𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
"نور ماه" ☆پارت ۹۰☆ باران:مرسی حامی عالی بود حامی:لطف داری جانا:دورت بگردم عالی بود قشنگم حامی:خ
واییی عالی بود خداروشکر همشون سالم برگشتن و مامان لیلا خوشحال شد و فصل یک به خیر خوبی تموم شده واییی✨🤍🥺🎀
نگار داشتیم رمان رو می خواندیم چرا پاک کردی
✨🤍
نگار :ببخشید مخواستم بیشتر بنویسم پاک کردم🥺
فاطیما: نگار...
رایا :
هستی:
هممون دوست داریم حامیم به ورژن قبلیش برگرده
ولی ی روزی دلش برای ورژن الانش تنگ میشه
✨🤍
نگار :پسرم همجوری قشنگه چه ورژن الانش چه ورژن قبلش🥺✨️🌺
فاطیما: آره واقعا دلم برای این ورژن تنگ میشه ولی واقعا این ورژن خیلی قشنگه 🥺
رایا :
هستی:
"نور ماه"
☆فصل ۱ پارت ۱☆
جانا:حامی آهنگ بخون برام خستگیم در بره
حامی:هنوز خسته ای کل راه رو انگار خواب بودی
جانا:لطفااا
حامی:هوفففففف باشه
حامی:گذشت همه روزای خوبمون خاطره شد آرزوهای دورمون
گذشت ولی یاد من هست ثانیه ثانیه کامل مو به مو
با هم همه چیو تجربه کردیم چند بار شد همه شهرو بگردیم
با جیب خالی با پای پیاده بلد بودیم هر دو بخندیم
روزامونو شب میکردیم باهم شب تا صبحو چت میکردیم
یه موقعاییم قهر میکردیم ولی میدونستم بر میگردی
چند بار شد دعوام شد باهات تهش همو یه بغل میکردیم
همه چیو حل میکردیم …
بلد بودمت و تو بلدم بودی تهش هرچی که میشد بغلم بودی
تو هم همسفرم بودی و هم هم نظرم بودی و هم بال و پرم بودی
نمیدادم به دنیا تار موتو به جونم میخریدم آبروتو
تو هم هم نفسم بودی و هم همه کسم بودی و هم دلواپسم بودی
هی گل گل بگیریم واسه هم قول قول که بمیریم واسه هم
چی شد کی برد خوشیمونو که اینطور مرد هم حس تو هم همه احساس من
جانا:وایییییی عالییییی بودددد🥺
حامی:فداتشم پیاده شو
جانا:واییییی خیلی ذوق دارم
"زنگ در زدن"
مامان لیلا:به به جوجه های خودم خوش اومدین قشنگا🥹🫂
حامی:سلام فرشته ی من🥹🫂
جانا:سلام قشنگم🥹🫂
بابا حمید:سلام قشنگام🥹🫂
حامی:سلام باباییییییی🥹🫂
جانا:سلام بابایییییییی🥹🫂
مامان لیلا:خوش گذشت؟
حامی و جانا:عالی بود❤️
بابا حمید:یکی زنگ نزدید به ماها😂
حامی:ما مه همش بیرون در بودیم مامانم که زنگ میزد شما سر کار بودین اصلا نبودین😂
بابا حمید:فدا سرتون زیبا ها❤️
مامان لیلا:نهار خوردین؟
جانا و حامی:نه هنوز ساعت ۱۲ هست که
مامان لیلا:خداراشکر براتون فسنجان پختم انگشت هاتونم رو بخورین😂🫂
حامی و جانا:مرسیییییییی
جانا:حامی داشت صبحانه هواپیماه رو میخورد یادتون کرد که دلش برا صبحانه هاتون تنگ شده🥺
حامی:اوهوم
مامان لیلا:دورتون بگردم سفره پهن کنم صبحانه بخوریم؟😂
حامی:نه مرسی😂🤣
"نور ماه"
☆فصل ۱ پارت ۲☆
مامان لیلا:کی بود زنگ زدم گوشی برداشت؟
حامی:دیروز؟
مامان لیلا:آره فک کنم
جانا:آره رفته بودیم شهربازی گوشی هامون رو گرفته بودن
مامان لیلا:خب پس
حامی:هوف من دارم میرم بخوابم برای نهار صدام کنیم
جانا:منم دارم میرم بخوابم🥱
مامان لیلا:برید بخوابید خسته شدید
حامی:آره مخصوصا جانا😂
جانا:حامی😠
مامان لیلا:عه باشه جنگ نکنید دوتاتون برید بخوابید
"رفتن خوابیدن تا ساعت یک و نیم ظهر"
مامان لیلا:جانا حامی بلند بشین بیاین نهار بخورین
جانا:باشه اومدم🥱
حامی:اومدم🥱
حامی:به به چیکار کردی مامان
بابا حمید:مرسی عزیزم
جانا:مرسی قشنگ خانوم
مامان لیلا:دورتون بگردم نوش جونتون❤️
"نهار جا خوردن حامی رفت رو مبل لم داد و جانا هم یکم آشپز خانه رو مرتب کرد رفت کنار حامی"
حامی:خسته نباشی جوجوم❤️
جانا:مرسی عزیزم❤️
مامان لیلا:فیلم بزارید ببینیم
بابا حمید:آره
حامی:چه فیلمی بزارم؟
بابا حمید:طنز بزار برامون
حامی:چشم
"فیلم دیدن و کلی خندیدن"
"نور ماه"
☆فصل ۱ پارت ۳☆
مامان لیلا:جانا خواب رفت؟
حامی:آره
بابا حمید:پا که نیست بالشته😂
حامی:دورش بگردم کل پرواز که خواب بوده شب قبلش هم از ساعت ۹ خوابیده تا ساعت ۹ صبح کلا عاشق خوابه😂😂
مامان لیلا:دیگه خسته ی سفره😂
حامی:اوهوم😂
جانا:کی خوابه؟🥱
همه:😂
جانا:پای داداشم مثل بالشته واقعا😂🥱
مامان لیلا:واقعا😂
جانا:وایییییی چقدر دلم برا پیاده روی ها تنگ شده🥺
حامی:منم🥺
مامان لیلا:پاشید آماده بشید بریم بیرون
جانا:هوراااااااااا
"آماده شدن رفتن بیرون"
جانا:وایییی چقدر هوا خوبه
حامی:آره
مامان لیلا:حامی یکم آهنک بخون
حامی:چشم
حامی:گذشت همه روزای خوبمون خاطره شد آرزوهای دورمون
گذشت ولی یاد من هست ثانیه ثانیه کامل مو به مو
با هم همه چیو تجربه کردیم چند بار شد همه شهرو بگردیم
با جیب خالی با پای پیاده بلد بودیم هر دو بخندیم
روزامونو شب میکردیم باهم شب تا صبحو چت میکردیم
یه موقعاییم قهر میکردیم ولی میدونستم بر میگردی
چند بار شد دعوام شد باهات تهش همو یه بغل میکردیم
همه چیو حل میکردیم …
بلد بودمت و تو بلدم بودی تهش هرچی که میشد بغلم بودی
تو هم همسفرم بودی و هم هم نظرم بودی و هم بال و پرم بودی
نمیدادم به دنیا تار موتو به جونم میخریدم آبروتو
تو هم هم نفسم بودی و هم همه کسم بودی و هم دلواپسم بودی
هی گل گل بگیریم واسه هم قول قول که بمیریم واسه هم
چی شد کی برد خوشیمونو که اینطور مرد هم حس تو هم همه احساس من