eitaa logo
خدا ودیگرهیچ
149 دنبال‌کننده
164 عکس
61 ویدیو
34 فایل
در این کانال گفتارها و‌نوشتارهایی بر اساس تفکر توحیدی منتشر می کنم موضوعات متنوعند: از متون دینی تا فلسفه و هنر و حوادث واقعه و آرای اندیشمندان و... مگر نه اینکه توحید همه چیز را در برمی گیرد؟ رضاکریمی @rezakarimi1001
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از استنطاق
ماه ماه دعاهای عاشقانه است. و دیگر دعاها مانند (که‌در شب نیمه شعبان هم توصیه شده است) بر اين مضمون هستند که امل از عمل مهمتر است. البته عمل مهم است ولی بدون امل، انسان مدارانه و متکبرانه است. امل امید ما به خداست و عمل امید ما به خود است. کسي كه به عمل خود مي نگرد متکبر يا مستکبر (کسي که تمايلش به رويگرداني از دعاست:مؤمن/60) است اما کسي که به امل و اميد و آرزويي که به کسي که تسليمش شده دارد، مي نگرد اهل نياز است. کسي که تسليم نيست به عمل خود تکيه دارد پس بايد خواهان اجراي عدالت باشد اما کسي که به جاي اعتماد به خود به فضل او چشم دوخته مي گويد: من را بر عفوت سوار کن نه بر عدلت(خطبه۲۲۷ نهج البلاغه). اين دو کلمه ومشابه آنها (مثل مغفرت وفضل درمقابل عمل يا گناه) بسيار تکرار شده اند. با امید و دعاست که انسان به مقام فنا می رسد. عبارات زيبايي که در مناجات شعبانيه آمده است همگي از «کمال انقطاع به سوي خدا» مي گويند: «اگر من اهل اين نيستم که رحمتم کني تو اهل اين هستي که به من جود کني... جودت از اميدم و عفوت از عملم،افضل است...اگر مرا به جرمم بگيري تو را به عفوت مي گيرم. اگر در وقت طاعتت عملم کوچک است در وقت اميدت املم بزرگ است...»! امید در مناجات شعبانیه آنقدر قوت دارد که عبد خدا را عاشقانه تهدید می کند: خدا یا اگر من را در جهنم بیندازی به اهل آن اعلام می کنم که دوستت دارم. دعا سلاح مؤمن است و بلکه تنها سلاح او! اگر لطف یار نبود سعي وزياد عمل کردن،خون دل خوردني بيشتر نبود. دولت آن است که بي خون دل آيد به کنار ورنه با سعي و عمل باغ جنان اين همه نيست
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفته است: در جشنواره فجر سال آینده باید چندین فیلم ارزشمند قرآنی به نمایش دربیاید. روز بعد یک کارگردان قدیمی سینما، داریوش مهرجویی، ویدیویی تند و عصبانی درباره لغو پروانه نمایش فیلمش منتشر می کند و ساعتی بعد یک منتقد سینما، حسین معززی‌نیا، این دو خبر را به هم ربط می دهد و می گوید: "هر وزیر تازه خودش را موظف می‌داند یک جشنواره‌ی فجر محافظه‌کار و فیلترشده برگزار کند... لازم است وزیر ابتدا مصاحبه کند و بگوید دستاورد ما را در جشنواره‌ی آینده خواهید دید که چندین «فیلم قرآنی» خواهیم شد (یعنی دستور می‌دهیم بشود و خواهد شد، خیال‌تان تخت) بعد هم فیلم‌های سینماگران مشکوکی مثل داریوش مهرجویی چندین و چند بار بازبینی شود...نتیجه‌ی این بازی تکراری، هدر دادن بودجه‌های دولتی برای سفارش دادن آن «فیلم‌های قرآنی» است که آسیبش به فرهنگ کشور بیش از فیلم‌های داریوش مهرجویی، ناصر تقوایی و دیگرانی است که همیشه مشکوک به حساب می‌آیند و غیرخودی". این نزاع فارغ از جوسازی‌های احساسی، فرصت دوباره‌ای است برای پرداختن به یک پرسش مهم که شهید آوینی مطرح کرد: یک مسئله مهم این است که سینمای دینی و اسلامی دقیقا چیست؟ چقدر ممکن الوقوع است؟ و چقدر محتوای سینما باید ملاک ارزیابی قرار بگیرد؟ چقدر صرفا با گفتن "باید" و اختصاص بودجه سینمای قرآنی محقق می‌شود و چقدر دولتمردان برای تحقق این "باید" نیاز به اندیشه‌های شهید آوینی دارند. از یک سو آوینی را به ستیز با غرب و تکنیک و سینما می شناسند و امثال مهدی نصیری با توصیه به اکل میته می‌کنند و از سویی دیگر، از آنجا که شهید آوینی در جایی گفته بود من تعبیر سینمای اسلامی را نمی پسندم، بعضی اطرافیان او نتیجه گرفته اند که او سینمای اسلامی را قبول نداشت و این نتیجه گیری درباره سید شهیدان اهل قلم غریب است. صاحب این نگرش با تفسیر خود تیغ شمشیر آوینی علیه غرب را کند می‌کند و خواسته یا ناخواسته انگیزه دغدغه تبلیغ دین در سینما را کمرنگ می‌کند. اکنون چه باید گفت؟ شهید آوینی علیه فیلم‌های شعاری و سطحی که برخی مذهبیون ساختند موضع گرفت. او می‌گفت سینما آنچنانکه هست مسلمان‌شدنی نیست ولی نه آنکه در طلب سینمای اسلامی نباشد. او می‌گفت: ما چاره‌ای نداریم جز آنکه سینما را یک بار دیگر در ادب و فرهنگ اسلام معنا کنیم. ما باید قابلیت‌های کشف ناشده سینما را در جواب فرهنگ و تاریخ خویش پیدا کنیم… و چه کسی می‌تواند ادعا کند که سینما دیگر قابلیت‌هایی را ناشناخته ندارد؟ یادداشتهای تکمیلی: آیا ذات سینما شیطانی است؟ mehrnews.com/xRCYT مواجهه انتقادی با غرب mehrnews.com/xNYXZ @rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
نامه۳۱-۸.m4a
زمان: حجم: 3.9M
اَحکام و اِحکام ضرورت دیگرشناسی و غرب‌شناسی چیست؟ سیری در نامه ۳۱ بخش هشتم چهارشنبه ١٨اسفند ۱۴۰۰ @estentagh @rezakarimi
موج گرامیداشت نظامی در کشور حرکتی مثبت است نام یکی از فرصت های مناسب برای فعالیتهای فرهنگی ملی و عمومی است. در شرایطی که بعضی از مردم نسبت به برنامه های انقلابی روی خوش نشان نمی دهند و انقلابیون نسبت به بعضی برنامه های غیرانقلابی موضع گیری می کنند، برنامه ریزی بر اساس هویت مشترک بسیار راهگشاست. اگر به حضور مردم در مقام افاده و استفاده اعتقاد دارید، اگر به ضرورت کار برای اعتقاد دارید و اگر به وحدت و همدلی بیش از اختلاف وتفرقه و انزوا اعتقاد دارید چاره ای نداریم که سرمایه های فرهنگی این کشور را قدر بدانیم. یکی از این سرمایه هاست... شاعر و حکیمی است که بسیاری از اشعارش در دل عوام نفوذ کرده است از «بسم الله الرحمن الرحیم هست کلید در گنج حکیم» تا «ای همه هستی زتو پیدا شده...» از «در ناامیدی بسی امید است...» تا «کم گوی و گزیده گوی جون درّ»، از مناظره حکیمانه خسرو و فرهاد تا اشعار عمیق مخزن الاسرار. در جنگ فرهنگی ما به کسانی نیاز داریم تا هم آن قدر ساده باشند که مردم به آنها رو کنند و هم آنقدر عمیق، اهل معرفت به دنبال فهم و کشف سخنانشان باشند. کاری نداریم که کشور بیگانه تحت تأثیر چه کسی نظامی را شاعر غیرپارسی نشان می دهد! مهم این است که اگر سازمان های عمومی و فعالان فرهنگی نظامی و سعدی ومولوی و حافظ را نمی شناسند باید بدانند بخشی از سرمایه جنگیدن در تهاجم فرهنگی را از دست داده اند... @rezakarimi
هدایت شده از Karimi
shahryare jahan-karimi.MP3
زمان: حجم: 4.9M
پرسش‌هایی درباره مهدویت مراسم رونمایی کتاب شهریار جهان چهارشنبه۲۵اسفند ۱۴۰۰ @rezakarimi
رهبر انقلاب در آغاز سال نو هم  روز نو را تبریک گفتند و هم  روزگار نو را. روزگار نو با روز نو چه فرقی دارد؟ یکی از کسانی که تفاوت این دو را بیان کرد سید مرتضی آوینی بود. روز ظاهر عالم است و روزگار باطن عالم. وقتی روز نو می‌شود طبیعت نو می‌شود ولی وقتی روزگار نو می‌شود آدمها نو شده اند. اینجاست که بهار حقیقی بهار جانهاست و بهتر می‌فهمیم چرا رهبر انقلاب گفتند در این روز شروع سال و شروع قرن را مزیّن کنیم به نام و یاد حضرت بقیّة‌الله (ارواحنا فداه) که خود ایشان بهار دلها و طراوت دورانها است. اکنون این سخن آوینی بیشتر در گوش ما طنین می‌اندازد:  با بهاران روزی نو می رسد و ما همچنان چشم به راه روزگاری نو. اکنون که جهان و جهانیان مرده اند، آیا وقت آن نرسیده است که مسیحای موعود سر رسد؟ بر اساس دیدگاه شهید آوینی ما دو تاریخ داریم:ظاهری و باطنی؛ روز و‌روزگار. مقالات اولیه کتاب آغازی بر یک پایان به این موضوع اختصاص دارند. تاریخ ظاهری همان است که به نام تاریخ تمدن مشهور است: تاریخ غلبه بر طبیعت در جهت تمتعی مسرفانه و از منظر تکامل تاریخی ابزار. اما دومی تاریخ انبیاست انسان امروز اگرچه هنوز مبدأشمارش روزها و سال ها را بر هجرت این رسول و ‌تولد آن دیگری نهاده است اما دیگر قدر انبیاء را نمی شناسد. وجود انبیاء در تاریخ تمدن در هاله ای از ابهام است اما همچنان تفسیر دینی در عالم‌ به چشم می خورد حتی می توان گفت تمدن غربی هم در اساس دینی است. تاریخ باطنی یعنی چه؟ پاسخ این سؤال را بیش از هر جا باید در کتاب «آغازی بر یک پایان» جست و اجمالا می توان گفت: تاریخ باطنی سرگذشت حقیقی وجود بشر است. برای پاسخ باید معماران وجود بشر را شناخت. امام عرفان و سیاست را به هم پیوند داد و مرحله ای از ظهور باطن تاریخ را محقق کرد. تاریخ سرگذشت بشر است و بشر ظاهر و باطن دارد و نکته مهم این است که بر اساس تاریخ باطنی باید تاریخ حقیقی حیات ظاهری بشر را نیز نوشت تا انسان بداند حقیقتا بر او چه گذشته است. به تعبیر دیگر تاریخ انفسی و آفاقی داریم، و نیز تاریخ مظهر بزرگان است و اکنون عصر امام خمینی است. یک مثال خوب از تاریخ باطنی واقعه هبوط است که به قول شهید آوینی مورخ ظاهرا مذهبی مانند توین بی از درک آن عاجز است. درک معنی هبوط نیاز به درک تاریخ باطنی دارد. روزها بسیار آمده‌اند و هنوز آنچه که باید نیامده است. اکنون زمین و زمان بیشتر آماده روزگار نو هستند. ما هم منتظریم... @rezakarimi
