به موضوع ذهن (استدلال و تفکر) خواهد پرداخت.
فقه ذهن، دائره بزرگی از مسائل مختلف مربوط به ذهن را شامل می شود. از نیت تا خواطر نفسانی، از جواز و عدم جواز تفکر در موضوعات مختلف تا مفهوم شناسی تفکر به عنوان یکی از پرتکرارترین آموزه های دینی، از تفکر در عبادات تا تفکر به مثابه عبادت و از لزوم روشمندی استدلال های مختلف در علوم انسانی متن محور تا بیراهه های استدلال و از فکر بشری تا هوش مصنوعی.
🔺با ما همراه باشید.
__________________________
https://eitaa.com/religiousartmedia
﷽ فقه ذهن(مجلس اول) : مفهوم شناسی تفکر
🔹توصیه به تفکر و اندیشیدن در تعالیم دینی ما از جمله قرآن کریم، فراوان است. افلم ینظروا. قل انظروا، لعلکم تتفکرون ...
اما به راستی این فکر کردن، چگونه است؟
معمولا فکر کردن _در انگاره ما_ آمیزه ای از نوعی سکوت و تمرکز بر موضوع است. اما واقعیت این است که سکوتِ متمرکز، غالبا قابل تداوم نیست و کمتر ذهن را می توان با یک سکوت مرتاضانه، رام کرد. باید در مورد ابزارهای تفکر هم گفتگو کنیم. مثلا نوشتن، ابزاری برای تفکر است. وقتی می نویسیم؛ عملا فکر خود را به کار بسته ایم و علم را به قید و بند کشیده ایم.
اگر فرآیند فکر کردن را مانند چرخ دندههای یک ابزار مکانیکی تصور کنیم؛ تنها زمانی شاهد محصول هستیم که چرخ دندهها با یکدیگر درگیر شوند. تا زمانی که این درگیری حاصل نشود؛ اصطلاحا با حرکت هرز مواجهیم. مثلا در دوچرخه، شما رکاب می زنید؛ اما حرکت نمی کنید.
در مسیر فهم متن و از جمله قرآن کریم نیز وضعیت تفکر تا حدود زیادی همینگونه است. فکر کردن، با خلسه ذهنی پدید نمی آید. آنچه به صورت ویژه در مورد تدبر در متون دینی از جمله قرآن کریم، پیشنهاد می شود؛ روش آزمونی_مفهومی چندضلعی است.
در این روش، به دلیل اینکه شما نگاه خود را در زاویه خاصی قفل کرده اید؛ عملا در مواجهه با آیات دچار درگیری ذهنی می شوید. این درگیری ذهنی همان تفکر است. حال وقتی این درگیری ذهنی با دخالت چندزاویه نگاه انجام شود؛ امکان ارتقاء درگیری به صورت همزمان بالاتر می رود.
کتاب آزمون های پیشاتفسیری متن، توانسته این مفهوم از تفکر را به عنوان الگویی عملی، عینی سازی کند.
🔺با ما همراه باشید.
______________________
https://eitaa.com/religiousartmedia
﷽ فقه ذهن(مجلس دوم) : خطر انگاره ها
انگاره ها را می توان دشمن خاموش و بی سر و صدای تفکر و اندیشیدن نامید. اندیشیدن در زمین بازی که انگاره ها برای ما ترسیم کرده اند؛ به ظاهر خیلی فریبنده است. انگاره در مواجهه با متون، مانند شرک خفی در اعتقادات است.
از این رو در آنچه ما آن را غالبا امری عقلانی و مبتنی بر اندیشه یاد می کنیم؛ باید از انگاره های ممکن نیز جستجو کنیم. باید مراقب بود اصرار بر عقلانی نشان دادن یک برداشت، شبیه داستانک مار و شکل مار نباشد.
تفسیر -یا به تعبیر بهتر عملیات تفسیری- در اولین مواجهه با متون دینی، چیزی جز دو اتفاق عمده نیست: یکی برداشتن غبار تاریخی و دیگری تشخیص انگاره حاکم بر متن. یکی از انگاره های غلط تصور امکان تعامل با متن غیر آغشته به فهم (نص غیرمشوی) است. اساسا هیچ متنی- به ویژه متون دینی در ساختار تمدنی اسلام- بسان موجودی عریان و منسلخ از سیطره یک فهم نیست و البته روایت اول، نقش مهمی در شکل گیری این فهم دارد. اگرچه شاید گریزی از طبقهبندی متن نباشد؛ اما در عین حال، همواره در تفسیر متن باید نگران انگارهها و اشراب آنها به متون نیز باشیم. انگاره پژوهی، فضا و رویکرد نوینی در مطالعات دینی است. کتاب انگاره کاوی در مطالعات معاصر اسلامی، با واکاوی رویکردهای متداول در تفسیر متون اسلامی در مطالعات معاصر، ۲۷ انگاره از انگارههای ساختاری حاکم بر فضای این نوع مطالعات را بررسی کرده است.
🔺با ما همراه باشید.
__________________
https://eitaa.com/religiousartmedia
﷽ فقه ذهن(مجلس سوم) : تفکر و شبه علم
به این جملات دقت کنید:
فلان کتاب در n تعداد مجلد به این موضوع پرداخته...
در فلان موضوع ما n تعداد کتاب و مقاله داریم...
فلانی،n تعداد کتاب و مقاله دارد...
در بخشی از فضای دانشوری امروز، با این نوع ادبیات مواجهیم. بهترین تعبیر از این ادبیات، تعبیر علم کیلویی و قابل توزین است. یعنی فقط مهم است بدانیم که چند کیلو مطلب در مورد فلان موضوع هست؛ حتی اگر محتوای داخل این مطالب، برایمان اهمیتی نداشته باشد.
علم کیلویی، شبه علمی بیش نیست؛ اما بدجور صدا دارد و صدا می کند!
غوطه ورشدن در این شبه علم ها، گاهي مجال فکر کردن را هم از انسان می گیرد.
آیت الله سبحانی می گوید: از صفات بارز امامخمینی(س) این بود که تفکرشان بر تتبعشان غلبه داشت. یعنی تفکر و اندیشیدن ایشان بیش از تتبع و جستوجو کردن در کتاب بود. بهطور مثال وقتی درس مکاسب را می گفتند من تعدادی کتاب خدمت ایشان بردم و عرض کردم اینها را هم ملاحظه بفرمایید. ایشان فرمودند همه را ببرید من باید خودم فکر کنم . کسی که این همه را نگاه کند برای فکرش مجالی نمی ماند. پس از آن فقط حاشیه صدیق و حاشیه دیگری بر مکاسب را برگزیدند و بقیه را برگرداندند.(پابه پای آفتاب، ج۲، ص۳۷)
باید در دنیای پر سر وصدای شبه علم ها و علوم کیلویی، این سوال را پرسید:
حرف حسابش چیست؟
اگر حرف حسابی بود؛ یک کلمه اش هم کافی است؛ نیازی به توزین حجم و عدد صفحات و مجلدات نیست!
🔺با ما همراه باشید.
______________
https://eitaa.com/religiousartmedia
﷽ فقه ذهن(مجلس چهارم): تعریف فقه ذهن
ابتدا به مناسبت میلاد حضرت عسکری علیه السلام، بحث را با این روایت از حضرت شروع می کنیم که:
لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ
عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.
مقدمه مهم اینکه ما باید ذهن و رفتار ذهنی را به عنوان یک موجود و واقعیت رفتاری بپذیریم. مراد ما از ذهن، فرآیند فکر کردن است.
ذهن و فرآیند فکری، مانند سایر افعال جوارحی، امری رهاشده از سوی شارع نیست. آفرینش عقل به این معنا نیست که خداوند، خلقت را مانند یک کامپیوتر خلق و رها کرده است بلکه این برای فکر و ذهن نیز مانند سایر موارد، قواعدی تشریع کرده است. فکر کردن مانند سایر افعال جوارحی است که نیازمند دستورالعمل(فقه) است.
بر این اساس، فقه ذهن عبارت است از:
استنباط الاحکام الشرعیه الفرعیه للافعال الذهنیه الاختیاریه من ادلتها التفصیلیه
طبعا مراد از احکام ذهن، رفتارهای اختیاری ذهن است که امر و نهی به آن تعلق بگیرد.
تصور ما این است که مسائل علم منطق _که از آن به ابزار دفع خطای در فکر یاد می شود_ به فلسفه اختصاص دارد؛ در صورتی که افعال ذهنی و جوانحی، بخش مهمی از افعال هستند که_مانند افعال جوارحی_ نیازمند فقه و فتوای شارع است. ضمن اینکه فکر پشتوانه انجام افعال است. یعنی با یک مقدمه فکری، عملی آغاز می شود. از این رو مثلا در فقه برای نیت ارتکاب گناه، هم مورد بحث است.
از سوی دیگر این فکر کردن صرفا یک خلسه ذهنی ممتند نیست. بلکه همان انجام اذکار و عبادات نیز می تواند بخشی از فرآیند فکر کردن باشد و نه جدای از آن. در واقع عمل عبادی خودش، آغشته و مشوب به فکر کردن است. یادم هست فردی از استاد اخلاقش می پرسید؛ آیا می توانم به جای نماز شب، تفکر کنم؟! روشن است که این سوال، ناشی از عدم فهم عبادت و تفکیک عبادت از تفکر است. اینکه امام عسکری(ع) فرمودند: لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ، ناظر به تفکیک عبادت از تفکر نیست بلکه ناظر به عبادات بدون تفکر است.
از همین رو حضور قلب در نماز هم به معنای ترجمه الفاظ یا یک خلسه ذهنی نیست بلکه یک نظام متفکرانه و روشمند بر آن حاکم است؛ از جمله اینکه بدانی به معنای این است که بدانی در مقابل چه کسی ایستاده ای. از جمله این روایت:
أَنَّهُ کَتَبَ إِلَی صَاحِبِ الزَّمَانِ ع یَسْأَلُهُ عَنِ التَّوَجُّهِ لِلصَّلَاةِ یَقُولُ عَلَی مِلَّةِ إِبْرَاهِیمَ وَ دِینِ مُحَمَّدٍ(وسائل، ج۶، روایت ۷۲۴۹، ابواب تکبیره الاحرام)
🔺با ما همراه باشید.
__________
https://eitaa.com/religiousartmedia
هدایت شده از فکر مصنوعی
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎼
🎙#معرفی_صوتی_کتاب : (شماره ۳)
" انگارهکاوی در مطالعات معاصر اسلامی"
🎙با صدای مولف کتاب:
"دکتر محمدحسن احمدی"
🔸انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب/ پاییز ۱۴۰۴
#صدای_مولف
#محمد_حسن_احمدی
🎞 تهیه و تدوین: مهدی محمدی شجاعی
#کتاب_زندگیات_را_با_دانایی_ورق_بزن
✨باما همراه باشید✨
⏮️ | ایتا | تلگرام | اینستاگرام
🆔 @libadyan
┄┅═══••✾••═══┅┄
⏮️ | واتساپ
https://chat.whatsapp.com/EZkvKCGCDgPGiTAes9Fh50
🔴 هماکنون:
مقالهی کد 1108 با عنوان
«فقه ذهن و فضای سایبر»
توسط نویسنده مقاله:
«محمدحسن احمدی»
در حال ارائه است.
لینک محل نشست ارائه مقاله:
🔗 https://vroom.cysp.ir/c
🌐 https://cysp2025.ut.ac.ir
🌐 https://conf.cysp.ir/links
🆔 @cysp_conf
﷽ فقه ذهن(مجلس پنجم): پدیده وکالت در میراث، آسیب پژوهش های معاصر اسلامی
🔺به مناسبت انتشار کتاب انگاره کاوی در مطالعات معاصر اسلامی
دوری از متن، از شاخصهای منفی مطالعات معاصر است. در شکل گیری این مسئله علل مختلفی قابل احصا است. الگو گیری از نظام آکادمیک مدرن، نظام پژوهش مبتنی بر فرضیه، پژوهش های خاورشناسان، سهل التناول شدن متون در قالب های موضوعی و تلاش برای قاعده مندسازی فهم متن.
