eitaa logo
♪♫رمـانـ انـتــقـامـ♫♪
205 دنبال‌کننده
55 عکس
10 ویدیو
5 فایل
سه خواهر. یک راز. یک مرگ" در دل شب‌های بی‌پایان، انتقام آتشی‌ست که خودت را خاکستر می‌کند، نه دیگری را. حقیقت همیشه راهش را پیدا می‌کند به جهان‌ ماخوش‌ آمدید جای میان‌ ترس‌و نورو سایه" <عضو جمعیت نویسندگان> 📝𝟭𝟮𝟳 "شروع‌ مون 1405/3/8"
مشاهده در ایتا
دانلود
♫·♪¸¸♩·♬¸¸ 🐻🍁🤎¸¸♫·♪¸¸♩·♬ پارت 75 علی زانو زد روی زمین سرد و خیس. دست‌هایش می‌لرزید، انگار که خودش هم در حال مردن بود. صدایش شکست، ترک خورد، و بعد مثل شیشه‌ای که از بلندی سقوط کرده باشد، خرد شد: صمانه... صمانه عزیزم... چشماتو باز کن... صمانهههه... صدایش در سکوت سنگین اتاق پیچید و به دیوارها خورد و برگشت، اما هیچ جوابی نبود. فقط سکوت. سکوتی که سنگین‌تر از هر فریادی بود. هانا آرام ایستاده بود. نه عجله‌ای داشت، نه تردیدی. لبخندی روی صورتش نشسته بود اما نه لبخندِ یک آدم. لبخندِ یک شکارچی که طعمه‌اش را در دام انداخته. خنده‌اش هیستریک بود، تیز، مثل تیغی که روی شیشه کشیده باشند: انقدر داد و بیداد کردی... آخرش همین شد. نگران نباش عزیزم... تو رو هم می‌فرستم کنارش. قول می‌دم. اسلحه را بالا آورد. سرد و بی‌رحم، مثل خودش. انگشتش روی ماشه لرزید نه از ترس، از لذت. یک لحظه مکث کرد، فقط یک لحظه، تا طعم این لحظه را بچشد. بعد، بدون هیچ رحمی، ماشه را کشید. صدای شلیک مثل رعد در اتاق پیچید. خون همه‌جا را گرفت؛ روی دیوار، روی زمین، روی صورتِ بی‌جانِ علی. اما هانا حتی پلک نزد. فقط ایستاد و تماشا کرد. تماشای آخرین لحظه‌های یک زندگی که با یک گلوله تمام شد. بعد، لبخندش باز شد. بازتر. تا جایی که به قهقهه تبدیل شد. قهقهه‌ای که از ته وجودش می‌آمد از جایی تاریک و عمیق که سال‌ها در آن انتقام را پرورش داده بود. او انتقام خانواده‌اش را گرفته بود. دارا، نرگس، آیماه همه را با یک حرکت ساده به اون دنیا فرستاده بود. با بریدن ترمز ماشین‌شان، حکم مرگشان را امضا کرده بود. همان‌طور که آن‌ها روزی حکم مرگ خانواده‌اش را امضا کرده بودند. حالا همه‌چیز سر جایش بود. عدالتِ خودش، با دست‌های خودش. هانا به اطراف نگاه کرد. به صحنه‌ای که خودش ساخته بود. به اجسادی که خودش خلق کرده بود. و برای اولین بار بعد از سال‌ها، احساس کرد چیزی درونش آرام گرفت. او بازی را کیش و مات کرده بود. و در تاریکیِ آن شب، در میان خون و سکوت، هانا احساس می‌کرد که برنده‌ی این بازی است. برنده‌ی تنها بازی‌ای که برایش معنا داشت: بازیِ انتقام. ادامه دارد... کپی؟هرگز
چرا لف میدینننن؟؟؟؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا