#اطلاعیه
🔳انا لله و انا الیه راجعون
➖مجاهد خستگیناپذیر ،همرزم و همکار سابق مان در کمیته جستجوی مفقودین سرهنگ پاسدار رحیم آقایی پور بر اثر ابتلا به کرونا دار فانی را وداع گفت .
🕊رزمنده خستگی ناپذیر مرحومآقایی پور عمر بابرکت را در راه پر برکت پاسداری از انقلاب سپری کرد
💠خدمت در دانشگاه امام حسین ع ، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ،همکاری با نیروی قدس سپاه در بازسازی لبنان ، فرمانده قرارگاه مشترک ستاد مرکزی راهیان نور ،خدمت در کمیته جستجوی مفقودین و آستان قدس رضوی گوشه ای از خدمات ارزنده این مجاهد با اخلاص بود
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری
@ravianerohani
#کلام_امام
🔷 شهید سید اسدالله لاجوردی
💠 #امام_خامنهای :
من المؤمنین رجال صدقوا ما جاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلا؛ شهادت سید بزرگوار و مجاهد فی سبیلالله مرحوم آقای حاج سید اسدالله لاجوردی که از چهرههای منور انقلاب و پیشروان جهاد فی سبیلالله بود بار دیگر ارج و قدرِ سربازان دیرین اسلام و مبارزان سختکوش راه آزادی را در خاطرهها زنده ساخت. منافقان کوردل و خیانتپیشه با این جنایت عمق کینهی خود را نسبت به یاران صادق امام امت و خدمتگزاران حقیقی مردم آشکار کردند و چهرهی منفور خود را تیرهتر و منفورتر ساختند. این شهید عزیز در تمام دوران مبارزات اسلامی به اخلاص و صبر و مقاومت و روشنبینی شناخته شده بود. در راه خدا بلاهای بزرگ را به جان میخرید و در میدانهای سخت حاضر بود. پس از پیروزی انقلاب در همهی مسؤولیتهایی که در راه خدمتگزاری به مردم و کشور به او محول شد با قدرت و ایثار و بدور از اغراض و مطامع مادی ادای وظیفه کرد و هیچگاه خستگی به خود راه نداد. شهادت در راه خدا اجر بزرگی است که خدای شاکر علیم به این انسان مؤمن و بااخلاص مرحمت فرمود. خداوند روح مطهر او را با اجداد طیبین و طاهرینش محشور فرماید. اینجانب شهادت این برادر ارجمند را به خانوادهی گرامی و دوستان همرزم و همسنگرش و به همهی ملت ایران تبریک و تسلیت عرض میکنم. ۷۷/۶/۲
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
۱ شهریور ماه ، #سالرور_شهادت دادستانانقلابتهران #شهید_سید_اسدالله_لاجوردی گرامی باد. 🥀
🗓 ولادت : سال ۱۳۱۴
👈 طلبه حوزه علمیه تا حد کفایه
👈 از بازاریان مؤمن و انقلابی
👈 از مبارزان و زندانیان سیاسی در دوران ستمشاهی
👈 از مؤسسان جمعیت مؤتلفه اسلامی
👈 از همراهان نهضت حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) 🌺 از سال ۱۳۴۱
👈 دادستان انقلاب اسلامی تهران با انتصاب شهید آیت الله دکتر بهشتی 🌷
👈 رئیس زندان های کل کشور
👈 از افراد مورد اعتماد حضرت امام خمینی و امام خامنه ای 🌺
👈 برکناری از مسئولیت اجرایی بخاطر مواضع انقلابی
👈 بازگشت به زندگی ساده در بازار تهران
🗓 شهادت : ۱ شهریور ۱۳۷۷
🔹 ترور توسط منافقین کوردل درون مغازه اش در بازار تهران
📍 مزار: تهران، گلزار شهدای بهشت زهرا (سلام الله علیها) 🌺، زیارتگاه شهدای هفتم تیر
#شهدای_ترور
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
هدایت شده از کانال محتوای روایتگری راویان
#زندگینامه
#سید_اسدالله_لاجوردی سال ۱۳۱۴ هجری شمسی در خانه پدرش علیاکبر لاجوردی که به هیزمفروشی شاغل بود، در جنوب تهران متولد شد. پس از ۶ سال تحصیل در دوره ابتدایی در سال ۱۳۲۷ در حالی که جوانی ۱۴-۱۳ ساله بود به دبیرستان رفت. دوران تحصیل او در دبیرستان همزمان بود با عملیات نیروهای یهودی در سرزمینهای فلسطینی که اعتراضات بسیاری را در منطقه برانگیخت. اولین فعالیت سیاسی لاجوردی در این سن شکل گرفت که به همراه پدر در تظاهرات اعتراضی که به دعوت آیتالله کاشانی در مسجد شاه تهران برگزار شده بود، شرکت کرد.
لاجوردی در دومین سال تحصیل در دبیرستان، ترک تحصیل کرد و در کنار پدر به کار مشغول شد. با این همه، درس را در منزل به صورت فراگیری علوم قدیمه ادامه داد. علاوه بر این ادبیات عرب و علوم حوزوی را در حد کفایه فراگرفت و جلسات تفسیر قرآن در منزلش تشکیل داد. اسدالله لاجوردی از شاگردان شهید بهشتی و مطهری بود و در شکلگیری جمعیت مؤتلفه اسلامی نقش اساسی داشت. پس از ترور حسنعلی منصور، نخستوزیر وقت در بهمن ۱۳۴۳ بسیاری از اعضای این جمعیت از جمله اسدالله لاجوردی دستگیر شدند. صادق امانی که شوهر خواهر لاجوردی بود به همراه بخارایی، نیکنژاد، هرندی در سحرگاه ۲۶ خرداد توسط رژیم شاه اعدام شدند. شهید عراقی و هاشم امانی با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شدند. حبیب عسگر اولادی و ابوالفضل حاج حیدری و دو نفر دیگر به حبس ابد، آیتالله انواری به ۱۵ سال، احمد شهاب به ۱۰ سال و یک نفر به ۵ سال محکوم شدند. اسدالله لاجوردی هم به همراه برادرش سید مرتضی لاجوردی دستگیر و به زندان قزل قلعه منتقل شد. لاجوردی بیش از ۱۰۰ روز در انفرادی بود و در این مدت کمرش بر اثر شکنجههایی که متحمل شد، شکست و چشمش نیز آسیب دید. او که در این مدت اعترافی نکرده بود، سرانجام پس از محاکمه به ۱۸ ماه حبس تادیبی محکوم شد.
لاجوردی پس از آزادی، جلسات تفسیر قرآن را از سر گرفت. براساس گزارش ساواک «سید که در بازار جعفری به دستمالفروشی و روسریفروشی اشتغال داشت، منزل خود را به محل گردهمایی افراد مذهبی، مبارز و آشنا به مبانی دینی تبدیل کرده بود.»
در فاصله سالهای ۴۴ تا ۴۹ دوره ساماندهی تشکیلات مسلحانه زیرزمینی بود و لاجوردی در برقراری ارتباط میان شهید مطهری با گروههای مخفی اسلامی مسلح و سیاسی نقشآفرین بود. یکی از این گروهها در جریان مسابقه فوتبال ایران و اسرائیل در اردیبهشت ۱۳۴۹ وارد عمل شد. در این بازی ایران پیروز شد و مردم از فوتبالیستهای خود که اسرائیل را شکست دادند تجلیل کردند ولی علیه اسرائیل در ورزشگاه امجدیه (شهید شیرودی فعلی) و اطراف آن به شدت تظاهرات کردند و پس از اتمام مسابقه با پلاکاردها (پردههای شعاری) که علیه اسرائیل بود در سه گروه تظاهراتکنان در تهران به راه افتادند. یک گروه به جنوب شهر رفتند. گروه دوم به شمال شهر رفته و شعار سر دادند بدون اینکه رژیم کاری بتواند بکند. گروه سوم که توسط موتلفه اسلامی اداره میشد، در اطراف ورزشگاه تا ساعتها فعال بود و سپس به طرف خیابان سعدی آمد و در طول تظاهرات این گروه بود که بمبی در مقابل شرکت ال آل (شرکت هواپیمایی اسرائیل) در خیابان روزولت آن روز منفجر کرد و شیشههای شرکت مذکور را درهم شکست.