این ها همه و شاید عللی دیگر موجب شد امروزه شاهد آن باشیم که ارتباط مستقیم مخاطب و متن، بریده شود و دسترسي به متون اصلی تنها از طریق متون واسطه ای محقق شود. از این پدیده می توان به پدیده وکالت از متون یاد کرد. این وکالت در دوره های پیشامعاصر نیز بی سابقه نیست. به عنوان نمونه، برخی، نگارش کتاب های صحاح ست، را نشانی از تضعیف جریان علمی دانسته اند.(پاکتچی، احمد)
امروزه و در دنیای معاصر البته با گونه و چهره متفاوت و فریبنده تر، با پدیده وکالت از متون مواجهیم. وکیلانی که به جای صاحبان کتاب ها، این کتاب ها را البته با انگاره خودشان تفسیر و تحلیل می کنند. این پدیده، موجب تفکیک فضای دانشوری به دو فضای وکالتی و تقلیدی شده است. کسانی به وکالت از متون، سخن می گویند و کسانی که این تحلیل ها را به عنوان اصول موضوعه پذیرفته اند. پدیده وکالت، ممکن است ظاهر اتوکشیده ای داشته باشد؛ اما می توان آن را از ابتلائات و آسیب های جدی فضای دانشوری معاصر نام برد.
پ.ن. کتاب های موسوم به کتاب های درسی، سهم مهمی در این وکالت دارند.
هدایت شده از فکر مصنوعی
﷽کتاب نوشتن، دعوت به خود یا دعوت به اسلام؟!
🔺 به مناسبت هفته پژوهش
هفته پژوهش است و هر ساله به همین مناسبت موجی از رونمایی از کتاب ها به راه می افتد. از کتاب های تک جلدی گرفته تا بیست و سی و .... جلدی. روزی نیست که در این موسسه و دانشگاه و مرکز و آن پژوهشگاه و اندیشکده و .... ، رمانی بریده نشود و از کتابی و موسوعه ای رونمایی نشود. جالب آنکه همه آنها هم مبتنی بر دغدغه هایی عمیق! اما پس از رونمائی، احیانا کسی غیر از مولف خبری از آن نگیرند! کتاب ها و موسوعه هایی که به برکت ابزار آلات نوین مجازی، به آسانی افراد را به پژوهشگر و آثارشان را به کتاب تبدیل می کند!
واقعیت آن است که در عرف بومی ما، کتاب با پژوهش گره خورده است. در کلیت این جمله البته شکی نیست. اما صحبت بر سر آن است که مخاطبان این کتاب ها چه کسانی هستند؟ در یکی از همین جلسات همین نشست ها ، سخنران جلسه می گفت روزی پرسیده شد چند نفر تفسیر المیزان را کامل خوانده اند؟! پاسخ چیزی در حد انگشتان دست هم نبود. حال از مخاطبان این نوشتار می پرسم آن وقت چه انتظاری است که این همه کتاب هایی که می نویسیم؛ خواننده داشته باشد؟ اصلا مگر مخاطب با عمر محدود و گرفتاری های ویژه زمان ما، چقدر وقت دارد که بخواهد همه کتاب های از صدر اسلام تا کنون به اضافه کتاب هایی که با سرعت نور در حال تالیف اند را بخواند؟! چه خوب بود مولفان، کمی هم به کاغذ و هم به وقت خواننده به عنوان یک حق الناس نگاه می کردند. وقتی برای یک موضوع الف، ده نفر از معاصران کتابی نوشته اند؛ چرا مولف و عالم دیگری باید با همان عنوان کتاب بنگارند؟ آیا این مصداق اسراف نیست؟! آیا این مصداق تعدی به بیت المال نیست؟! آیا این مصداق دعوت به خود نیست؟! یک زمانی_مثلا در موضوعات اعتقادی_ کتاب های شهید مطهری، یک معیار بود برای جوان امروزی ما. اما شما امروز را نگاه کنید. هرکسی، در هر موضوعی نه فقط کتابی بلکه کتاب خودش! را معرفی می کند. چه خوب بود قدری به میراث پیشینیان و یا برخی کتاب های شاخص، احترام می نهادیم. باور کنیم که کتاب نویسی به طرز جنون آمیز امروزه، بیشتر کارکرد رزومه سازی پیدا کرده است نه احترام به دغدغه های جامعه.
