#در_آغوش_تو
پارتهفتادوچهارم
حامی:
با خستگی کلید رو توی در چرخوندم..حتی جون نداشتم که لباسهامو عوض کنم..روی کاناپهی ال مانندِ خونه دراز کشیدم و ساعدِ دستمو گذاشتم روی پیشونیم..همه فکر و ذکرم شده بود نفس..این مدت فقط نفس نبود که بخاطر حال روحیش داشت اذیت میشد،بلکه منم بودم که داشتم اذیت میشدم،حتی بیشتر از خودش!
نفس دختر خیلی قوی بود؛غیر ممکن بود که با اتفاقِ اونشب به این راحتیا خودشو ببازه..رفتارای این مدتش عجیب شده بود..با کوچیکترین حرکتی از من میترسه و اشکش در میاد،صد برابر حساستر از قبل شده و این موضوع واقعا اذیتش میکرد..همش دنبال راهی بودم تا کمکش کنم ولی خودش هیچجوره زیرِ بار نمیره!
دردِ سرم آزاردهنده بود..انگشتامو گزاشتم روی شقیقههام و ماساژ دادم تا شاید یکم دردش کمتر بشه ولی بیفایده بود..
با بیجونی از روی کاناپه ها بلند شدم و خودمو رسوندم به آشپزخونه و دوتا مسکن پشتسر هم خوردم،لیوان آبو تا ته بالا کشیدم..یکی از دستام روی میز آشپزخونه تکیه گاه بدنم بود و با اون یکی دستم دستی روی پیشونیم کشیدم..داغِ داغ بودم..
لامپارو خاموش کردم و رفتم سمتِ اتاقم..لباس هامو با یه شلوارک و یه رکابی مشکی عوض کردم.
با وجودِ سردیِ هوا،خیلی گرمم بود و این نشوندهندهی این بود که تب داشتم..
داشتم گُر میگرفتم..اتاقم به بالکن راه داشت..در بالکن رو باز کردم و رفتم توش..تکیه مو دادم به نردههای سرد بالکن و نفس عمیقی کشیدم..بوی بارون و خاکِ خیسخورده تو هوا پیچیده بود..قطرات بارون روی موهام میریخت و باد سردی بینشون میپیچید و همین باعث شده بود دردِ سرم بیشتر از هرموقع دیگهای آزاردهنده بشه؛اما هرچی که بود اندازهی دردی که قلب و روحم این روزا میکشید نبود..
نفس،گریههاش،صداش و هرچیزی که به اون مربوط بود دائم داشت جلوی چشمام رژه میرفتن..همونجور که تکیهم به نردهها بود سرمو بردم عقب و گذاشتم قطرههای بارون روی صورتم بریزن..
#رمان
بچهها ، اون یکی ناشناس متاسفانه باگ داره و پیاماتون اصلا نمیاد
لینک ناشناس جدید:
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_mjkthz&btn=رمان.تکستاره
رمــان در آغوش تـو
بچهها ، اون یکی ناشناس متاسفانه باگ داره و پیاماتون اصلا نمیاد لینک ناشناس جدید: https://eitaa.com/
پارت که بحثش جداست ، اون رو میدیم اما شما چی ؟
آمار چنل بالا که نمیره هیچ ؛ تازه داره روز به روز پایینتر هم میاد .
ناشناس هم که همیشه خالیه .
مگه دیگه انگیزهای میمونه واسه پارت دادن ؟
معلومه که نه !
رمــان در آغوش تـو
پارت که بحثش جداست ، اون رو میدیم اما شما چی ؟ آمار چنل بالا که نمیره هیچ ؛ تازه داره روز به روز پای
قشنگم من کاری به حرفاشون ندارم ، به نظر و حرفهاشون هم احترام میزارم
اگر هم تا الان چنل رو پایان نزدم فقط و فقط به خاطر اون ممبرهای واقعی بوده که رمان رو دوست داشتن ؛ وگرنه پایان زدن چنلی که هیچ پیشرفتی نداره از ادامه دادنش خیلی خیلی بهتره .
رمــان در آغوش تـو
قشنگم من کاری به حرفاشون ندارم ، به نظر و حرفهاشون هم احترام میزارم اگر هم تا الان چنل رو پایان نزد
من دیدم چنلایی رو که وقتی میخوان پارتی بدن ، پارت رو در صورتی میدن که آمار چنلشون بره همونی که میخوان !
ولی ما اینکارو هیچوقت نکردیم و نمیکنیم ، در ضمن بچهها ما کلِ کار و زندگیمون که همین چنل رمان نیست ، ماهم کلی کار و مشغله داریم ، اگه دیدین پارتها دیر فرستاده میشن لطفا لطفا درک کنین .