"نور ماه"
☆فصل ۱ پارت ۲☆
مامان لیلا:کی بود زنگ زدم گوشی برداشت؟
حامی:دیروز؟
مامان لیلا:آره فک کنم
جانا:آره رفته بودیم شهربازی گوشی هامون رو گرفته بودن
مامان لیلا:خب پس
حامی:هوف من دارم میرم بخوابم برای نهار صدام کنیم
جانا:منم دارم میرم بخوابم🥱
مامان لیلا:برید بخوابید خسته شدید
حامی:آره مخصوصا جانا😂
جانا:حامی😠
مامان لیلا:عه باشه جنگ نکنید دوتاتون برید بخوابید
"رفتن خوابیدن تا ساعت یک و نیم ظهر"
مامان لیلا:جانا حامی بلند بشین بیاین نهار بخورین
جانا:باشه اومدم🥱
حامی:اومدم🥱
حامی:به به چیکار کردی مامان
بابا حمید:مرسی عزیزم
جانا:مرسی قشنگ خانوم
مامان لیلا:دورتون بگردم نوش جونتون❤️
"نهار جا خوردن حامی رفت رو مبل لم داد و جانا هم یکم آشپز خانه رو مرتب کرد رفت کنار حامی"
حامی:خسته نباشی جوجوم❤️
جانا:مرسی عزیزم❤️
مامان لیلا:فیلم بزارید ببینیم
بابا حمید:آره
حامی:چه فیلمی بزارم؟
بابا حمید:طنز بزار برامون
حامی:چشم
"فیلم دیدن و کلی خندیدن"
"نور ماه"
☆فصل ۱ پارت ۳☆
مامان لیلا:جانا خواب رفت؟
حامی:آره
بابا حمید:پا که نیست بالشته😂
حامی:دورش بگردم کل پرواز که خواب بوده شب قبلش هم از ساعت ۹ خوابیده تا ساعت ۹ صبح کلا عاشق خوابه😂😂
مامان لیلا:دیگه خسته ی سفره😂
حامی:اوهوم😂
جانا:کی خوابه؟🥱
همه:😂
جانا:پای داداشم مثل بالشته واقعا😂🥱
مامان لیلا:واقعا😂
جانا:وایییییی چقدر دلم برا پیاده روی ها تنگ شده🥺
حامی:منم🥺
مامان لیلا:پاشید آماده بشید بریم بیرون
جانا:هوراااااااااا
"آماده شدن رفتن بیرون"
جانا:وایییی چقدر هوا خوبه
حامی:آره
مامان لیلا:حامی یکم آهنک بخون
حامی:چشم
حامی:گذشت همه روزای خوبمون خاطره شد آرزوهای دورمون
گذشت ولی یاد من هست ثانیه ثانیه کامل مو به مو
با هم همه چیو تجربه کردیم چند بار شد همه شهرو بگردیم
با جیب خالی با پای پیاده بلد بودیم هر دو بخندیم
روزامونو شب میکردیم باهم شب تا صبحو چت میکردیم
یه موقعاییم قهر میکردیم ولی میدونستم بر میگردی
چند بار شد دعوام شد باهات تهش همو یه بغل میکردیم
همه چیو حل میکردیم …
بلد بودمت و تو بلدم بودی تهش هرچی که میشد بغلم بودی
تو هم همسفرم بودی و هم هم نظرم بودی و هم بال و پرم بودی
نمیدادم به دنیا تار موتو به جونم میخریدم آبروتو
تو هم هم نفسم بودی و هم همه کسم بودی و هم دلواپسم بودی
هی گل گل بگیریم واسه هم قول قول که بمیریم واسه هم
چی شد کی برد خوشیمونو که اینطور مرد هم حس تو هم همه احساس من