3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سن چوخ ایستیرم🥰
#ره_رو_عشق
#استاد_رسول
#مجید_رسول
#رسول
#گاندو
#happy_birthday_majid_norouzy
کپی ممنوع و حرام ❌
😎
{https://eitaa.com/romanFms}
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طرز نگاشو 👀
#ره_رو_عشق
#استاد_رسول
#مجید_رسول
#رسول
#گاندو
#happy_birthday_majid_norouzy
کپی ممنوع و حرام ❌
😎
{https://eitaa.com/romanFms}
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با احساسات این دلا بازی کنیم❤️💙
#ره_رو_عشق
#استاد_رسول
#مجید_رسول
#رسول
#گاندو
#happy_birthday_majid_norouzy
کپی ممنوع و حرام ❌
😎
{https://eitaa.com/romanFms}
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امشب پیش عالم و آدم 🌹
#ره_رو_عشق
#استاد_رسول
#مجید_رسول
#رسول
#گاندو
#happy_birthday_majid_norouzy
کپی ممنوع و حرام ❌
😎
{https://eitaa.com/romanFms}
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چشم👍🏻
#ره_رو_عشق
#استاد_رسول
#مجید_رسول
#رسول
#گاندو
#happy_birthday_majid_norouzy
کپی ممنوع و حرام ❌
😎
{https://eitaa.com/romanFms}
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خفن 😎
#ره_رو_عشق
#استاد_رسول
#مجید_رسول
#رسول
#گاندو
#happy_birthday_majid_norouzy
کپی ممنوع و حرام ❌
😎
{https://eitaa.com/romanFms}
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو چشمات👀
#ره_رو_عشق
#استاد_رسول
#مجید_رسول
#رسول
#گاندو
#happy_birthday_majid_norouzy
کپی ممنوع و حرام ❌
😎
{https://eitaa.com/romanFms}
#Part_66
#Safe_support
(﷽تکیـہ گــــــاـہ امنٖؒ﷽)
✨...........(
نیم شب ).............✨
(راوی)
با صدای مهماندار هواپیما که داشت از پشت تریبون اعالم میکرد:
- Dear passengers, we will enter Iran in a few
minutes, please observe your hijab
چشمانش را باز کرد و نگاه کوتاهی به دور و برش انداخت، هنوز منگ
میزد و دلش میخواست که بخوابد! صندلی کناریش پسری با شلوار
جین و تیشرت آستین کوتاه مشکی رنگی نشسته بود که هدفون به
گوش داشت، چشمهایش هم بسته بود طوری که او به خودش تکانهای
ریزی میداد معلوم بود دارد آهنگ گوش میدهد !
نمیدونست از پشت چشم های بسته اش حس کرد بهش خیره شده
یا اینکه خود چشمهای قهوهایش را باز کرد و به او رو به رو شد
در یک لحظه جرقه ای انگار در سرش زده شد و فکرش کشید به اینکه"
این پسر میتونه رابط بشه از کجا میدونست چون از لحاظ تیپ و ظاهر میشد از رفتارش تشخیص داد
میشه با پول زیاد خریدش ؟" مشکوک شد شد گوشیش را برداشت و تا خواست روشنش
کند، یکی از مهمانداران هواپیما به زبان انگلیسی بهش گفت:
- Madam, please turn on your phone after
landing!
بهش گفتم:
- yes, thanks.
بعد از چند دقیقه باألخره به تهران رسیدن و هواپیما روی باند فرودگاه
امام فرود آمد.
با باز شدن درها همه کمربندها را باز کردن، بعد از باز کردن کمربندش
از جایش بلند شد و کش و قوسی به خود داد، کمرش خشک شده بود.
دستی به پیراهن مشکیناش که تا روی رانش بود کشید و خواست از
هواپیما خارج بشود که همان پسره چشم قهوهای خودش را به او رساند
و گفت:
oh, lady -بیما میخوای بری؟
یکتای ابروی کمانیاش را باال انداخت و گفت:
-نه میخوای بزارمت روی کولم ببرمت؟
پسرک خندید و دستش را به طرف او دراز کرد و گفت:
-طوفان هستم از آشنایی با شما خوشبختم!lady
بدون اینکه بهش دست بدهد گفت:
-شرمنده من از گرد و خاک خوشم نمیاد! خداحافظ
ولی از دور مراقبش بودم سوار تاکسی فرودگاه شد با یه تاکسی دیگه دنبال رفتم بدونم کجا میره شاید به درد خورد.................
..........................................................................
پ.ن1*: طوفان ؟؟؟
پ.ن2*: اون زن کی بود ؟؟
#Part_67
#Safe_support
(﷽تکیـہ گــــــاـہ امنٖؒ﷽)
(طوفان)
دلم برده بود اون دختره تو هواپیما صورت جذاب و سفید معلوم بود انگلیسی اصیل بود چشم های سبز انگار لنز گذاشته بود ولی قابلیت فریب دادن میداد به طرف مقابل که جادوش کنه دلش به بره..................
(نانسی):
آدرسش گیر آوردم فقط درباره زندگیش دلایل اومدنش به ایران چطوری میتونم کمک کنه بهمون فکر میکردم شاید با پول هنگفت قانع بشه
(علی)
از وقتی رسول اون اتفاق براش افتاده بود مسئول سیستم مرکزی شده بودم کارهای بخش خودمون مونده بود الآنم کار این طرف ماشین وزارت خارجه انگلیس وارد محوطه شد راننده ماشین پیاده شد درو باز کرد از طریق دوربین های هک شده وزارت یکم دید کم بود ولی میشد فهمید و شناسایی کرد
به دختر از ماشین پیاده شد انگار فرد خاصی بود همه خوش اومد میگفتن صداهای دور اطراف زیاد صدا رو واضح کردم معاونش اومد با حرفی در گوشش چهره دختره تعغییر کرد سریع رفتم داخل ساختمون
عکس داخل سیستم وارد شد شروع کرد اسکن کردن شناسایی کردن (نانسی سیناترا) عضو و دختر رئیس موساد و CNA بود رابط وزارت بین ایران و انگلستان تا حالا چند بار خودکشی کرده ولی عملی نشده زنده مونده از همسر دومش پسر دو ساله داره .......
از تمام سوابقی داشت پرینت گرفتم منگنه کردم ساعت ورود و خروج از فرودگاه رسیدن به وزارت و نام هواپیما هم نوشتم از پله ها رفتم بالا در اتاقش باز بود گذاشتم داخل سر میز درو بستم رفتم پایین
(نانسی)
یعنی چی باید انجام میدادین یعنی از اون موقع هیچ کاری نکردین شما وظیفه تون در قبال کمک ما چی خواستیم هااااااااااا ؟؟؟؟؟
۱)گرد آوری مخفیانه اطلاعات در خارج از خاک کشور اسرائیل.
۲)خنثی سازی تلاشهای کشورهای متخاصم برای تهیه و تولید تسلیحات غیر متعارف ویا دستیابی به آن.
۳)خنثی سازی عملیات تروریستی علیه اهداف اسرائیلی و یهودی درخارج از خاک اسرائیل.
۴)توسعه روابط مخفیانه ویژه، سیاسی و غیره، در خارج از خاک اسرائیل و حفظ این روابط.
۵)آوردن مهاجرین یهودی به کشور اسرائیل، از اماکنی که امکان مهاجرت یهودیان از آن جا به اسرائیل، توسط سازمانهای مهاجرتی معمولی اسرائیل، وجود ندارد.
۶)به دست آوردن اطلاعات استراتژیکی، سیاسی و عملی.
انجام عملیات ویژه در خارج از خاک اسرائیل.
من نمیدونم باید شروع کنید ........
..............................................................................
پ.ن1*: طوفان و نانسی ؟
پ.ن2*: وظایف دولت انگلیس برای اسرائیل