eitaa logo
پایان موقف🚫
186 دنبال‌کننده
344 عکس
23 ویدیو
0 فایل
رمان‌های پر از عشق، آرامش و حسای قشنگ شبونه 🎧💔 نور ماه:پایان رسید🖤 عشق بی پایان:اگه میخوای بخونی بیا پی @negar49❤️✨️ قمار من:درحال پارت گذاری♣️🥀 📝𝟬𝟵𝟱 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام خشکلام🧸🎀ببخشید دیشب واقعا حالم خوب نبود🥺🥲
"نور ماه" ☆پارت ۸۲☆ محمد:سلام داداش🥺🫂 باران:وای یهو چیشد🥲 ایلیا:این راننده هه واقعا راننده گی بلد نبود جانا:کاش حامی برده بود🥺 حامی:کاش واقعاااا ببخشید بچه ها محمد:نه تو که کاری نکردی اون راننده هه بود همه:آره پرستار۱:ببخشید بچه ها میتونید اینجا بمونید پیش هم میتونید برید توی اتاق هاتون من باید برم همه:پیش هم باشیم پرستار۱:چشم من رفتم حامی:مامانه ویدیو کال چی بگم؟ جانا:گوشی بر ندار حامی:خب دلش بند میشه جانا:بده پرستاره بگه که رفتن یه جایی شب زنگتون میزنن حامی:اوکی باران دکمه ی بالای سرت رو فشار بده باران:اوکی پرستار۱:جانم حامی:ببخشید میشه جواب بدید بگید رفتن یه جایی شب بهتون زنگ میزنن؟ پرستار۱:حتما گوشی رو بدین بهم حامی:بفرمایید پرستار۱:ممنونم "پرستار۱ رفت تو حیاط بیمارستان" پرستار۱:سلام مامان لیلا:سلام شما؟ پرستار۱:بچه هاتون رفتن داخل شهربازی گوشی هاشون ایتجا دست ما هست نمیتونین دست بگیرین شب بهتون زنگ میزنن مامان لیلا:عه ببخشید ممنونم خدانگهدار پرستار۱:فداتون شم خدانگهدارتون "پرستار۱ رفت تو اتاق بچه ها" پرستار۱:بفرمایید گوشیتون حامی:ممنونم نفهمیدن که؟ پرستار۱:نه نفهمیدن حامی:ممنونم "پرستار از اتاق رفت بیرون"
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا