کافه کتاب
🦋یاد باد آن که چو یاقوتِ قدح خنده زدی در میانِ من و لعلِ تو حکایتها بود
در کوی تو معروفم، از روی تو محروم
گرگ دهن الوده یوسف ندریده...
کافه کتاب
در کوی تو معروفم، از روی تو محروم گرگ دهن الوده یوسف ندریده...
هر سر موی تو را با زندگی پیوندهاست
با چنین دلبستگی از خود بریدن مشکل است
🍃🍃
کافه کتاب
هر سر موی تو را با زندگی پیوندهاست با چنین دلبستگی از خود بریدن مشکل است 🍃🍃
✨تا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشد✨
✨ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد✨
کافه کتاب
✨تا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشد✨ ✨ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد✨
😅در زخم زبان، فوق تخصص دارد
یک ریز، کنایه بر سرت می بارد
او جز خود احمقش، کسی دیگر را
یک آدم ساده هم نمی پندارد😅
کافه کتاب
😅در زخم زبان، فوق تخصص دارد یک ریز، کنایه بر سرت می بارد او جز خود احمقش، کسی دیگر را یک آدم ساده ه
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غم که هـزار آفــرین بر غم باد
🍁🍁
کافه کتاب
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد جز غم که هـزار آفــرین بر غم باد 🍁🍁
🌿دل هر که صید کردی نکشد سر از کمندت
🌿نه دگر امید دارد که رها شود ز بندت
کافه کتاب
🌿دل هر که صید کردی نکشد سر از کمندت 🌿نه دگر امید دارد که رها شود ز بندت
تو را از بین صدها گل من احمق جدا کردم
نفهمیدم غلط کردم من از اول خطا کردم
شدی نزدیک و هی گفتی ضرر حالا ندارد که
پسندیدم تو را، من هم ولی ناز و ادا کردم
شد آغاز ارتباط ما بدون فکر وبی منطق
لگد کردم غرورم را و وجدان را رها کردم
پیامک میزدی هرشب سر ساعت دقیقاً 9
خودت را کشتی و آخر شما را تو صدا کردم
و کم کم این پیامک ها عجیب و مهربان تر شد
و من هم قصر پوشالی برای خود بنا کردم
نشستم در خیالاتم زدم تاریخ عقدم را
و در رۆیا دو دستم را فرو توی حنا کردم!
به فکر مهریه بودم جهازم را چه میچیدم
من احمق ببین حتی که فکر شیربها کردم
از آن شب ساعت 9 من پیامک میزدم هر شب
خودم با سادگی هایم عروسی را عزا کردم
شدی تو بی خیال و من شدم هی بی قرار تو
تو هی بر من جفا کردی، من احمق وفا کردم
ولی رفتم به یک مسجد، بلاتکلیف و مستأصل
برای آن که برگردی فقط نذر و دعا کردم
جواب آمد که: «واثق شو به الطاف خداوندی
مگر کوری ندیدی که به تو عقلی عطا کردم؟»
…من امشب بی خیال تو، ردیف و قافیه هستم
تو کاری با دلم کردی که فکرش رو نمی کردم
کافه کتاب
تو را از بین صدها گل من احمق جدا کردم نفهمیدم غلط کردم من از اول خطا کردم شدی نزدیک و هی گفتی ضرر
منم که گوشهٔ میخانه خانقاهِ من است
دعایِ پیرِ مغان وردِ صبحگاهِ من است
گَرَم ترانهٔ چنگ صَبوح نیست چه باک
نوایِ من به سحر آهِ عذرخواهِ من است
ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله
گدایِ خاکِ درِ دوست، پادشاه من است
غرض ز مسجد و میخانهام وصال شماست
جز این خیال ندارم خدا گواهِ من است
مگر به تیغ اجل خیمه بَرکَنَم ور نی
رمیدن از درِ دولت نه رسم و راهِ من است
از آن زمان که بر این آستان نهادم روی
فرازِ مسندِ خورشید، تکیهگاهِ من است
گناه اگر چه نبود اختیارِ ما حافظ
تو در طریقِ ادب باش، گو گناهِ من است
🥀🍁🥀🍁🥀🍁🥀🍁🥀🍁🥀🍁
و پایان شب شعر عاشقان✨
باشد که در این ایام توخالی دلت غمبار نامردان نباشد 🥀
همراهمون باشید در هفته ی آینده 😊
✨خـدایـا🙏
💜دراین دریای پرتلاطم روزگار
✨با نگاه مهـربانت
💜دلگرممان کن
✨به فـردایی بهتـر
💜شبتون پراز آرامش
✨و نگاه خداونـد
💜هر کجا که هستین
✨همراهتان باشد💜🍃🍃
@reserverCafe✨✨
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ســـ😊ــلام✋
صبحتون شاد☀️
الهی خندتون درگیر غم نشه🥰
در این صبح زیبا 🌺
سفرتون پهن باشه و جمع نشه ☕️🍞
الهی جیبتون پر از پول💵
دستتون خالی نشه🙌
زندگیتون پر ازعشق و محبت❤
@reserverCafe
˚*∞༺♥༻✧