یک اثر هنری، نکته بین و هدفمند درباره تغییرات است. تحول و تجدید مسئله ای اساسی در هستی شناسی دینی و عرفانی است. آوینی در یادداشت ، در کتاب ، ذات عالم را متحول می دانست و چرا باید خود او استثنا باشد؟ این مستند نشان می دهد نظریه تجدید و تحول هم شامل خود آوینی  شده است. آیه «والعاقبه للمتقین»، که در ابتدای مستند آمده است، ما را به یاد تحولات شخصیت آدمها می داند و اینکه در وضعیت ذاتا متحول عالم عاقبت و نقطه نهایی بسیار مهم است. در این مستند می گوید مرتضی از صفر شروع نکرد یعنی عالم کامرانی آوینی هم بی تأثیر در مراحل بعدی زندگی او نبوده است و حداقل ذوق ادبی و قلم تأثیرگذار و تجربه نیست انگاری او را در دیگر مراحل یاری کرده است.  اینکه آقای در مستند درباره می گوید آقا مرتضی هنگام مصرف هروئین به دنبال تجربه حقیقت بود و اگر اینطور نبود خدا دستش را نمی گرفت که برگردد. این نظر را باید در راستای سیر تحول انسان ها تفسیر کرد و فهمید، به این معنی که آدمها برای یافتن حقیقت گاهی مصداق را اشتباه می فهمند. در قرآن می بینیم که خداوند عبادت خدا را برای مشرکین به رسمیت می شناسد چرا که آنها منکر خدا نیستند بلکه در سیر الی الله دچار تلبیس شده اند. اساساً انسان کادح الی ربک فلامقیه است یعنی نمی تواند به دنبال خدا نباشد. ابراهیم نبی علیه السلام ابتدا کوکب و ماه و خورشید را برگزید و بعد به خدای فاطر رسید. اگر این سیر را واقعی بدانیم نه نمایشی، باید گفت همین سیر تحولی برای دیگر آدمها رخ می دهد.  نکته مهم این است که آوینی می گوید عالم در عین ثبات متحول است. در مستند انحصار ورثه به جنبه تحول آوینی توجه شده است و جنبه ثبات شخصیت او بسیار کمرنگ است. در جایی از اثر راوی می گوید: او نگران بود که مبادا مبارزه اش با متجددین او را در متحجرین قرار بدهد. «مبارزه همزمان با تجدد و تحجر» وجه ثابت آوینی پس از بازگشت از راه طی شده اش بود اما مستند بیشتر بر تحجرستیزی او تأکید می کند. شاید چون از تجدد ستیزی آوینی بسیار گفته اند. اما افراط عده ای نباید روایت ها را به دام تفریط بیندازد. همیشه باید در مرز اعتدال زندگی کرد تا حقایق تحریف نشوند. ، کارگردان اثر، به من گفت بیان وجه ثابت آوینی در قاب دوربین سخت است و من فکر می‌کنم چطور از قابلیتهای کشف ناشده سینما (تعبیری از ) برای بیان همه حقیقت کمک بگیریم.
رهبر انقلاب در دیدار مسئولین، استغفار اجتماعی و میدانی را توضیح داد و به رابطه آن با صبر و ثبات و قوت در جنگ ‌اشاره کرد. وقتی ایشان دو آیه ۱۴۶و۱۴۷ سوره آل‌عمران را کنار هم تفسیر کرد می‌فهمیم دوگانه صبر/استغفار نشان می‌دهد قوت و پیروزی با اعتماد به نفس به دست نمی‌آید و نصر جز از نزد خدا نیست. به تعبیر قرآن استکانت در برابر خداست و عدم استکانت در برابر غیرخدا و هر دوی اینها دستور خداست. در همین بیان رابطه دوگانه غرور/ انفعال هم مهم و مکمل بحث ایشان است؛ غرور تکیه بر خود و ادعای دوستی با خدا و بالاترین شقاوتهاست و انفعال يأس و ناتوان‌پنداری. دور شدن از هر دو سر این دوگانه موجب افراط و تفریط است. ایشان متوجه گستردگی معنای غرور بودند. غرور دو نوع است: غرور دنیوی و غرور الهی. بعضی به آنچه در حیات دنیا به دست آوردند مغرور و فریفته می‌شوند و بعضی به رابطه‌ای که با خدا دارند: إِنَّ وَعْدَ اَللّٰهِ حَقٌّ فَلاٰ تَغُرَّنَّكُمُ اَلْحَيٰاةُ اَلدُّنْيٰا وَ لاٰ يَغُرَّنَّكُمْ بِاللّٰهِ اَلْغَرُورُ (لقمان٣٣، فاطر۵). غرور به خدا این است که دچار امانیّ (آرزو و توهم) شویم که چون از خدا دم زده‌ایم پس حتما پیروزیم! کرامت و حلم و مغفرت خدا نباید موجب سوءاستفاده و غرور شود: يٰا أَيُّهَا اَلْإِنْسٰانُ مٰا غَرَّكَ بِرَبِّكَ اَلْكَرِيمِ (انفطار٦). منافقين وقتی پرده کنار می‌رود و در عذاب می‌افتند می‌پرسند مگر با شما نبودیم؟ پاسخ می‌آید که... دچار توهمات امانیّ شده و به خدا مغرور شده بودید:   يُنٰادُونَهُمْ أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قٰالُوا بَلىٰ وَ لٰكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ اِرْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْكُمُ اَلْأَمٰانِيُّ حَتّٰى جٰاءَ أَمْرُ اَللّٰهِ وَ غَرَّكُمْ بِاللّٰهِ اَلْغَرُورُ (حدید١٤). قبلا نوشته بودم: تکبر دو‌ نوع است: تکبر دینی و غیر دینی. در تکبر غیردینی متکبر به صفات و نژاد و مقام و دنیای خود فخر می کند. اما گاهی افراد دیندار طوری در مورد دین دیگران احساس تکلیف می کنند که خود را فراموش کرده گویا فرزندان خدا هستند و خدا با آنها عقد اخوت بسته است. این هم‌ تکبر از نوع دینی است.  در قرآن با انحصارگرایی و تکبر دینی  مبارزه شده است. چرا که  همه را به تعالی دعوت کرده و نه مسلمان و نه اهل‌کتاب هیچ یک ذاتا ارباب نیستند. تنها  توهمات اهل‌کتاب نیست که بی اثر دانسته شده بلکه توهمات (امانی) مسلمانان هم از سوی قرآن نفی شده است. از این جهت مسلمان و غیرمسلمان یکسان شمرده شده‌اند. اساسا مؤمنین نباید به ایمان خود فخر کنند بلکه اهل ایمان باید دوباره ایمان بیاورند (برای توضیح بیشتر به کتاب نظریه وحدت متعالی دین مراجعه کنید).   این نظر با اعتقاد به پلورالیزم و‌ کثرت گرایی متفاوت است. بلکه  ملاک و معیار حق وجود دارد ولی اهل حق اگر به حق عمل نکنند خداوند قومی دیگر می آورد. در حکومت دینی تکبر دینی بیشتر ظهور می کند. @rezakarimi @estentagh
هدایت شده از استنطاق
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گفتاری کوتاه درباره نهج‌البلاغه نهج‌البلاغه از این جهت که اخلاق و اعتقادات و جامعه را در برمی گیرد کتابی جامع است و در عین‌حال گزینشی محبوب و مشهور از کلام امام است. اما همین گزینش موجب شده عده‌ای به دنبال نسخه تمام نهج‌البلاغه باشند. به عنوان مثال، مقایسه با متن تحف العقول برخی افتادگی‌ها را مشخص می‌کند. آیا گزینشی بودن نهج البلاغه لزوما یک نقطه ضعف است؟ آیا گزینش بر مبنای بلاغت نمی تواند یک نقطه قوت باشد؟ شاید به دلیل بلاغت است که به شیعیان محدود نشده و اهل سنت (مثل ابن ابی الحدید) و مسیحی (مثل جرج جرداق) آن را ستایش کرده اند. ترجمه محمد دشتی پرتیراژترین ترجمه فارسی است ولی کامل‌ترین نیست. دشتی خطبه‌ها را با اصطلاحات جدید عنوان بندی کرده و برای آنها موضوع تعیین کرده است. البته قانون دوم تردمودینامیک، فلزشناسی و سنگ‌شناسی نمی‌توان شاهدی از سخنان امام علی(ع) یافت. همچنین دشتی گاهی کلمه یا عبارتی را در ترجمه ذکر نکرده است. با این همه، منتقدان معتقدند ترجمه دشتی، روان و همه‌فهم و مردمی است.
نادر طالب زاده.m4a
زمان: حجم: 4.2M
درباره سخنرانی در آیین بزرگداشت آقای نادر ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱ @rezakarimi