eitaa logo
خدا ودیگرهیچ
152 دنبال‌کننده
164 عکس
61 ویدیو
34 فایل
در این کانال گفتارها و‌نوشتارهایی بر اساس تفکر توحیدی منتشر می کنم موضوعات متنوعند: از متون دینی تا فلسفه و هنر و حوادث واقعه و آرای اندیشمندان و... مگر نه اینکه توحید همه چیز را در برمی گیرد؟ رضاکریمی @rezakarimi1001
مشاهده در ایتا
دانلود
ناگفته های ناگفته های صورتی کتاب ناگفته‌های صورتی بررسی ظلم تاریخی به زنان با استفاده از منابع معتبر و بین‌المللی است و به طور ویژه به مقوله فمنیسم پرداخته شده است تا مشخص شود این مفاهیم تا چه اندازه واقعی هستند. البته شروع کتاب از مدتها پیش از غرب مدرن نشان می دهد چقدر این ظلم به زنان تاریخی است. در غرب مهمترین مصادیق ظلم سوءاستفاده جنسی (تجاوز و کالا قراردادن تبلیغاتی زن) و کارکشیدن از آنان (نگاه سرمایه دارانه به زن به عنوان نیروی ارزان کار) است. البته عبارت کلیدی ظلم تاریخی در همه جهان بررسی نمی شود و برای پاسخ به یک پرسش احتمالی که مگر در سرزمین اسلامی ظلم نبوده است؟ تدبیری نشده است. هرچند در گوشه ای از کتاب برخی پیشرفتهای انقلاب اسلامی در حوزه تحصیل زنان بیان شده است ولی بازهم پرسش مذکور پاسخ داده نشده است. جمله شهید مطهری در کتاب نظام حقوق زن در اسلام که گفت: "در گذشته انسان بودن زن فراموش شده بود و امروزه زن بودن زن"، می‌توانست سرمشق و طرح کلی گزارش تاریخی درباره زن باشد ولی این طرح ناقص بیان شده و حق عنوان دوم کتاب یعنی عبارت «روایت ظلم تاریخی به زنان» ادا نشده است. اسلام زنان را از خشونت جاهلیت نجات داد و برای حمایت از آنان مهریه و حقوق دیگری قرار داد. امیرالمؤمنین زن را ریحانه نامید و بر این اساس توصیه هایی برای حفظ او بیان کرد بگذریم از اینکه بزرگترین ظلم بر بزرگترین زن تاریخ یعنی همسر او تحمیل شد! باید بدانیم بسیاری از رفتارهای مسلمانان با زنان ریشه قرآنی حدیثی ندارد و حتی زن می تواند بابت کار در خانه از همسرش اجرت بگیرد. گزارش تاریخ این مسائل می‌توانست تحلیل نویسنده کتاب، سید محمد حسین راجی، در مورد ظلم به زنان را تکمیل کند. @rezakarimi
هدایت شده از اخبار کرمانشاه
مستندی افشاگرانه درباره خط قرمز بزرگ غرب 🔹️مستند اخراج‌شده اثری افشاگرانه درباره یکی از بزرگترین خط قرمزهای علمی غرب مدرن است. تماشای این مستند برای علاقمندان به داستان خلقت، پژوهشگران تاريخ علم و نیز غرب‌شناسان و آمریکاشناسان جذاب است. 🔹️مستند اخراج شده (Expelled) که در سال ۸۸ در بخش مستند جشنواره فیلم فجر شرکت کرد، این هفته از شبکه افق با دوبله فارسی پخش شد. اهمیت این اثر بسیار زیاد است و عجیب بود که در این سالها از تلویزیون هنوز پخش نشده بود. https://farsnews.ir/rezakarimi1001/1715371289330033219 @KermanshahFarsnews
در‌ فیلم آپاراتچی چند موضوع محوری وجود دارد: عشق به سینما، سینمای مردمی، توجه به ارزش‌ها و بدبینی بخشی از نسل قدیم مذهبی با سینما. این فیلم تلاش برای حرکت میانه سینمای روشنفکری امثال پاراجانف و تارکوفسکی با سینمای فیلمفارسی است. برخلاف دهه شصت، آمارها نشان می‌دهد پرفروش‌ترین فیلم‌ها هنوز هم صدای همه مردم نیست و اکثریت مردم سینما نمی‌روند پس روش اکران‌های محلی جشنواره عمار جبران اکثریت باقی‌مانده و توجه به عموم مردم است که آپاراتچی‌ها در اوائل انقلاب انجام می‌دادند. این فیلم به صورت تمام‌قد ترویج سینمای مردمی است اما مردمی‌بودن به معنای سینمای غیرحرفه‌ای نیست. یک اثر هنری می‌تواند هم فاخر باشد و هم محبوب پس بهتر بود طوری قصه تعریف می‌شد که این تصور القا نشود که مردمی بودن به معنی پیش‌پاافتادگی است. فیلم با کتاب تطابق زیادی دارد ولی تفاوتهایی جدی هم به چشم می‌خورد؛ از همه مهم‌تر، مخالفت پدر با سینما در کتاب آپاراتچی نیست و ابتکار فیلمنامه‌نویس است؛ این سوژه فیلمنامه‌ گرچه جذاب و خنده‌دار است اما نویسنده چالش‌های پشت‌صحنه سینما را ساده گرفته است مثلاً زیاده‌روی بازیگر فیلم "نوری در تاریکی" می‌توانست بدبینی پدر به سینما را تقویت کرده و پیچیدگی های اخلاقی سینما را بیشتر نشان بدهد ولی صرفا به سکانسی خنده‌دار اکتفا شد. تیم سازنده حرفه‌ای هستند، نویسنده خوب نوشته و آهنگساز با تم انیو موریکونه موزیک توامان طنز و جدی مناسبی ساخته است. طنز فیلم فرم هماهنگ با تلاش‌های یک فیلمساز آماتور است. خبر کامل: https://farsnews.ir/Veismoradi/1715869308005477155
هدایت شده از استنطاق
رابطه شهدا با زمینیان در آیه فَرِحِينَ بِمٰا آتٰاهُمُ اَللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاّٰ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاٰ هُمْ يَحْزَنُونَ (آل‌عمران١٧٠) بيان شده است. شهدا با ساکنان زمين ارتباط می‌گیرند و به آنها بشارت می‌دهند که نه خوفی بر آنهاست و نه محزون می‌شوند. با قلبمان باور کنیم که شهدا بخیل نیستند و فضل‌ خدا بر خودشان را کتمان نمی‌کنند و برادران دینی خود را به یاد دارند. با این بشارت است که شهدا مرده پنداشته نمی‌شوند: وَ لاٰ تَحْسَبَنَّ اَلَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اَللّٰهِ أَمْوٰاتاً بَلْ أَحْيٰاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (آل‌عمران١٦٩). کسانی که این پیام را درک کنند اثر می‌پذیرند و شاید به دلیل همین تماس روحی است که یاد شهدا کمتر از شهادت نیست. اگر شهادت را فقط از جنبه فقدان آن ببینیم شهید را مرده پنداشتیم و از مزیت رابطه با او محروم شده‌ایم. اشک بر شهید را باید دلتنگی و احساس فاصله با او بدانیم نه احساس خسارت و شکست. اگر این آیات را خوب بفهمیم، هم‌نوا با آوینی خواهیم گفت که شهدا از دست نمی‌روند به دست می‌آیند؛ بر همین اساس است که شهید سلیمانی برای دشمن از سردار سلیمانی خطرناک‌تر است. اکنون بازهم هوا دگرگون شده و مردم‌ ایران‌زمین مانند روزهای شهادت حاج‌قاسم باز هم پیامی را که سیدابراهیم و یارانش مخابره کردند در جان خود دریافت می‌کنند. با عزت تکرار خواهیم کرد که شهیدجمهور از رئیس‌جمهور قوی‌تر است. @rezakarimi @estentagh
نامه امام خمینی به گورباچف یکی از قابل تامل‌ترین حوادث علمی و عملی دوران حیات ایشان است. این نامه شامل دعوت، برهان و پیش‌بینی است و توجه به شرح نامه توسط آیت‌الله جوادی آملی (که در کتاب بنیان مرصوص یا آوای توحید منتشر شده) و آگاهی از نکات مهم سفر هیئت اعزامی به شوروی ما را با عمق متن بیشتر آشنا می‌کند. این نامه سه استدلال فلسفی از سه مکتب مشاء، اشراق و حکمت متعالیه را برای اثبات عالم غیرمادی مطرح می‌کند و دو استدلال عمومی دارد. امام از فارابی، ابن‌سینا، سهروردی و ملاصدرا نام می‌برد و در انتها دعوت می‌کند خبرگان تیزهوش شوروی را برای شناخت ابن‌عربی به قم بفرستید. اما اثر این نامه چندلایه چه بود؟ آقای جوادی آملی می‌نویسد: در گفتگوها دريافتيم كه مسائل فلسفي در آن حد را درك نمي كنند، لذا از آن راههايي كه ائمّه معصومين(عليهم‌السلام) در روايات استفاده مي كردند، يعني از راه فطرت و اضطرار شروع كرديم. ایشان می‌نویسد که در بعضي موارد، مترجم مي گفت كه تكرار كنيم تا خود بفهمد و تكرار كند. این تکرار ظاهرا به خاطر جدید بودن برخی اصطلاحات نامه بود و نشان می‌داد برخی از بندهای نامه احتیاج به تامل بیشتر دارد. هر چند یادمان باشد که در عین اشارات فلسفی، جنبه عمومی و غیرتخصصی در نامه با استدلال‌های عامیانه هم رعایت شده بود. یک پرسش مهم این است که چرا به شوروی نامه نوشته شد؟ امام زمینه‌های اولیه ایمان را فراهم می‌بیند که نامه‌نگاری می‌کند. همچنین پیش‌بینی‌ ایشان از سرنوشت کمونیسم و مارکسیسم نشان بصیرت است. در مورد نحوه حضور خانم دباغ و مصافحه با گورباچف هم آیت‌الله جوادی آملی روایت متفاوتی از روایت وی نقل می‌کند ولی آنچه که مشترک است حضور اجتماعی زن مسلمان ایرانی و ابراز شگفتی گورباچف از دیدار با او بوده است. آیت‌الله جوادی آملی این نامه را مانند دعوت فرعون توسط حضرت موسی می‌داند که پایان آن با آیه والسلام علي من اتبع الهدي است نه با والسلام علیکم و رحمه‌الله. البته گورباچف مانند فرعون متکبر و بی‌ادب نیست ولی غافل است و نامه را جدی نمی‌گیرد و به قول آیت‌الله جوادی نامه را گفتگوی سیاسی می‌داند نه دعوت به اسلام. واکنش گورباچف نشان غفلت از اهمیت نامه بوده است آنجا که آیت‌الله جوادی می‌نویسد: «گورباچف گفت معلوم مي شود حضرت امام از ايدئولوژي ما خوشش نمي آيد، آيا مي شود ما نيز ايشان را به مكتب خود دعوت كنيم و فوراً گفتند كه اين فقط شوخي بود. راستی، تفاوت ره از كجاست تا به كجا! يكي «دعوت به اسلام» مي كند و ديگري مي گويد كه من «شوخي» كردم. با همین نوع واکنش است که دو ماه بعد پاسخ نامه با محتوای سیاسی و دیپلماتیک ارسال می‌شود؛ پاسخی که امام نمی‌گذارد شوارنادزه، وزیر خارجه شوروی، تا پایان آن را قرائت کند. مانند بسیاری از نامه‌های بزرگ تاریخ، نامه امام را نه اولین دریافت‌کنندگان آن بلکه مخاطبان اصلی آن خواهند خواند. @rezakarimi
جمله رهبر انقلاب که هیچ چيز جای کتاب را نمی‌گیرد در کتاب «کم‌عمق‌ها؛ اینترنت با مغز ما چه می کند؟» اثبات شده است. در گذشته محدودیت دسترسی به اطلاعات عامل نادانی بود ولی امروزه فشار بار اطلاعات عامل نادانی یا حداقل سطحی‌نگری است؛ نیکلاس کار در کتابش می‌گوید اینترنت فهم عمیق و تمرکز را از مطالعه می‌گیرد و تلاش برای تبدیل کتاب به صفحه اینترنتی هم عمق و تمرکز را از بین می‌برد و تغییر شیوه خواندن از مطالعه کتاب کاغذی به صفحه نمایش بر عمقی که در آن غرق می‌شویم نیز تاثیر می‌گذارد. اکنون صدای غالب در کتابخانه مدرن تق‌تق صفحه کلید است نه ورق‌خوردن صفحات! تعامل‌پذیری، هایپرلینک‌دهی، جست‌و‌جوگیری و چندرسانه‌ای بودن در کنار حجم بی‌سابقه اطلاعات عامل اصلی گرایش بیش از حد ما به اینترنتند. اینترنت فقط بدین منظور توجه ما را جلب می‌کند که بتواند بعدا حواسمان را پرت کند؛ حواس‌پرتی از حواس‌پرتی با حواس‌پرتی! خوانندگان نمی‌توانند به یاد بیاورند چه چیزی را خوانده اند. افزایش ضریب هوش ناشی از تقویت بخشی از مغز ما در مورد اشکال هندسی، تشخیص مشابهت اشیاء و چینش اشکال با توالی منطقی است اما حافظه، واژگان، دانش عمومی و حتی علم حساب ابتدایی پیشرفتی اندک بوده است پس ما با هوش‌تر از گذشتگان نیستیم بلکه به شیوه متفاوتی از آنها با هوشیم! در کتاب‌خوانی بخش‌هایی که با زبان، حافظه و پردازش تصویری سروکار دارند فعال هستند اما در کاربران حرفه‌ای رایانه بخش‌های تصمیم‌گیری و حل مسئله درگیرند. بر این اثر ملاحظاتی انتقادی هم وارد است ولی در هر حال ارزشهای این کتاب مهم به قوت خود باقی است. یادداشت تفصیلی
هدایت شده از اخبار کرمانشاه
فهم سطحی از عهدنامه مالک اشتر، زمینه‌ساز تفسیر به رأی و عوام‌فریبی است 🔹️توجه به عهدنامه مالک اشتر در اداره کشور شرایطی دارد. کلی گویی و اکتفاء به بیان مسائل اخلاقی، برخورد سطحی با حکمرانی در کلام امام است و زمینه تفسیر به رأی و عوام‌فریبی سیاسیون را فراهم می‌کند. 🔹️قبل از بحث باید پرسید که چرا مدعیان حکمرانی کمتر به عهدنامه مراجعه می‌کنند؟ یک علت، ترس از مؤاخذه شدن به علت تطبیق نداشتن با اوامر و عهد ایشان است. ممکن است علت دیگر، تصور تفاوت حکومتداری جدید و قدیم باشد یعنی مسائل جدید را نمی‌توان از سخن امام استخراج کرد. این تصور را شاید تصور دیگری تقویت کند و آن اینکه مضامين عهدنامه توصیه‌هایی اخلاقی معنوی است که نیاز به دانستن ندارد، نیاز به عمل دارد! اما همه این توجیهات ناشی از عدم شناخت جزئیات عهدنامه است. https://farsnews.ir/rezakarimi1001/1718877038746167091 @KermanshahFarsnews
هدایت شده از اخبار کرمانشاه
جنگ و صلح در قرآن هیچ‌کدام اصالت ندارند 🔹️آیات جنگ و صلح در قرآن محل نزاع بوده تا جایی که تضاد ظاهری آیات بعضی را به اعتقاد به نسخ آیات صلح کشانده است و در عصر جدید این نزاع تازه شده است. 🔹️عده‌ای با هدف ترویج صلح با دشمن به آن قسمت که گویای عهد مکرر با دشمن و تمایل به سلم است استناد می‌کنند و جریان مقابل به آیه آمادگی نظامی و ترساندن دشمن و مقابله به مثل هنگام ترس از خیانت استناد می‌کنند. https://farsnews.ir/rezakarimi1001/1719465586560222915 @KermanshahFarsnews
سالها متعلمانه و منتقدانه به دنبال دکتر داوری بودم در کتابم (۱۳۹۶) اهمیت او را گفتم و عملش را نقد کردم: https://eitaa.com/rezakarimi/1014 از یک استاد عزیز خواستم نسخه‌ای از آن را به دست ایشان برساند. چند وقت بعد شنیدم که یکی از شیفتگان دکترداوری که عنوان کتاب را کنایه می‌دانست، مانع این کار شده است! وقتی داوری احساس شکست‌خوردگی کرد در قالب یک سوال از یکی از شارحان شیفته او، یادداشتش را توضیح دادم و نقد کردم: https://eitaa.com/rezakarimi/1051 سخن سال‌های اخیر استاد درباره ضرورت توسعه با نقد تجدد تناسب دارد. ولی فکر می‌کنم گاهی این ضرورت‌گویی موجب تسلیم شده است و موضع‌گیری هایی از ایشان دیده شده که با داوری متفکر تناسب ندارد. شاخص این موضع‌گیری‌ها پیامش درباره برجام بود. پیام انتخاباتی‌اش هم همین وضع را دارد. اعتقادم این است که تفکیک اندیشه و مواضع او کافی نیست و باید او را نقد کرد. او گرچه معلم تاریخ جدایی نظر از عمل است اما خودش هم به این جدایی مبتلاست و در بعضی پیامهایش برای اشخاص و حوادث، رد اندیشه‌اش کمرنگ است یا به کلی پاک شده است. داوری همیشه فیلسوفانه و متفکرانه موضع نمی‌گیرد.
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
853.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیا واقعاً هیچ راهی برای آن‌که از آینده باخبر شویم وجود ندارد؟ آنچه که سیدمرتضی آوینی آینده می‌نامد را اگر همان فردا بدانیم می‌توانیم سخنش را با قرآن تصدیق کنیم. در قرآن یکی از علم‌های پنجگانه غيب علم فرداست و می‌گوید نگو فردا کاری می‌کنم مگر خدا بخواهد. امید به فردا بدون یاد خدا امید به آینده نامعلوم است. به قول آوینی: ای نفس پس بر خدا توکل کن. مطالعه بیشتر مبحث "غد در قرآن" (تفسیر سوره حشر): https://eitaa.com/estentagh/404 @rezakarimi
MP3 Recorderعهدنامه مالک‌اشتر.mp3
زمان: حجم: 5.3M
لزوم توجه به عهدنامه مالک اشتر در اداره کشور ۳۱خرداد ۱۴۰۳ - کتابخانه امیرکبیر یادداشت مرتبط https://farsnews.ir/rezakarimi1001/1718877038746167091 @rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
سید کمال حیدری به دلیل درک ناقص از حدیث فرقه ناجیه با وجود آنکه اذعان کرده حدیث مذکور از حیث سند صحیح است ولی گفته از نظر دلالت نمی توان قائل به صحت آن بود چرا که این حدیث از فرهنگ مسیحی یا اسرائیلی به میراث اسلامی وارد گردیده است. https://eitaa.com/sayyedalhaydari/1816 حدیث فرقه ناجیه این فرقه را در طول فرق دیگر می‌داند نه در عرض آنها، چون آن را به معنی جماعات می‌داند. فرقه هفتاد و سوم جمع ۷۲فرقه است نه فرقه‌ای در کنار آنها. حافظ هم که گفت جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه، نمی‌خواست بگوید حقیقت قابل دیدن نیست پس همه را یکسان ببینیم! بلکه او پیرو فرقه هفتاد و سوم بود. یک دلیل آقای حیدری، تصور عدم سازگاری این حديث با روح كلی قرآن كريم است که تأکیدی بر فرقه ناجیه و بطلان فرقه هاي ديگر نمي یابیم! معلوم نیست از نظر وی آیه حزب الله هم الغالبون و آيه لیظهره علی الدین کله چیست؟! او آیه «إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ»(أنبياء: ٩٢)؛ (اين است امت شما كه امتى يگانه است، و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستيد)، را خلاف فرقه ناجیه پنداشته چون دقت نکرده که فرقه ناجیه فرقه جماعت است نه یک فرقه در کنار فرق دیگر. فرقه ناجیه در سایه امام وحدت را به امت واحده برمی‌گرداند و تنها دشمنش تفرقه افکنان است. البته معیار وحدت و تفرقه توحید است نه تجمع پنداری بر گرد اهواء و قلوب مشتت (تفاوت جماعت قلبی و حقیقی با جماعت پنداری نباید بهانه شود که یک فرقه درونیات خود را به نام حقیقت جامع به دیگران تحمیل کند بلکه فرقه جامعه اهل تقدم تبیین بر برائت، تقدم رحمت بر غضب، تصدیق اشتراکات و دعوت به تعالی است). سید کمال حیدری تصور می‌کند اینکه در برخی از نقلهاي حدیث آمده است كه مسيحيان به هفتاد و يك فرقه، يهوديان به هفتاد و دو فرقه و مسلمانان به هفتاد و سه فرقه تقسيم می شوند، نشان دهنده اهانت آشکار به امت اسلام است که اختلاف بین آنها را بیشتر از مسیحیان و یهودیان قرار داده است. اما چرا نگوییم وجود تفرقه بیشتر در بین مسلمانان به دلیل وسعت بیشتر آن است و هر که بامش بیش برفش بیشتر؟ او تصور کرده این حدیث سبب گردیده که برخی از مسلمانان برخی دیگر را تکفیر نمایند و تکفیر به افراد یک فرقه و یک مکتب رسیده است. اشتباه اینجاست که متوجه نیست که روحیه تکفیری به دلیلی دوری از وحدت و جماعت و ناشی از تکبر انحصار‌گرایانه است نه به دلیل مرزبندی و برائت از تفرقه‌گران و توحیدشکنان. او از این آیه رد فرقه ناجیه را برداشت کرده است: «إن الذين آمنوا والذين هادوا والنصارى والصابئين من آمن بالله واليوم الآخر وعمل صالحاً فلهم أجرهم عند ربهم ولا خوف عليهم ولا هم يحزنون»(بقرة: ٦٢)؛ اما این آیه تاکید بر حزب الله است و یک معیار مشخص معرفی کرده و آن الله و لوازم آن یعنی آخرت و عمل صالح است. مشکل او این است که پنداشته این حدیث منطبق بر قول مشهور است که واقعیت را یکی میداند که فرقه ناجیه مطابق آن واقع است در حالی که واقعیت یا واحد و دارای مراتب متعدد است یا آنکه واقع متعدد است و تفاوت آن تفاوت تکاملی است. اشتباه ناقد این است که متوجه نیست فرقه ناجیه به دلیل‌ جامعیت اهل نجات است و در مرتبه جامعيت همه مراتب واقعیت جمع شده‌اند و اعتقاد به مراتب و تعدد، نافی وجود فرقه ناجیه نیست بلکه فرق مقابل به دلیل اصرار بر انحصار خود از نجات دور هستند. اما اگر به کلمه سواء معتقد باشند و بر تعالی سیر کنند قرآن آنها را بر عبادت الله مساوی می‌داند. @estentagh