مامان من سر خواهر کوچیکم باردار بود،
اون سال بارندگی کم بود برف هم اصلا نیومد
اواخر بارداریش، اواخر بهار بود گفت هوس برف با شیره کردم،
یه روز دیدیم بابام با یه کیسه پلاستیک بزرگ برف اومد خونه،
رفته بود از کوه های شهرکرد که چندساعتی باهامون فاصله داشت براش برف آورده بود
#مخاطب
#خاطرات_سمی
@rohesabegh
چند سال پیش مشکل تنفسی پیدا کرده بودم به همراه شوهرم به دکتر که مراجعه کردم
ازم پرسید:خروپف هم میکنید من گفتم نه که دیدم همسرم گفت بله آقای دکتر یک ساله که خروپف میکنه
باورم نمیشد یکساله ؟😲
و هیچی نگفت
خواهش میکنم شادی روحش صلواتی بفرستید
#مخاطب
#خاطرات_سمی
+شوهری یک ساله با صدای خرو پف میخوابه و شکایت نمیکنه گلی است از گل های بهشت.
@rohesabegh
اون آقایی رو که از کوه های شهرکرد برای خانومش برف آورده بود رو مومیایی اش کنید یا خشک کنید تو موزه نگهداری ش کنید.
ادمین جان از روش کپی رنگی بزن بفروشش
#مخاطب
#خاطرات_سمی
@rohesabegh
یه هفته بعد عقدمون شوهرم من رو برد به یک جیگرکی گفت جگر بخوریم، همینطور که داشت با هوس میخورد رو به من کرد و گفت هرچی خلافکار و معتاد هست پاتوقشون اینجاست من لقمه تو گلوم گیر کرد دیگه نتونستم بخورم ولی اون محل نذاشت با خیال راحت تا تهش رو خورد
#مخاطب
#خاطرات_سمی
@rohesabegh
477.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😜😂
وضعیت من و شوهرم بعد کلی دعوا
@rohesabegh
https://eitaa.com/rohesabegh/6461
یکی از اموات فوت کرده بود؟؟😂😂😂
اول موت میکنیم بعد فوت؟؟؟
حتما برا این که امیدی به برگشت نداشته باشیم😂😂😂😂
#مخاطب
@rohesabegh
باور کن ادمین جان تو خودت سم خالصی🤣🤣🤣
#مخاطب
+چشمات سم خالص می بینه🫶🏻
@rohesabegh
بعد از عقد یه روز مادر شوهرم با ذوق زنگ زد گفت با پدرشوهرت رفتیم براتون کارت عروسی انتخاب کردیم و سفارش دادیم...اصلا حق رو به من نمیدادن و میگفتن حالا مگه چی شده یه کارته اما تو دل من مونده😪چون حتی شعر هم انتخاب کرده بودم برای کارت،ولی اونا شعر مد نظر خودشون رو دادن 🙃
#مخاطب
#خاطرات_سمی
@rohesabegh