eitaa logo
کافه کتاب
2هزار دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
657 ویدیو
408 فایل
🪩🫧ࡏـــــــــــߊ؋ۭۭۭۤۤﻬ ـکــتـ♪ـــاـبـــــــٰٰٖٖٖ͟ــ⸹ڪټـــــاﺑــــڅﯡاڼ♥️🫧 کتاب های روانشناسی، رمان ،تاریخی،ادبی و.. مشاعره، دل نوشته و هر چیزی که حال دلتون رو خوب کنه✨️ 🧚‍♀️همراهمون باشید ناشناسمون😉 https://eitaayar.ir/anonymous/Pq8N.Uo3vI
مشاهده در ایتا
دانلود
کافه کتاب
دیگر گذشته از سر و سامان من مپرس من بی‌تو دست از این سر و سامان کشیده‌ام
ماشبي دست برآريم ودعايي بکنيم غم هجران تورا چاره زجايي بکنيم حضرت حافظ
کافه کتاب
ماشبي دست برآريم ودعايي بکنيم غم هجران تورا چاره زجايي بکنيم حضرت حافظ
ما چو ناییم و نوا در ما ز توست ما چو کوهیم و صدا در ما ز توست مولانا
کافه کتاب
ما چو ناییم و نوا در ما ز توست ما چو کوهیم و صدا در ما ز توست مولانا
تويي که بر سرخوبان کشوري چون تاج سزد اگر همه دلبران دهنــــــــــدت باج «حضرت حافظ »
کافه کتاب
تويي که بر سرخوبان کشوري چون تاج سزد اگر همه دلبران دهنــــــــــدت باج «حضرت حافظ »
جان خوشست اما نمی خواهم که جان گویم تو را خواهــم از جــان خـوش تری یابم که آن گویم تــو را هلالی جغتایی
کافه کتاب
جان خوشست اما نمی خواهم که جان گویم تو را خواهــم از جــان خـوش تری یابم که آن گویم تــو را هلالی
آبشاري از کنار چتر من جريان گرفت مرز هاي تازه ام از جنس باران مي شود زهرا حاصلي
کافه کتاب
آبشاري از کنار چتر من جريان گرفت مرز هاي تازه ام از جنس باران مي شود زهرا حاصلي
دلی کـــز معرفت نــور و صفا دید به هر چیزی که دید اول خدا دید سلمان هراتی
کافه کتاب
دلی کـــز معرفت نــور و صفا دید به هر چیزی که دید اول خدا دید سلمان هراتی
دل من چون پرستوي بهاري ست از اين صحرا به ان صحرا فراري ست (فريدون مشيري)
کافه کتاب
دل من چون پرستوي بهاري ست از اين صحرا به ان صحرا فراري ست (فريدون مشيري)
تو خود ای شب جدایی چه شبی بدین درازی بگذر که جان سعدی بگداخت از نهیبت ( سعدی )
کافه کتاب
تو خود ای شب جدایی چه شبی بدین درازی بگذر که جان سعدی بگداخت از نهیبت ( سعدی )
تاسر زلف تودردست نسيم افتادست دل سودازده ازغصه دونيم افتادست چشم جادوي توخود عين سوادسحرست ليکن اين هست که اين نسخه سقيم افتادست حضرت حافظ
کافه کتاب
تو همچو صبحی من شمع خلوت سحرم تبسمی کن و جان بین که همــی سپرم حافظ
مي گشايم دست اغوشت کجاست ؟ آه...اين اغوش گرم و نرم توست (فريدون مشيري)
کافه کتاب
مي گشايم دست اغوشت کجاست ؟ آه...اين اغوش گرم و نرم توست (فريدون مشيري)
تا تـــو مـــراد من دهی کشته مـــرا فراق تــو تا تو به داد من رسی، من به خدا رسیده ام رهی معیری