این ها همه را گفتم که بگویم درست است که کتاب، نماد پژوهش است؛ اما قرار نیست کتاب نگاری ما موجب متحیر کردن مخاطبان شود. عالمان جامعه بهتر است به جای نگاشتن کتاب های تکراری، نظرات متفاوت خود را بسان حاشیه ای بر پیشینیان بنگارند. همان که رویه سلف ما هم بوده است. شاید هم نگارش یک مقاله، کافی باشد!
آری بس است! کتاب نوشتن بس است!
________________
🔸️ فکر مصنوعی
🆔https://eitaa.com/fekremasnooee
هدایت شده از فکر مصنوعی
﷽ داستان یک نیاز
به مناسبت میلاد جوادالائمه علیه السلام
❇️ همه ما در مسیر سبک زندگی به چیزهایی نیازمندیم که ما را در توجه و رسیدن و عمل به وظایف اساسی کمک رساند. یکی از این نیازها در برخی موارد، نیاز به چیزی از جنس یک چرخش و تغییر مبتنی بر یک خودآگاهی مومنانه است.
گاهی در میان همه تدبیرهایی که برای زندگی داریم؛ لازم است دستی از غیب برآید و مسیر راهمان را تغییر دهد. این مسئله، هم در امور اجتماعی برای جامعه ایمانی رخ می دهد(ر.ک. یوسف:۱۱۰) و هم در امور فردی، هر فرد مومن به آن نیازمند است. در مواقعی در زندگی، خودمان خیال می کنیم مسیر درستی را پیش می رویم. اما اتفاقا در همان حال بیشتر از همیشه نیازمند دستی هستیم که مسیر ما را بچرخاند. به روایات ذیل آیه (أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ: انفال:۲۴) دقت کنید. گاهی انسان در مسیری است که باور او آن است که همه چیز با او همراه است. این که گفتم عین تعبیر روایت است.(هو أن يشتهي الشيء بسمعه و بصره و لسانه و يده) یعنی همه چیز با تو همراه است. از نوع همان حسی که احیانا می گوییم حالمان خوب است. اما در واقع خوب نیست و تو خیال می کنی خوب است. تنها یک اتفاق است که می تواند مانند مانعی، سد راهت شود و تو را از این احساس و انگاره باطل بیرون آورد؛ چیزی از جنس یک توفیق از سوی خداوند بزرگ.
آری! یکی از نیازهای ما در زندگی فردی و اجتماعی امان همین است. همه ما در سبک زندگی خود به چنین توفیق هایی نیازمندیم و چه خوب فرمود مولود این روز بزرگ حضرت امام محمدبن علی الجواد علیه السلام که :
🔺اَلْمُؤْمِنُ يَحْتاجُ اِلى ثَلاثِ خِصالٍ: تَوْفيقٍ مِنَ اللّه ِ، وَ واعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُهُ
هدایت شده از فکر مصنوعی
﷽فصل امتحانات(۱) تشویق و تکریم، از ضرورت تا کیفیت
یکی از روال های فضاهای اجتماعی ما، تشویق افراد برتر است. این مسئله به خصوص در فضاهای آموزشی می تواند همراه با آسیب های عمده ای باشد که اصل آموزش را نیز تحت الشعاع خود قرار دهد.
مثلا تصور کنید مدرسه ای قصد دارد دانشآموزان برتر خود را تشویق کند. برای این کار همه دانش آموزان را در سرمای اول صبح در حیات مدرسه سرپا نگه می دارد تا چند نفر در حضور نگاه های این جمع، تشویق شوند. به نظر شما دانش آموزان دیگر، در این لحظه چه احساسی دارند؟!
تشویق نباید به گونهای باشد که یک یا چند نفر محدود را به عرش برد و در اکثریت حس یاس و ناامیدی ایجاد کند. خیلی وقت ها همین تشویق ها، کل تلاش آموزشی را زیر سوال می برد.
تشویق، خوب است و لازم. اما یادمان باشد که برای تشویق چند نفر نباید بر شانه های دیگران سوار شد. اساسا ایجاد رقابت حسادت انگیز_که متاسفانه سیستم های آموزشی ما بدان دچار است_ باید جای خود را به همراهی دسته جمعی بدهد. در یک دوره آموزشی، باید همه دانش آموزان، سهمی در موفقیت یکدیگر داشته باشند.
به بهانه تشويق برخی، ارزش کار دسته جمعی همه دانش آموزان را نادیده نگیریم.