eitaa logo
🇮🇷•°•°ره‍‌ رو ع‍‌ش‍‌ق‍‌°•°•🇮🇷
1.7هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
4.9هزار ویدیو
22 فایل
"و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند" ٫ کپی‌وایده‌‌برداری‌ازرمان‌‌؟راضی‌نیستم‌حتی‌از‌اسم‌رمان!! ازفعالیت‌ها‌‌مجازبه‌جزکپی‌ممنوع‌ها‌ و‌پشت‌سرهم‌کپی‌نشه🚫 ناشناس‌زیرنظرمدیر https://eitaa.com/nashenas_app/app
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
(﷽‌تکیـہ گــــــاـہ امن‌ٖؒ﷽) (رسول): گوشیم پیام اومده بود با خوندن پیام سرم تیر میکشید یعنی چی هنوز تموم نشده آماده اتفاق های بعدی باشید تا وقتی پات از پرونده نکشی بیرون اتفاقات بدتری باشید. محمد: عطیه بهوش اومده بود کنارش نشسته بودم لباش خشک شده بود دستمال کاغذی برداشتم لیوان آب برداشتم یکم نم دارش کردم دور لبش زدم نم دار میکردم عطیه: محمد اون خانم کی بود با من ؟؟ پیداش کردین ؟؟؟ محمد: رسول یادته بعضی وقت ها منو میرسوند ؟؟ عطیه: اره یادمه آقایی بود مو فر عینکی محمد: درسته اون همسرش بود عطیه: وایییییی خدای من حالش خوبه؟ محمد: آره خداروشکر خوبن همه خودش هم بچه ای که تو راه دارن عطیه: آها + چی شد اطلاعات کامل می‌خوام درباره رفت و آمد هاشون یکی بفرست داخل محوطه کارشون می‌خوام رابط بین ما با سایت باشی بفهمی با کی جور هستن می‌خوام روزگارشون سیاه کنم _ اونا به هر کسی اجازه ورود نمیدن باید کاغذ یا مهر جایی داشته باشم +جعل اسناد کن _به ساموئل بگو برات جور می‌کنه +چشم آقا الان. میگم جور کنه _خوبه میتونی بری ................ .............................................................................. پ.ن1*: روزگار سیاه 😞 پ.ن2*: جعل اسناد 😜
(﷽‌تکیـہ گــــــاـہ امن‌ٖؒ﷽) ✨.....................(سه ماه بعد)...................✨ (سعید) سه ماه دقیقا گذشته بود عضو جدیدی وارد سایت شده بود خیلی بچه ها باهاش جور شده بودن ولی حس خوبی به این پسر نداشتم سرم داخل سیستم بود با صدای فرشید روی همون صندلی که نشسته بودم چرخیدم سمتش جانم فرشید ؟؟؟؟ (فرشید) سعید چرا با ماهان خوب نیستی فاصله میگیری تو جمع بهش مشکوک هستی با یه چشم دیگه نگاهش می‌کنی یکثره دوست داری آتو ازش پیدا کنی ؟؟؟ (سعید) فرشید من از اون روز اول که وارد سایت شد طرز حرف زدنش انگار لات و لوت هست مال پایین شهر واقعا تو بهش شک نمی‌کردی مثل حرفی که دیروز زد می‌گفت لاتی و لوتی مرخصی های پی در پی که از محمد میخواد دقیقا همون موقعی ای که می‌رفت پشت سرش اتفاقی میوفتاد که جلسه فوری محمد میزاشت توی این سه ماه مأمور و نفوذی ۷۷۷ کشته شد اون یکی نفوذی ۶۶۶ زخمی شد هر کدوم به یک نحوی از دور خارج کنند الان هیچ ارتباطی نداریم اونم هر ماه یا پایان هر هفته خبر فوری باشه یا گزارش کار فرشید واقعاً مشکوک نمی شدی ؟؟؟ (فرشید) سعید شاید مثل رسول تکه کلامش باشه رسول خودمون نگاه کن ایول میگه اونم تکه کلامش اونه مرخصی هم اولش گفته بود خانواده اش حال اوضاع خوبی ندارند درباره مأمور ۷۷۷و ۶۶۶ چند بار سایت چک کردیم نفوذی و رابط نداشته باشیم خود محمد رسیدگی میکرد ولی نبود دلیل بر مشکوک بودن نیست بد بدلت نده بیا باهم خوب شو اونم احساس غریبگی نکنه (سعید) احساس کنه به من چه منو اون سننه چه کار دارم فعلآ قصد رفیق شدن با اون مشکوک خان ندارم شما برید فقط مراقب باشید. (فرشید) از دست تو سعید خیلی شکاک هستی خیلییییییییییییییییی................ (ماهان) توی این چند ماه که وارد سایت و گروهشون شدم تمام رفتار و ارتباط با هم دیگه رو شناسایی کرده بودم هر کدومشون نقطه ضعف داشتن که میشد بر علیه شون استفاده کرد دور برم هیچکس نبود فلش آلوده که بهم داده بودن وصل کردم به کیس تا وارد شدن ویروس زمان کافی نداشتم محمد داشت با فرشید از پله ها پایین میومدن تا این که ............ ....................................................................‌......... پ.ن1*: ماهان 😒 پ.ن2*: مشکوک شدن سعید به ماهان
مثلا... مثلا‌بری‌وسط‌بین‌الحرمین... بعدش‌ندونی‌اول‌کدومشون ‌زیارت‌کنی...:)💔
مۍ‌گُفت‌؛ هـَروقت‌فِکر‌کَردۍ‌خیلۍ‌عـٰاشقۍ یِہ‌سر‌برو‌گُلـزار‌شُھدا‌ رَسـم‌عاشِقۍ‌هم‌یاد‌بگیـر🖐🏽!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا