به نام خدای روشنِ واژه،
به نام صبرِ کوهستان
که هنوز
در گلوی باد
ترانه میکارد.
ما از سرزمینِ زخم و زندهگی آمدهایم،
جایی که
شعر
از میانِ خاکستر
قد میکشد
و امید
نامِ دیگرِ فرداست.
امشب
با کلمه آغاز میکنیم،
با صدایی که
از دلِ این خاک
تا دلِ جهان
راه بلد است.
معصومه سادات حلیمی✍
https://eitaa.com/joinchat/2313487855Ce71a70c4db
سی و سه فرزندم سوخت😭😱
در اغتشاشات اخیر🥺
همانطور که کسی از تولدشان خبردار نشد
از شهادتشان هم کسی خبردار نشد😭
شاید به خاطر این است که 👇👇
من یک زن افغانم.
وقتی نام زن افغان میآید، او را به سبزی دامنش میشناسند.
آری، دامن من سبزِ سبز بود. در ۲۷سالگی، سی و سه تا فرزندم داشتم و دانشجوی ارشد بودم.
برای تربیتشان خون دلها خوردم🥺
برای اینکه نگویند زن افغانستانی فقط مادر شدن بلد است. با اقتدار وارد مقطع دکتری شدم💪
آن هم دانشگاه تهران.😊
این روزها سه هفته در بهت بودم
با غمی جنگیدم که با تمام غمهای زندگیام برابری میکرد🥺
اما با اقتدار💪💪
قلم به دست میگیرم و دوباره مینویسم.
از تولد تکتک فرزندانم
از خوندلهایی که برای تربیتشان خوردم
از مظلومیت و غربتشان
از سوختن دل و سوختن تنشان.
معصومه سادات حلیمی ✍
https://eitaa.com/revat12
خبر سوختن نشر را در سایتهای مختلف دیده بودم
اما جرئت پرسیدن نداشتم
تا اینکه دلم را زدم به دریا👇👇
قرار هست انشالله تمام کتابهایم
در سایت
طاقچه و فرا کتاب مشهد
تا آخر ماه
بارگذاری بشه
در
آن سوی من
دربارهی نوشتن و زیستن در مهاجرت حرف میزنیم؛
از کتابهایی که متولد شدند،
از سفر بازگشت به وطن،
و از رمانهایی که مجوز چاپ نگرفتند، اما خاموش نشدند.
در این کانال میخوانید👇👇
🔺روایت تولد کتابهایم (معرفی هر اثر و قصههای پشت نوشتنشان)
🔺سفرنامهی بازگشت به وطن ( روایت سفرم به قلب خطر! سفری که میتوانست بیبازگشت باشد)
🔺 رمانهای منتشرنشده ( واقعیتهای نگفته یک مهاجر)
✅ همهی این نوشتهها حاصل سالها پژوهش، تجربهی زیسته و زندگی در فاصلهاند.
اگر به روایتهای ناگفته علاقهمندید، خوش آمدید 🌱
https://eitaa.com/revat12
از امشب
رمان منتشر نشده 👇👇
#جاسوس_ داعش
انشالله
منتشر خواهد 😊