نسخهٔ خیال
[ سحرهای امید ] ماه رمضون که میاد، یه فرصت ناب دستمون میده. یه فرصت نه فقط برای اینکه گشنهبمونیم
-
[ آرامشِ مهمانیِ خدا ]
ماهرمضان که میشه، انگار یه تلوزیونِ جادویی روشن میشه که فقط لحظههای قشنگ رو نشون میده.
اون وقتِ سحر که همهٔ شهر هنوز خوابه، یه حس خیلی خاصو دنج داره. انگار داری یه رازِ شیرین رو با خدا تقسیم میکنی. بیدار شدن، اون صدای آرومِ ریختن آب توی استکان، بوی نونِ تازه که شاید از خونهٔ همسایه بیاد، خوردنِ یه لقمه پنیر و سبزیِ خنک، همهٔ اینا یه جور آرامشعمیق داره که تا شب باهاته. انگار یه باتری مثبتِ قوی شارژ میکنی.
بعد که خورشید خانوم کمکم سرک میکشه و روز شروع میشه، اون حسقشنگِ "امروز یه روزِ متفاوته" تو دلت میشینه.
کارها رو با یه انرژی دیگه انجام میدی، چون میدونی یه افطارِ دلچسب خواهی داشت.
و اما اوجِ ماجرا افطار؛ اون لحظهای که اذان میگه، انگار کلِ دنیا یه نفسِ عمیق میکشه. اولین جرعهٔ آب، یا اون اولین دونهٔ خرما، مزهاش با کلِ سال فرق داره، مزهٔ "الحمدلله" میده. بعدش، سر سفره نشستن، دیدنِ چشمهای منتظرِ خانواده، اون عطرِ قرمهسبزی که خونه رو پر کرده. خندهها، حرفها، شوخیها.
انگار تمامِ روز، انرژیِ منفیها رو فیلتر کرده بودی و حالا وقتِ شاد بودنِ.
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
آنها برای خبری از تو جایزه دهمیلیون دلاری گذاشتند. و تو خندیدی و نوشتی که مرگ را جز سعادت و زندگی با ظالمان را جز خواری نمیبینم. آن روز توئیت تو، بوی جملهی «مثلی لایبایع یزید»آقا را میداد در آن دیدار پایانی. ما کاری به جناحبندیهای سیاسی نداریم. تو عاقل و حکیم بودی. خوشصحبت و فکور. تو این اواخر، فخر طایفه ما شده بودی. پهلوان قبیله بودی. یکهو میزدی توی خطر. آن روز که بعد از شهادت سید، زیر بمباران شدید بیروت رفتی وسط ضاحیه، ما خیلی عشق کردیم. آنروز که وسط نشست خبری در لبنان زدی به تخت سینهات و گفتی من مسئول امنیت ایران هستم، خیلی مردانه بودی. روز قدس هم بهرغم انتظارها ناگهان کف خیابان ظاهر شده بودی. تو آن پیرهنهای کتان دوجیب را که میپوشیدی با آن عینک آفتابی و ساعت همیلتون اصل، شیکپوش بودی و بوی ادکلن تلخ مردانهات از عکسها هوریز میکرد به مشام. تو با آن صدای مخملی مخصوصبهخودت که جلوی دوربین مینشستی و آنطور گوشهلب کج میکردی به تحقیر دشمن، ما دلمان خنک میشد. حالا قبل نامت، سرخ نوشتهاند شهید. و تو باید باشی که زیر عکسهایت امضایی بزنی و مثل همیشه بنویسی: بنده خدا علی لاریجانی.
«مهدی مولایی»
https://eitaa.com/m_molaie110
نسخهٔ خیال
عاقبت بهخیر شدنتون مبارک آقای لاریجانی.
-
هر خون پاکی که ریخته میشود، ریشهٔ انقلاب را محکمتر و داغ مردم را تازهتر میکند.
به قول حضرتآقا، اصل انقلاب است نه اشخاص.
ما از شهادتِ دلیر مردانمان باکی نداریم چون حقانیت زمامداری منجی عالم بر ایران ثابت شدهاست.
و برای ما شیعیانِ علیبنابیطالب ،تسویه حسابی بهتر از شهادت از جانب خدا، نیست.
دشمن دیگر خانه نشینی و خالی شدن خیابانها را باید در خواب ببيند.