اهمیت کتاب "زن آنگونه که باید باشد" چیست؟
این کتاب را باید با آرامش و دقت خواند.
اصغرطاهرزاده مباحث مربوط به زن و خانواده را از زاويهاي خاص دیده است و معتقد است نبايد در مقابل سؤالهاي جديد، جوابهاي کهنه را تکرار کرد؛ طاهرزاده معتقد است در دنياي جديد انسان، تعريف ديگري از خود دارد و به تبع آن زن نيز معني ديگري به خود گرفته که اگر بستر مناسبي براي ارتباط با او فراهم نشود؛ با نگاههاي گذشته و در بسترهاي گذشته نميماند و موجب بحران خانواده و جامعه مي شود. یکی از نقاط قوت کتاب این است که در پاسخ به مسائل زن به فرهنگ مدرنیته که همه جا را تحت تأثیر قرار داده اندیشمندانه وارد شده است. به نظر او چارهي كار نه ماندن در زندگي گذشته است در حالي كه شرايط، شرايط گذشته نيست؛ و نه تسليمشدن به آن نوع زندگي كه فرهنگ مدرنيته به زنان پيشنهاد ميكند.
در این کتاب برای شبهاتی همچون عقل زن و مشورت با او هم، بر اساس میزان درک و توانایی نویسنده، پاسخ هایی داده شده که در راستای طرح کلی او قابل تحلیل است. به طور کلی این کتاب هم نقد گذشته است و هم نقد مدرنیته. این کتاب نقد گذشته است چون می گوید حفظ عادات خشك و خالي خانوادگيِ باقيمانده از فرهنگ گذشته را نبايد به اسم حفظ خانواده قلمداد كرد. مثلاً حفظ نکردن کرامت زن و غیرت ورزی بیجا برخلاف اندیشه اسلامی است و نیز می گوید: نقطه ضعف بعضي متدینین نشناختن جايگاه لذات حلال با محرم خود است، به طوري كه با روحيهاي مقدس مآبانه نسبت به آن بيتوجه هستند. در اين كتاب سعي شده است آفات چنين روحيهاي بررسي و تحليل شود و اين كه اگر موضوع درست ديده شود نه تنها هيچ تنافي با سلوك ديني ندارد، بلكه موجب نشاط در انجام واجبات نيز ميشود. در جای دیگری از کتاب می خوانیم: در دوران گذشته چون مادر در خانه حضور فعالِ اقتصادي داشت زندگي بهخوبي ميچرخيد بدون اينکه پول زيادي وارد خانه شود، زنان هميشه با يک نوع توليد و ترميم رابطه داشتند. مصرف کالاها و غذاهاي بيرون خانه آن قدر زياد نبود که نياز به پولِ زياد باشد. آنچه امروز در خانوادههاي ما نقش بازي ميکند قدرت خريد کالاهاي بيرون خانه است و نه برنامههاي مادران.
نقطه قوت دیگر کتاب این است که به دنبال این است كه در شرايط جديد حيات توحيدي خانواده حفظ شود. اعلام روز مادر و روز زن و.. بدون مبنای توحیدی راه حل خیالی است! چیزی که نویسنده به مردان و زنان یاد می دهد این است که ريشهي فروريختن خانـواده در دورة مدرنيتـه را بايد در امانيسم يا خودبنيادي بشر -كه اصالت نفسانيات است- جستجو نمود. برخی استبدادهاي جزئيِ بعضي پدران را كه معني خانواده توحيدي را نميشناختند بهانه كردند، تا حكمت جاري در روح و روان خانواده را كه سالهاي سال بشر در آن سكني گزيده بود، نفي كنند. در حالی که در حاكميت نفسانيات هيچ جمعي به عنوان جمعِ همدل موجود نميشود، يا همه پراكندهاند و يا همه مقهور قدرت يك فرد، كه هيچكدام از اين دو حالت، خانواده نيست. فمینیسم جنگ زن و مرد است و هرگز با پذيرش تمدن غربي خانواده باقي نمي ماند.
@rezakarimi
بيانيه فعالان فرهنگی در مورد حوادث اخیر را افراد شاخص و مهمی امضا کردند. در این بیانیه حوادث اخیر ریشه یابی شده و گفته شده است که دو چیز غبار فتنه را مینشاند: «تبیین» و «به میدان آمدن امت». در این بیانیه از جنگ روایتها و ضرورت تبیین توسط چهرههای مردمی و مردم باور و نیز لزوم تیشه بر ریشههای فساد و تضادهای درون حاکمیت سخن گفته شده است چرا که منشأ بسیاری از این حوادث و فتنهها، ریشههای فساد است.
https://www.farsnews.ir/news/14010702000862
ناامنی و توهین به مقدسات را باید محکوم کرد اما متن بیانیه هنوز جامع نیست و اجمالا سخن از جنگ و جبههآرایی حق علیه باطل میکند ولی توجهی به گفتگو با معترضین وجود ندارد.
نویسندگان بیانیه گرچه به آیه امربه معروف و نهی از منکر استناد کردهاند اما از آداب و شرایط آن نگفتهاند.
ادب جدال احسن این است که به دغدغههای طرف مقابل هم توجه کنیم: آیا اصلاح قانون که وزیر ارشاد اشاره کرد نباید توسط فعالان فرهنگی مطالبه شود؟ آیا گفتگوهای جدی و صریح که صداوسیما دوباره شروع کرده نباید ادامه پیدا کند؟ آیا بررسی همه جانبه مسئله حجاب که باید فراتر از گشت ارشاد باشد نباید مدنظر قرار بگیرد؟ آیا نباید یک تصمیم جامع و شفاف در مورد نحوه اجرای اصل ۲۷ قانون اساسی بگیریم و نباید برای فرهنگسازی اعتراضات عمومی فکری شود؟
@rezakarimi
حافظ۲۰مهر.m4a
زمان:
حجم:
5.5M
سخنرانی در مراسم روز حافظ - کتابخانه امیرکبیر کرمانشاه
کسی که حافظ را بدون قرآن بخواند او را ناقص فهمیده است
۲۰مهر۱۴۰۱
@rezakarimi
خدا ودیگرهیچ
سخنرانی در مراسم روز حافظ - کتابخانه امیرکبیر کرمانشاه کسی که حافظ را بدون قرآن بخواند او را ناقص
در واکنش به برخی اظهارات عليه سخنرانی روز #حافظ:
حافظ صریحا و مکررا و تمام قد خود را وابسته به قرآن می داند پس چرا وقتی حافظ را قرآنی تفسیر می کنیم عده ای آشفته می شوند وانکار واضحات می کنند و نام این تفسیر را مصادره به مطلوب می گذارند؟!
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
حافظ این در این بیت بین عشق و قرآن خوانی پیوند برقرار می کند اما عده ای معتقدند عشق در قران نیامده است! این بیت در عین حال که قرائت واحدی از حافظ (حافظ قرآنی) را بیان می کند در عین حال قرائت های متکثر(چهارده روایت) را هم در این قرائت واحد قابل جمع می کند.
زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد
دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند
در این بیت هم کلمه کلیدی اندیشه و شعر حفظ یعنی رندی به شکل قرانی بیان می شود و او می گوید اگر رندی فهمیده نمی شود علت این نفهمی گریز از قران است. یعنی کلید فهم رندی قرآن است!
صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ
هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
در این بیت حافظ همه چیزش را از قرآن می داند؛ او می گوید: هرچه کردم... نه صرفا یک موضع موقتی و مصلحتی است و نه فقط تبرک و یک اشاره جزئی. حافظ تمام قد قرآنی است!
ز حافظان جهان کس چو بنده جمع نکرد
لطایف حکمی با نکات قرآنی
حافظ خود را مدعی تفسیر قرآن با حکمت می داند و بالاتر از همه رفته است.
ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ
به قرآنی که اندر سینه داری
این بیت به قرینه دیگر ابیات حافظ سخنش این است که اگر شعر حافظ خوش ترین شعر است علتش وجود قرآن در سینه اوست پس اگر قرآن نبود حافظ به این بزرگی که الان هست نبود.
با این شواهد غیر قابل انکار، اگر کسی تفسیر خود را از حافظ با تفسیری از که قرآن فهمیده در تضاد می بیند مشکل از از درک محدود اوست نه از سینه قرآنی و نکات قرآنی و قرآن خوانی حافظ. قرآن دریایی عمیق و چندلایه است و حافظ هم مثل او عمیق و چندلایه است. انسانهای سطحی را راهی به این دریای عمیق نیست.
نمی توان قرآنی بودن حافظ را انکار کرد ولی اگر کسی فکر می کند که عشق و آزادی که در شعر حافظ هست در قرآن نیست و میپندارد قرآن فقط از قتل و کشتن سخن گفته ولی حافظ پرچمدار این حقیقت «با دوستان مروت با دشمنان مدارا» است، چنین کسی خود را اسیر تناقضی سردرگم کننده کرده است: یا حافظ بیخود ادعای قرآن کرده است یا این اشارات صریح و مکرر و تمام قد او به قرآن تحریف و جعلیات است یا اینکه باید در فهم خود از قرآن شک کند و بداند حافظ از او قرآن را بهتر فهمیده است. قرآن سرشار از عشق و ازادی است ولی چه کسی گفته تعریف قرآنی و حافظوار از این کلمات باید مطابق ذهن تنگ و سلیقه خاص افراد باشد؟ مدارا با دشمنان در قران بسیار است نمونهاش قانون افتخاربرانگیز جدال احسن است ولی کسی که نمی شود با او مدارا کرد را چگونه می توان تحمل کرد؟ کسانی که سفره هفت سین با حافظ و بدون قرآن پهن کرده اند فقط به علت قرائت تکفیری از قران ، که این هم محکوم و مطرود است، به این رفتار تناقض آمیزدست نزده اند بلکه علاوه بر این قرائت غرب زده از قرآن است که حافظ قرآنی را تحمل نمی کند و از آن می گریزد. به قول حافظ : دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند!
@rezakarimi
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
هر کسی #سامرا نمیرود چون هنوز هم محیطش نظامی و امنیتی است و در جای دوری قرار دارد؛ در #اقصیالمدینه. این عبارتی قرآنی است نه فقط به معنای دورترین نقطه شهر بلکه در مورد لایه پنهان و زیرزمینی و نقطه غریب شهر؛ جایی که مردانی در غیبت هستند و مردم شهر آنها را نمیبینند. در روايات شیعی رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى اَلْمَدِينَةِ يَسْعىٰ (قصص٢٠ و یس۲۰) بر شیعیان گمنام و اهل تقیه تطبیق داده شده است. پس این اصطلاح ذوبطون و چند لایه است.
ائمه هر چه به خاتم الاوصیاء نزدیک شدند بیشتر در غیبت رفتند. امام هادی ع ارتباطاتش با مردم کمتر شد و فرزندش در حصار نظامی (عسکری) قرار گرفت. فرزند امام عسگری ع مخفیانه متولد شد و بعد در غیبت صغری رفت و سپس غیبت کبری شروع شد. با این سابقه، وقتی میبینیم که حرم عسکریین در دورترین نقطه سامرا هنوز هم در غربت است، بیشتر اقصیالمدینه معنا میشود. این بار حصار نظامی توسط شیعیان امام ایجاد شده است و مردم شهر از حرم دور و بیگانه از امام هستند. تصویر گنبد در حاشیه شهر دوری را گواهی میدهد. #سرداب_مقدس در زیرزمین این حرم اما دورتر و مخفی تر است. این سرداب نمادی از حال و وضع امام غایب است.
دیدیم که دوری فقط مکانی نیست معرفتي هم هست پس اقصیالمدینه گاهی از نظر مکانی در دل شهر است. امام زمان اکنون در اقصیالمدینه زندگی میکند و البته او منفعل و منزوی نیست بلکه صفت يَسْعىٰ در قرآن نشان فعال بودن و اثرگذار بودن اوست ولی ما نمیفهمیم. او بین ماست؛ جایی همین نزدیکی که کمتر کسی میبيند؛ خیلی دور خیلی نزدیک.
My Recordingچه بخوانیم؟ 27 اردیبهشت97.MP3
زمان:
حجم:
18.2M
چه بخوانیم؟
بحثی در باب سیر مطالعاتی
27اردیبهشت1397
@rezakarimi
مسافر.m4a
زمان:
حجم:
2.4M
تاملی در سه سبک خواندن
تحلیل کتاب "مسافر، برج و کرم"
۲۵ آبان ۱۴۰۱
نقد مکتوب در خبرگزاری کتاب (ایبنا)
https://www.ibna.ir/news/328868
@rezakarimi
Page 15 (17).pdf
حجم:
365.4K
نقد کتاب جدید تفسیر موضوعی برای دانشجویان
روزنامه فرهیختگان
۲۶ آبان۱۴۰۱
http://fdn.ir/75718
@estentagh
@rezakarimi
به بهانه مباحث جدید مدیریت شهری در کرمانشاه/
جایگاه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در مدیریت شهری کجاست؟
https://www.mehrnews.com/news/5633317
@rezakarimi
بازداشت کردن سلبریتیها و پخش فیلمهای افشاگرانه عليه آنها نتیجه بخش نیست بلکه احساسات هوادارانشان را جریحهدار میکند.
پیشنهاد میکنم با هنرمندان و ورزشکاران معترض بازداشتی و غیربازداشتی مناظره فکری داشته باشید و توسط فرد مطلع و خوش بیان مورد سوال قرار دهید تا قوت استدلال و دروغهایشان را روبرو به آنها بگويد و بتهای آنها مقابل طرفداران فرو بریزد. اما مانند ابراهیم علیهالسلام عمل کنید: بت بزرگ را تبر نزنید و ظاهرا سالم نگه دارید و با مقدمهچینی کاری کنید هنگام رجوع مردم به بزرگشان، بزرگیاش در دلشان فرو بریزد: فَجَعَلَهُمْ جُذٰاذاً إِلاّٰ كَبِيراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ (انبیاء٥٨).
اگر حین مناظره حرف حقی بشنویم قبول کنیم و حرف خود بدانیم. اگر هم کسی را نداریم که در مناظره با سلبریتی غالب شود بهتر است به شکست منطق خود اعتراف کنیم.
مناظره را برای مردم پخش کنید: قٰالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلىٰ أَعْيُنِ اَلنّٰاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ (انبیاء۶۱). اثر این مناظره از اعترافات تلویزیونی که فورا به اعتراف اجباری متهم میشوند خیلی مؤثرتر است و جهاد تبیین محسوب میشود.
@rezakarimi
اگر میشد نام علامه حسنزاده را به عنوان روز کتابخوانی پیشنهاد میکردم. بعضی علما بیشتر از اینکه اهل کتاب باشند اهل علم بودند ولی ایشان از آنها بود که کتابخوانانه مینوشت و از منابع با مشخصات علمی یاد میکرد. نمیدانم آیا همیشه اهل علم بر اهل کتاب برتری دارند یا نه؟ اینجا میخواهم بگویم چنین کسی وقتی کتابش را ببرند ولی برنگردانند خاطرهای بسیار ناگوار در جانش باقی میماند...
منبع: انسان در عرف عرفان، واقعه۱۶
@rezakarimi
گفتگویی ناتمام با خودم!
در #جام_جهانی:
گفت: فوتبال لهو و لعب بزرگ تاریخ است.
گفتم: همیشه اینطور نیست و می شود آن را سالم انجام داد.
گفت: ذات فوتبال لهو و لعب یعنی سرگرمی و بازی است و نمی شود اصلاحش کرد.
گفتم: بازی و سرگرمی که ذاتا بد نیست بلکه به ما برای اعمال حقیقی نشاط میدهد.
گفت: بله به شرطی که در حد خودش باقی بماند و به افراط کشیده نشود.
گفتم: اتفاقاً فوتبال فقط یک ورزش نیست و می تواند تبلیغ ارزشها باشد.
گفت: اما این ارزشها چون بر فطرت و بصیرت پایه ندارند ناپایدار و خنثی هستند.
گفتم: مگر بد است که ورزش به سهم خودش در مشکلات جهان تغییری بدهد.
گفت: اتفاقاً جدی گرفتن بازی کار را خراب کرده است!
گفتم: بازی بدون قواعد و قوانین جدی که هیجان و جذابیت ندارد.
گفت: بازی کردن موجب بی تعلقی به دنیاست ولی جدی گرفتن آن وابستگی میآورد. قواعد بازی در حد بازی لازمند نه بیشتر.
گفتم: بالاخره بازی خوب است یا بد؟!
گفت: بازی در این حد که دنیا را جدی نگیریم کافیست اما نه اینکه به خاطرش تعصب داشته باشیم و بکشیم یا خودکشی کنیم!
گفتم: این موارد اتفاقی است و بیشتر تاریخ فوتبال آرامش و صلح است.
گفت: فوتبال بازی غفلت است و برای اینکه این غفلت بماند باید پیوند خود را با رسانه، تماشاگر، گزارشگری و پول و تبلیغات و حاشیههایش حفظ کند وگرنه قدرت مقابله با فطرت را ندارد.
گفتم: قدرت فوتبال را نمیتوانی انکار کنی. کشور فقیری مثل برزیل را محبوب جهان کرده است و خیلی از ستاره های فوتبال از فقر به ثروت رسیدند.
گفت: مشکل فقر که حل نشده و فقط توهم خوشبختی است.
گفتم: فوتبال نژادپرستی را کم کرده و باعث دوستی ملیتهای مختلف شده است.
گفت: هواداران متعصب هم کم نیستند و خط کشی های دروغین را زیاد کردند. اخیراً هم بعضی دوستی را با همجنسگرایی اشتباه گرفتهاند.
گفتم: اصلاً چرا اثر شور ملی با برد تیم ملی را نمیبینی؟
گفت: چرا شادی ملت را به یک تیم پیوند میزنیم؟ چرا ریشهای تر مسائل را حل نکنیم؟
گفتم: به خاطر اینکه حریف ناجوانمردانه تبلیغات سوء را در حاشیه فوتبال پررنگ کرده است.
گفت: ما چرا درگیر حاشیه شدیم؟ مثلاً در خود آمریکا برخلاف جهان، فوتبال ورزش اول نیست. پس میشود برخلاف موج کار خود را کرد.
گفتم: شادی ملی با فوتبال هم جزئی از فرآیند حل مسائل کشور است.
گفت: به چه قیمتی؟ با تکیه بر بازیکنانی متزلزل که ممکن است در اخلاق و سیاست به راحتی بلغزند؟!
گفتم: باید تلاش کنیم تا با ارزشهای حقیقی همراهی کنند. اینها از جنس ملت ما هستند و بسیار تلاش کردهاند.
گفت: اینها باید تابع باشند نه الگو. مسیری که آنها را مشهور کرده است تلاش برای یک بازی است نه سلوک و مجاهده در حیات حقیقی، پس هيچ تضمینی برای سلامت آنها وجود ندارد مگر با کنترل و نگرانی مداوم.
گفتم: دنیا همین است باید به قواعدش عمل کرد.
گفت: دنیا را بیش از حد جدی نکنیم. دنیا فقط بازی است.
گفتم: چطور میشود همراه این مردم برای فوتبال وقت نگذاریم؟
گفت: من هم بازی را دوست دارم!
@rezakarimi