با دستگیری تعدادی از افراد، گروه مورد شناسایی ساواک قرار گرفت. از این گروه مسلح، دستگاههای پلیکپی، اسلحه و امکانات تخریبی به دست ساواک افتاد و اسدالله لاجوردی همراه عدهای دیگر دستگیر شد و عزت شاهی یکی دیگر از اعضای موثر موتلفه اسلامی که در مدیریت این گروه هم نقش داشت متواری شد. لاجوردی که بار دیگر بعد از روزها شکنجه، به ۴ سال حبس انفرادی محکوم شده بود در داخل زندان نیز به آموزش مبانی دینی به زندانیان پرداخت و به همین علت نیز به زندان مشهد انتقال داده شد و بخشی از محکومیت خود را در آن شهر گذراند.
لاجوردی در فروردین ۱۳۵۳ از زندان آزاد شد و در اسفند همان سال مجدداً بازداشت شد. اتهام او این بار «فعالیتهای زیرزمینی و همچنین خودداری از پاسخگویی راجع به اقدامات خرابکارانه خود» بود و به ۱۸ سال حبس جنایی محکوم شد. او در این دوره از زندان خود، با اعضای سازمان مجاهدین خلق آشنا شد و به مقابله با انحرافات فکری آنان پرداخت.
#ادامه👇
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
هدایت شده از کانال محتوای روایتگری راویان
لاجوردی خود دراینباره میگوید: «در قزل حصار وقتی چند نفر از منافقین را آوردند خوشحال شدم که به جمع مسلمانان زندانی عدهای که مجاهد مسلح هستند اضافه شدهاند که در ساختن درون زندان به کار خواهد آمد. روزی که در سودان کودتای کمونیستی علیه جعفر نمیری شد و پس از ساعاتی شکست خورد، متوجه شدم که اینان از کودتای کمونیستی بسیار خوشحال شده و همراه کمونیستهای قزل حصار جشن گرفتند و در شکست آنها بسیار متاثر شده عزادار شدند. از آنها پرسیدم چرا از شکست یک حکومت کمونیستی کودتایی، ناراحت شدهاند. (در آن روزگار نمیری چهره غربی نداشت و همکار عبدالناصر بود) آنها گفتند که این حکومت خلق است و حکومت دموکراتیک خلقی مورد تایید ماست و مارکسیسم علم مبارزه است! و با امپریالیسم که همان کفر است میجنگد! من از اینجا متوجه التقاط آنها شدم، ولی به مخالفت برنخاستم. گفتم آرام جلو بروم، که هم بدانم چه افکاری دارند و هم اینکه اگر بشود آنها را متوجه حقایق اسلام و کفر کمونیستی بکنم. پس از مدتی افکار آنها و جزوات «شناخت» و «تکامل» و «راه انبیاء» برای من کاملاً شناخته شد و بحث را که ملایم شروع کردم متوجه شدم که آنها عناد دارند نه اینکه اطلاع و آگاهی نداشته باشند.»
لاجوردی به همراه بسیاری از زندانیان در مرداد ۱۳۵۶ آزاد شد. او در کنار شهید مهدی عراقی و شهید اسلامی از مسئولان انتظامات کمیته استقبال از امام خمینی بودند. او از ۲۰ شهریور ۱۳۵۹ با نظر مساعد امام خمینی و آیتالله بهشتی دادستان انقلاب تهران شد و در این سمت به مبارزه جدی با عوامل سازمان مجاهدین خلق (منافقین) که در ان زمان ترور مسؤلان را در دستور کار خود قرار داده بودند، پرداخت اما در دی ۱۳۶۳ توسط شورای عالی قضایی از مناصبش کنار گذاشته شد.
در مورد این ماجرا روایتها مختلف است. مجید انصاری میگوید پس از اینکه شورای عالی قضایی تهیه گزارش از وضعیت زندانها را به وی سپرد، پس از گفتوگوی مستقیم با صد زندانی سیاسی از زندانهای مختلف، به امام، رئیسجمهور و رئیس مجلس گزارشی میدهد که از بروز تخلفاتی در برخورد با زندانیان حکایت دارد و همین گزارش موجبات برکناری لاجوردی را فراهم میکند. وی میگوید: «من در آن زمان برای ایجاد گشایش در امر زندانیان و پرسنل زندان درخواستی از حضرت امام کردم که نیازمند امکانات بسیار وسیع و باارزشی بود همین که من خدمت امام این درخواست را مطرح کردم بدون معطلی حضرت امام به مسئول بنیاد آن زمان و نیز نخستوزیر دستور دادند که امکانات در اختیار ما قرار گیرد. حضرت امام بارها تاکید میکردند که برخورد با زندانیان صددرصد باید منطبق با قانون باشد و اگر کسی جنایت کرده و حتی انسان کشته و قرار است قصاص شود. کسی حق ندارد برای اینکه این فرد محکوم به اعدام هست یک سیلی اضافی به او بزند. ایشان بحث کرامت انسانی و حقوق افراد را مورد تاکید قرار میدادند، امام میفرمودند با متخلف برخورد قاطع شود اما در چارچوب قانون.»
وی درباره واکنش لاجوردی به این ماجرا میگوید: «مرحوم لاجوردی خدمت حضرت امام رفته بودند و در آنجا از جنایتهای منافقین صحبت کردند و گزارش مفصلی خدمت امام دادند، امام فرمودند" آقای لاجوردی اگر جمهوری اسلامی به دست اینها(منافقین) ساقط شود بهتر از آبروی اسلام است که با این کارها (خودسریهای داخل زندان) برود. شما بروید مسئولیت را تحویل دهید". چون آقای لاجوردی مسئولیت را تحویل نمیدادند.»
در پاسخ به انصاری اما فرزند لاجوردی میگوید برکناری لاجوردی نتیجه فعالیت باند مهدی هاشمی بوده و موجب ناخرسندی امام شده است. سید احسان لاجوردی در جوابیهای خطاب به مجید انصاری میگوید: «مصاحبهای از شما منتشر شد که بر مبنای شنیدههایتان سخنانی را در رابطه با پدر شهیدم به امام نسبت داده بودید. آقای انصاری شما خوب میدانید سخن باید بر سندی استوار باشد و اگر چنین نباشد، شما نیز از اتهامهای ادعایی در امان نخواهد بود. آقای هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطراتشان (۱۷ بهمن ۶۳) به بیاطلاعی و ناخرسندی امام رحمهالله علیه از برکناری آن شهید از دادستانی انقلاب اشاره میکنند. دوستان پدرم نیز ریشه این برکناری را در بیت آیت الله منتظری (باند مهدی هاشمی) دانسته و از گلهمندی امام رحمهالله علیه از این برکناری سخن میگویند و از این گونه نقل قولها بسیار است.»
در سال ۱۳۶۸ دوباره به مدیریت زندانها برگشت و پس از قبول ریاست زندان اوین، ریاست سازمان زندانها را تا اسفند ۱۳۷۶ بر عهده گرفت اما در این زمان بار دیگر از سمت خود استعفا داد و به کار در بازار مشغول شد.
اسدالله لاجوردی سرانجام اول شهریور ۱۳۷۷ در حالی که هیچ سمت رسمی نداشت، در محل کسب خود در بازار تهران توسط دو نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) ترور شد. وی پس از تشییع در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#معرفی_کتاب_شهدایی
# کتاب_لاجورد📚
جنگی که در روزگار کنونی ما، شکل گرفته است بیش از آنکه جنگ فیزیکی و سختافزاری باشد جنگ روایتها و جنگ ارادهها است. در جنگ روایتها، آنچه اتفاق میافتد دربرابر آنچه که روایت میشود و به چشم مخاطب میرسد ارزش چندانی ندارد.
در چنین شرایطی، در کوتاهترین مدت ممکن، جای جلاد و شهید عوض میشود. جنگیدن در این جنگ، نه با شلیک گلوله و پرتاب موشک که با قلمفرسایی و فشردن دکمههای صفحه کلید انجام میگیرد.
انتشارات کتابستان معرفت با انتشار کتاب «لاجورد» قدم در این راه گذاشته است. رمان لاجورد به نویسندگی خانم اکرم صادقی روایتگر بخشی از زندگی شهید اسدالله لاجوردی است.
اسدالله لاجوردی از شاگردان شهید بهشتی و شهید مطهری بود. او از اعضای مرکزی جمعیت مؤتلفه اسلامی و حزب جمهوری اسلامی بود. در اعدام انقلابی حسنعلی منصور، نخستوزیر محمدرضا پهلوی نیز همکاری داشت. با پیروزی انقلاب اسلامی به ریاست زندان اوین رسید و سپس دادستان تهران شد. ایشان تلاش فراوانی جهت مبارزه با گروههای جنگطلب و چپگرا مثل سازمان منافقین، سازمان پیکار و ... در دوران دادستانی و ریاست زندان اوین داشت.
کتاب لاجورد، ماجرای ورود یک جوان به زندان اوین است. او که از اعضای سازمان مجاهدین خلق است با اسدالله لاجوردی روبرو میشود و این سرآغاز ماجرای رمان لاجورد است.
#شهید_اسدلله_لاجوردی
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
🌹 شهید لاجوردی یارِ صادق و پولادین انقلاب
♦️شهید «سیداسدالله #لاجوردی» یکی از چهرههای اصیل مبارزه با رژیم #پهلوی بود که مجاهدتها و مبارزاتش را پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز ادامه داد. او با بینش و #بصیرت عمیق دینیاش شناختی دقیق از #نفاق و #التقاط و #انحراف داشت و بر همین اساس گروهک مجاهدین خلق (منافقین) و سران قدرتطلبش را به خوبی میشناخت.
♦️لاجوردی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی با حُکم امام خمینی (ره) به عنوان دادستانِ انقلاب تهران منصوب شده بود از یک سو نقشی پُررنگ در هدایت نوجوانان و جوانان فریب خورده از سوی منافقین و برگرداندن بسیاری از آنها به دامان دین و مردم داشت و از سوی دیگر در برخورد قاطع با افراد لجوج و جنایتکار این گروهک #تروریست و صیانت از امنیت و آرامش ملت محکم و قاطع بود.
♦️لاجوردی نهایتا پس از عمری تلاش و مجاهدت مومنانه و مخلصانه در روز ۱ شهریور ۱۳۷۷ توسط #منافقین در بازار تهران #ترور شد و به شهادت رسید. امام خامنهای از شهید لاجوردی با عناوینی چون «یارِ صادق و پولادین انقلاب» نام بردهاند.
♦️در شرایطی که دشمن و ضدانقلاب کینهتوز و لجوج با دروغگویی و فضاسازی سعی دارد جای #شهید و #جلاد را تغییر دهند وظیفهای مضاعف و سنگین در بازشناسی چهرهی این مجاهدت فیسبیلالله و یار و همراه مخلص انقلاب و ملت بر عهدهی همگان است.
🗓 #سالروز_شهادت سیداسدالله لاجوردی توسط منافقین در سال ۱۳۷۷
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#کلام_امام
🌷سعادت ابدی و حیات جاودان پاداش شهادت است
🔻رهبر انقلاب:
شهادت مفهوم عجیبی است. شهادت یعنی معاملهی با خدا، یک معاملهی دوجانبهی بیدغدغهی با خدای متعال؛ جنس هم معلوم، بهای جنس هم معلوم. جنس عبارت است از جان. جان یعنی سرمایهی اصلی هر انسانی در این دنیای مادّی؛ این را شما تقدیم میکنید؛ در مقابل، سعادت ابدی و حیات جاودان در برترین نعمتهای الهی را میگیرید. ۱۳۹۶/۳/۲۸
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
دوم شهریور آغاز #هفته_دولت و یاد و خاطره شهیدان بزرگوار #رجایی و #باهنر گرامی باد. 🥀
دوم تا هشتم شهریور ماه که با نام و یاد شهیدان والامقام رجائی و باهنر مزین و با عنوان «هفته دولت» نامگذاری شده، یادآور ماندگاری بزرگ مردانی است که خدمتگزاری بی ادعا، سیره، منش و روش آنان بود. شهیدان رجائی و باهنر تجلی راستینی از روحیه خدمتگزاری به مردم هستند، آنانی که پرچم پرافتخار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را در مسیر انقلاب برافراشتند که تا به امروز در گذار وزیدن نسیم تدبیر، با امید، صلابت و اقتدار در اهتزاز باشد.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#ببینید
🎥 اولین و آخرین دیدار دولت شهیدان #رجایی و #باهنر با امام خمینی(ره)، تنها چند روز پیش از ترور 8شهریور1360
◼️این تصاویر مربوط به همان جلسهای است که قرار بود #امام_خمینی و بقیه اعضای دولت به وسیله کیف حاوی مواد منفجره توسط #کشمیری ترور شوند که توسط مأموران امنیتی از حضور او جلوگیری شد...
🔰آغاز هفته دولت وياد و خاطره شهيدان رجائی و باهنر را گرامی می داریم.
اَلّلهُمَ صَلِّ عَلی مُحَّمدِ وَ آلِ مُحَّمد وَعَجِّل فَرَجَهُم
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
دوم شهریور سالروز #شهادت چریک هزار چهره انقلاب #شهید_سیدعلی_اندرزگو گرامی باد . 🥀
الگوی طلبه مبارز و انقلابی، روحانی مجاهد حجت الاسلام و المسلمین سید علی اندرزگو
فرزند سید اسدالله
🗓ولادت : ۹ آبان ۱۳۱۸
۱۸ رمضان ۱۳۵۸
(تهران، میدان شوش، بازارچه گمرک)
👈گذراندن تحصیلات ابتدایى و اشتغال در کارگاه نجارى
👈تحصیل شبانه علوم دینى همزمان با کار روزانه
👈گذراندن دروس فقه و اصول در مسجد هرندی
👈آشنایی با شهید #سید_مجتبی_نواب صفوی
و شروع مبارزه با حکومت ستمشاهی
👈از فعالان قیام ۱۵ خرداد
👈دستگیری پس از قیام ۱۵ خرداد توسط ساواک و گذراندن شکنجه های سخت
👈عضو شاخه نظامی هیئت مؤتلفه اسلامی
👈نقش فعال در واردکردن اسلحه به ایران برای مبارزه مسلحانه با رژیم ستمشاهی با مسافرت به کشورهای متعدد
👈ایفای نقش فعال در اعدام انقلابی حسنعلی منصور (نخست وزیر سرسپرده آمریکا و عامل تصویب کاپیتولاسیون و تبعید حضرت امام خمینی )
👈گذراندن زندگی مخفیانه با نام های مستعار و قیافه های متفاوت
👈برنامه ریزی برای ترور محمدرضا پهلوی که محقق نشد.
🗓 مجروحیت شدید و شهادت ۲ شهریور ۱۳۵۷ ه.ش. ۱۹ رمضان ۱۳۹۸ ه.ق.
🔹 توسط عوامل ساواک ستمشاهی
🗓احراز شهادت و شناسایی مزار
بهمن ۱۳۵۷
📍مزار : تهران، گلزار شهدای بهشت زهرا (س)، قطعه ۳۹، ردیف ۷۲، شماره ۵۵
#شهدای_روحانی
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
🌹رهبر معظم انقلاب: امت مسلمان سعی کنند اندرزگو را بهتر بشناسند
♦️شهید سیّدعلى اندرزگو، چریک مبارز مسلمان، فرزند على بود، همنام على بود، همراه و همگام على هم بود.
♦️من لازم مىدانم به امت مسلمان سفارش بکنم سعى کنید این چهرههاى عزیز و ناشناخته را بهتر بشناسید. این مرد مسلمان مبارز در طول چهارده سال که مشغول مبارزه بود، چهارده سال زندگى مخفى با نهایت شدّت، دستگاه جهنّمى ساواکِ شاه بدبخت را آنچنان حیران و سرگشته کرده بود که کارش معجزآسا مىنمود.
♦️براى خدا مبارزه کرد، براى خدا از پیوستن به گروههاى مدّعى سر باز زد، براى خدا خطر ساواک و خطر بعضى از گروههایى که مایل بودند او را به طرف خود جذب کنند و حاضر نمىشد به آنها جذب بشود، این خطرها را براى خدا تحمل کرد و براى خدا هم شهید شد. ۵۹/۰۵/۱۰
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
🌷شهید سید علی اندرزگو🌷
💠 شهیدی که با ۲۴شناسنامه قصد ترور شاه را داشت ...
در ۱۲ سالگی در بازار تهران و در یک نجاری مشغول به کار شد. او روزها کار میکرد و شبها به تحصیل میپرداخت.
در ۲۳ سالگی ـ مبارزه مسلحانه علیه شاه را آغاز کرد.
در پی قیام ۱۵ خرداد ۱۳۲۴ بازداشت شد و پس از آزادی مبارزه مسلحانه را پی گرفت. وی در عملیات ترور حسنعلی منصور ـ عامل کاپیتولاسیون ـ در ش. مشارکت جست و پس از شناسایی، غیاباً به اعدام محکوم شد.
او مخفیانه به عراق سفر کرد و در ۱۳۴۵ به قم بازگشت، اما توسط ساواک شناسایی شد، به همین دلیل راهی تهران شد و در منطقه چیذر در یک خانه اجارهای اسکان یافت و حوزه علمیه چیذر را مرکز فعالیت خود قرار داد.
سپس به مشهد رفت و در مشهد به زابل و از آنجا همراه همسرش، به افغانستان رفت و پس از یک ماه با تغییر چهره به ایران بازگشت. اندرزگو علاوه بر تغییر چهره، از نامهای مستعار، گذرنامههای متعدد و ۲۴شناسنامه استفاده میکرد.
وی پس ازمدتی راهی مکه شد و از آنجا به نجف رفته و با امام خمینی ملاقات کرد. سیدعلی اندرزگو پس از نجف، دو ماه در سوریه و لبنان به سر برد و در لبنان دورههای فشرده آموزش نظامی را سپری کرد و با هدف ترور شاه به ایران بازگشت، اما قبل از آن که نقشه خود را عملی سازد به دام مأموران ساواک افتاد.
مأموران ابتدا او را از ناحیه پا زخمی کردند. در این فرصت، اندرزگو که نقش بر زمین شده بود، با خوردن کاغذهای حاوی شماره تلفن دوستان و نزدیکانش و آغشته کردن بقیه مدارک به خون خود و نابود کردن آنها، مانع از آن شد که نشانی کسی به دست ساواک بیفتد.
شهید اندرزگو در ماه رجب ۱۳۱۸ ش. متولد و در ماه مبارک رمضان ۱۳۵۷ش. با زبان روزه به شهادت رسید.
#شهید_سیدعلی_اندرزگو
اعلام خبر شهادت سید علی توسط امام (ره)👇👇🌷🌷
خانواده شهید اندرزگو برای ماهها از شهادت وی خبردار نشده بودند تا اینکه امام (ره) ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ وارد کشور میشود. سید مهدی اندرزگو، فرزند شهید اندرزگو، دراینباره میگوید: «شهید اندرزگو در شهریورماه ۱۳۵۷ و در ماه مبارک رمضان به شهادت رسید، ولی ما تا زمان پیروزی انقلاب و ورود امام (ره) به ایران که بهمنماه بود، از این حادثه خبر نداشتیم. روزی که امام (ره) وارد کشور میشدند، ما تلویزیون را نگاه میکردیم و منتظر بودیم که ایشان هم همراه امام (ره) باشند و با ایشان وارد کشور شوند. حضرت امام (ره) به کشور آمدند و در مدرسه رفاه مستقر شدند، فرمودند خانواده آقای اندرزگو را پیدا کنید، من دوست دارم آنها را ببینم. ما به دلیل مبارزات پدر و تحت تعقیب بودنش همواره در حال نقلمکان از شهری به شهر دیگر بودیم. به همین دلیل هیچکدام از اطرافیان امام (ره) نشانی ما را نداشتند، اما خود امام (ره) در آخرین دیدار پدر ما با ایشان، شنیده بودند که ما در مشهد ساکن هستیم. این شد که آیتالله طبسی و دیگر دوستان ما را پیدا کردند و خدمت امام (ره) بردند.
