eitaa logo
کافه کتاب
2.1هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
661 ویدیو
411 فایل
🪩🫧ࡏـــــــــــߊ؋ۭۭۭۤۤﻬ ـکــتـ♪ـــاـبـــــــٰٰٖٖٖ͟ــ⸹ڪټـــــاﺑــــڅﯡاڼ♥️🫧 کتاب های روانشناسی، رمان ،تاریخی،ادبی و.. مشاعره، دل نوشته و هر چیزی که حال دلتون رو خوب کنه✨️ 🧚‍♀️همراهمون باشید ناشناسمون😉 https://eitaayar.ir/anonymous/Pq8N.Uo3vI
مشاهده در ایتا
دانلود
کافه کتاب
با فلک دست و بغل مي روم اي خواجه ببين که تماشاست تلاش دو زبردست به هم 🤩
🥀مارا به مقام عشق راهی دادند ✨در کوی خرابات پناهی دادند 🥀درویشی و بیچارگی ما دیدند ✨مارا هم از این نمد کلاهی دادند
کافه کتاب
💔💔دردِ عشقی کشیده‌ام که مَپُرس زهرِ هجری چشیده‌ام که مَپُرس
سحر بلبل حکایت با صبا کرد که عشقِ رویِ گل با ما چه‌ها کرد
کافه کتاب
سحر بلبل حکایت با صبا کرد که عشقِ رویِ گل با ما چه‌ها کرد
دیشب به خواب دیدم گر دیده ام گدایی سرشارم از زر و مال بی هیچ مدّعایی چون صبحدم رمیدم از خواب ناز دیدم من هستم و لحافی همراه متکّایی گفتم خدا چه می شد گرخواب من شدی راست می گشتمی گدایی بی چون و بی چرایی 😅😅
کافه کتاب
دیشب به خواب دیدم گر دیده ام گدایی سرشارم از زر و مال بی هیچ مدّعایی چون صبحدم رمیدم از خواب ناز دی
🦋یاد باد آن که چو یاقوتِ قدح خنده زدی در میانِ من و لعلِ تو حکایت‌ها بود
کافه کتاب
🦋یاد باد آن که چو یاقوتِ قدح خنده زدی در میانِ من و لعلِ تو حکایت‌ها بود
در کوی تو معروفم، از روی تو محروم گرگ دهن الوده یوسف ندریده...
کافه کتاب
در کوی تو معروفم، از روی تو محروم گرگ دهن الوده یوسف ندریده...
هر سر موی تو را با زندگی پیوندهاست با چنین دلبستگی از خود بریدن مشکل است 🍃🍃
کافه کتاب
هر سر موی تو را با زندگی پیوندهاست با چنین دلبستگی از خود بریدن مشکل است 🍃🍃
✨تا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشد✨ ✨ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد✨
کافه کتاب
✨تا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشد✨ ✨ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد✨
😅در زخم زبان، فوق تخصص دارد یک ریز، کنایه بر سرت می بارد او جز خود احمقش، کسی دیگر را یک آدم ساده هم نمی پندارد😅
کافه کتاب
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد جز غم که هـزار آفــرین بر غم باد 🍁🍁
🌿دل هر که صید کردی نکشد سر از کمندت 🌿نه دگر امید دارد که رها شود ز بندت
کافه کتاب
🌿دل هر که صید کردی نکشد سر از کمندت 🌿نه دگر امید دارد که رها شود ز بندت
تو را از بین صدها گل من احمق جدا کردم نفهمیدم غلط کردم من از اول خطا کردم شدی نزدیک و هی گفتی ضرر حالا ندارد که پسندیدم تو را، من هم ولی ناز و ادا کردم شد آغاز ارتباط ما بدون فکر وبی منطق لگد کردم غرورم را و وجدان را رها کردم پیامک می‌زدی هرشب سر ساعت دقیقاً 9 خودت را کشتی و آخر شما را تو صدا کردم و کم کم این پیامک ها عجیب و مهربان تر شد و من هم قصر پوشالی برای خود بنا کردم نشستم در خیالاتم زدم تاریخ عقدم را و در رۆیا دو دستم را فرو توی حنا کردم! به فکر مهریه بودم جهازم را چه می‌چیدم من احمق ببین حتی که فکر شیربها کردم از آن شب ساعت 9 من پیامک می‌زدم هر شب خودم با سادگی هایم عروسی را عزا کردم شدی تو بی خیال و من شدم هی بی قرار تو تو هی بر من جفا کردی، من احمق وفا کردم ولی رفتم به یک مسجد، بلاتکلیف و مستأصل برای آن که برگردی فقط نذر و دعا کردم جواب آمد که: «واثق شو به الطاف خداوندی مگر کوری ندیدی که به تو عقلی عطا کردم؟» …من امشب بی خیال تو، ردیف و قافیه هستم تو کاری با دلم کردی که فکرش رو نمی کردم