اون آقایی رو که از کوه های شهرکرد برای خانومش برف آورده بود رو مومیایی اش کنید یا خشک کنید تو موزه نگهداری ش کنید.
ادمین جان از روش کپی رنگی بزن بفروشش
#مخاطب
#خاطرات_سمی
@rohesabegh
یه هفته بعد عقدمون شوهرم من رو برد به یک جیگرکی گفت جگر بخوریم، همینطور که داشت با هوس میخورد رو به من کرد و گفت هرچی خلافکار و معتاد هست پاتوقشون اینجاست من لقمه تو گلوم گیر کرد دیگه نتونستم بخورم ولی اون محل نذاشت با خیال راحت تا تهش رو خورد
#مخاطب
#خاطرات_سمی
@rohesabegh
477.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😜😂
وضعیت من و شوهرم بعد کلی دعوا
@rohesabegh
https://eitaa.com/rohesabegh/6461
یکی از اموات فوت کرده بود؟؟😂😂😂
اول موت میکنیم بعد فوت؟؟؟
حتما برا این که امیدی به برگشت نداشته باشیم😂😂😂😂
#مخاطب
@rohesabegh
باور کن ادمین جان تو خودت سم خالصی🤣🤣🤣
#مخاطب
+چشمات سم خالص می بینه🫶🏻
@rohesabegh
بعد از عقد یه روز مادر شوهرم با ذوق زنگ زد گفت با پدرشوهرت رفتیم براتون کارت عروسی انتخاب کردیم و سفارش دادیم...اصلا حق رو به من نمیدادن و میگفتن حالا مگه چی شده یه کارته اما تو دل من مونده😪چون حتی شعر هم انتخاب کرده بودم برای کارت،ولی اونا شعر مد نظر خودشون رو دادن 🙃
#مخاطب
#خاطرات_سمی
@rohesabegh
صبح عروسیمون بود فامیل شوهرم خونه مادرشوهرم جشن پاتختی گرفتند ولی به من گفتند نیا زشته تازه عروسی😂، ولی شوهرمو بردند، مهمونی هم زنونه بود😂 بعدشم با فامیل نزدیک رفته بودند باغ پدرشوهرم و اونجا ناهار خورده بودند، شوهرمم زنگ زد گفت ناهارتو بخور من دیرتر میام، اجاق گازمونم وصل نبود حالم گرفته بود هیچی نخوردم، عصر با یه بادکنک صورتی اومد 😂
#مخاطب
#خاطرات_سمی
@rohesabegh