یاد دارم زمانی که در تهران و مدرسه رفاه خدمت امام (ره) رسیدیم، ایشان دو برادر کوچکتر من را یکی هفتماهه و دیگری دوساله روی پاهای خودشان نشاندند و ما را مورد تفقد و مهربانی قراردادند. ایشان پس از کمی مقدمهچینی خبر شهادت پدر را به ما دادند. بعد از شنیدن خبر شهادت پدر، مادرم طبیعتاً بسیار دگرگون و ناراحت شدند. امام خمینی (ره) هم برای مادر ما از حضرت زینب (س) و صبر ایشان مثال زدند و او را به صبر و بردباری نصیحت فرمودند. سپس برای ما دعا کردند و من هنوز هم که هنوز است، تأثیرات دعای امام (ره) را در زندگی خودم میبینم.
💔💔💔
امام (ره) فرمودند: همان شبی که این روحانی مبارز به شهادت رسید، خبر شهادتش را برای من تلگراف کردند و من بهشدت از این موضوع ناراحت شدم و غصه خوردم که ما محروم ماندیم از نعمت بزرگی مانند شهید اندرزگو که تجربههای گرانبهایی در مبارزات داشت.»
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️ پیشگویی شهید اندرزگو درباره ظهور امام زمان(عج)
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
💠 ماجرای سرباز بعثی که اشعار «حاج منصور» را زمزمه میکرد
📜 اشعار حاج منصور را با مکافات و دردسرهای فراوان جمعآوری کردیم و چند قطعهای از آن را حفظ کردیم تا در میان محفل عزاداران حسینی فضای آسایشگاه را عطرآگین کنیم 👇
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
کانال محتوای روایتگری راویان
💠 ماجرای سرباز بعثی که اشعار «حاج منصور» را زمزمه میکرد 📜 اشعار حاج منصور را با مکافات و دردسرهای
#خاطرات_اسارت
ماه محرم، ماه عزاداری سید و سالار شهید آقا اباعبدالله الحسین (ع) است و نه تنها شیعیان بلکه تمام آزادگان جهان نیز در این مصیبت به عزاداری میپردازند.
رزمندگان دفاع مقدس نیز از این امر مستثنی نبوده و همزمان با ایام ماه محرم به یاد مصیبت اهل بیت(علیهم السلام) مراسم نوحه و روضه برقرار میکردند. آنها چه در میدان نبرد، چه در میان دشمن و در زمان اسارت، هیچگاه یاد و خاطره ایام محرم و روز عاشورا را فراموش نکرده و با وجود خفقانها و مشکلات فروانی که بعثیها در برابر آنها قرار میدادهاند، با شرایط و اقدامات ویژه عزاداری میکردند.
هم اکنون یکی از خاطرات عزاداری در اردوگاهها را بخوانید:
ماه محرم سال ۶۹ برادران اردوگاه ۱۲ تکریت با شور و حال بسیاری شروع به زمینهسازی برای انجام مراسم عزاداری سالار شهیدان، حضرت سیدالشهدا(ع) و یاران با وفایش کردند.
اشعار حاج منصور را با مکافات و دردسرهای فراوان جمعآوری کردیم و چند قطعهای از آن را حفظ کردیم تا در میان محفل عزاداران حسینی فضای آسایشگاه را عطرآگین کنیم.
در آن عزاداری بیسابقه چشمان آزادگان غریب بر غربت امام حسین (ع) میگریستند و فریاد «حسین منی، انا من حسین»، «حسین جان»؛ که از اعماق وجود بسیجیها برمیخاست در تمام آسایشگاهها شنیده میشد.
شبهای محرم آن سال از جمله شبهای فراموش نشدنی محرم، است. نوحهها و مرثیههایی که ما خوانده بودیم زبان زد نگهبانان عراقی شد تا حدی که یکی از آنها در هنگام ورود به حمایه، غافل از آنکه فرمانده اردوگاه در آنجا نشسته است با صدای بلند فریاد «یا حسین یا حسین نورعینی یا حسین» را سرمیدهد.
فرمانده اردوگاه نیز بسیار خشمگین و غضبناک شده و دستور توبیخ و ۶ ماه اضافه خدمت وی را صادر میکند.
راوی: فرزاد دلبریان - اردوگاه ۱۲ تکریت
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani