(﷽تکیـہ گــــــاـہ امنٖؒ﷽)
+خانم عبدی چشم هاتون باز کنید خواهش میکنم 😞 ترو خداااااااااااااااااااااااااااااااااااا
٫متاسفانه رفتن تو کما تیر به قلب برخورد کرده دچار آریتمی قلبی شدن
آقای عبدی: وایییییییییییییییییییییی دخترم
..............
...................................
....................................................
ستایش خانم گوش کنید صبر کنید نرین تروخدا بزارید حرفم بزنم بعد هر کجا خواستین برین هر جوابی خواستین بدین
به خدا منم دوست دارم از دار دنیا چی میخوام از خدا وقتی مهرتون افتاد تو قلبم از اون موقع نمیتونم فراموشت کنم به حرف هام فکرکن
اگه یذره بهم علاقه داری ...........
_داداش ترو خدا بلند شووووو بلند شو تنهام نزار بمون جواب آبجی و مامان چی بدم
هاااااااااااااا
نزار عصا دستم از دست بدم تو با همون سن کم شدی عصای دستم
خدایا نکن بزار بمونه پیشم سرنوشتش دو دفتر زندگی بسته بشه که نابود میشم ...........
اگه میخواین ادامهی این رمان بخونید روی لینک زیر کلیک کنید ✍️
https://eitaa.com/romanFms
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
﷽
حتماً تا آخر نگاه کنید 😉
نبینی مهم ترین نکته رمان جدید از دست دادی 👌🏻😉
تیزر رمان
بزودی .............
منتظر اولین پارت باشید 🙂
#رمان_تکیه_گاه_امن
(﷽تکیـہ گــــــاـہ امنٖؒ﷽)
ریحانه حسینی دختر رسول و ستایش
#شخصیت
(﷽تکیـہ گــــــاـہ امنٖؒ﷽)
ریحانه حسینی دختر رسول و ستایش
#شخصیت
(﷽تکیـہ گــــــاـہ امنٖؒ﷽)
ملودی حسنی دختر عطیه و محمد
#شخصیت
(﷽تکیـہ گــــــاـہ امنٖؒ﷽)
صدرا ملکی
فرماده کل مثل آقای عبدی
#شخصیت