کافه کتاب
ترکیب پیالهای که در هم پیوست بشکستن آن روا نمیدارد مست
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
«حافظ»
کافه کتاب
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود «حافظ»
دایم دل خـود ز معصیت شـاد کنی
چون غم رسدت خدای را یاد کنی
حسن دهلوی
کافه کتاب
دایم دل خـود ز معصیت شـاد کنی چون غم رسدت خدای را یاد کنی حسن دهلوی
یارب به کمند عشق پا بستم کن
از دامن غیر خودتهی دستم کن
یکباره زاندیشه عقلم برهان
وزباده صاف عشق سر مستم کن
کافه کتاب
یارب به کمند عشق پا بستم کن از دامن غیر خودتهی دستم کن یکباره زاندیشه عقلم برهان وزباده صاف عش
نقش او در دل چه زیبا مینشست
سنگدل آیینهی ما را شکست
کافه کتاب
نقش او در دل چه زیبا مینشست سنگدل آیینهی ما را شکست
تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق هر دم آید غمی از نو به مبارکبادم
«حافظ»
کافه کتاب
تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق هر دم آید غمی از نو به مبارکبادم «حافظ»
مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده
ولیکن با که گویم راز چون محرم نمیبینم
سعدی
کافه کتاب
مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده ولیکن با که گویم راز چون محرم نمیبینم سعدی
مرا غرض زنماز آن بود که پنهانی
حدیث درد فراق تو باز بگذارم
وگرنه این چه نمازی بود که من با تو
نسشته روی به محراب و دل به بازارم
کافه کتاب
مرا غرض زنماز آن بود که پنهانی حدیث درد فراق تو باز بگذارم وگرنه این چه نمازی بود که من با تو
میکشم دردی که درمانیش، نیست
میروم راهی که پایانیش نیست
سلمان ساوجی
کافه کتاب
میکشم دردی که درمانیش، نیست میروم راهی که پایانیش نیست سلمان ساوجی
یكی دو فصل گذشت از درو ، ولی چه كنم
كه باز خوشه ی دلتنگیم دروده نشد
چه چیز تازه در این غربت است ؟ كی ؟ چه زمان
غروب جمعه ی من بی تو پوك و پوده نشد ؟
کافه کتاب
یكی دو فصل گذشت از درو ، ولی چه كنم كه باز خوشه ی دلتنگیم دروده نشد چه چیز تازه در این غربت است ؟
در دایرهای که آمد و رفتن ماست
او را نه بدایت نه نهایت پیداست
🌺🍃🌺
خیلی عالی بود واقعا که شعر حال دل آدمو خوب میکنه
گاهی برای حال دلتون شعر بخونید
تمام خستگی روح و روانتون رو رفع میکنه😊😍
کافه کتاب
🌺🍃🌺 خیلی عالی بود واقعا که شعر حال دل آدمو خوب میکنه گاهی برای حال دلتون شعر بخونید تمام خستگی روح
هر هفته منتظر ما باشید 👌❤️