eitaa logo
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀 نفوررررر
180 دنبال‌کننده
321 عکس
18 ویدیو
0 فایل
رمان‌های پر از عشق، آرامش و حسای قشنگ شبونه 🎧💔 نور ماه:پایان رسید🖤 عشق بی پایان:اگه میخوای بخونی بیا پی @negar49❤️✨️ قمار من:درحال پارت گذاری♣️🥀 📝𝟬𝟵𝟱 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/romanmannnn/6070 ولی اون اولا همش زیبا رو کتک میزد باهاش خیلی سرد بود الان خیلی بهتر شده و این نشون میده که داره عاشقش میشه منم اگر کسی که بهش حسی نداشته باشم دستش رو ببره اینجوری باهاش رفتار نمیکنم و نگرانش نمیشم 🥀🖤 فاطیما :نمودونم🤣 نگار:حق با شما هستت🥺
پارت ها عالی بودن..🤍 🥀🖤 فاطیما :مرسی قشنگم نگار:
خیلی خوب بود بالاخره آرزوم برآورده شد دیگه نمیگه بهش آقا واییییییی 🥀🖤 فاطیما :فدای ذوقت بشم 🥺🤍 نگار:
گفتی دوتا پارت نه یکی 🥀🖤 فاطیما :میدم زیبا نگار:
چرا دارم حس میکنم از رمان دنیای بی رحم داری اصکی میری؟ 🥀🖤 فاطیما :از چه لحاظش میگی من اصلا ندارم ؟ نگار:
ܦ‌ܩߊ‌ܝ‌ ܩࡍ߭🥀 زیبا : رسیدیم به امریکا پیاده شدیم از هواپیما رفتیم توی فرودگاه و اومدین بیرون حامی یه ون گرفت و رفتیم هتل یه خونه گرفتیم و رفتیم توش رفتم بالا اتاق خودمو حامی ای کاش اتاقم جدا بود هوفف وسایل رو گذاشتیم و نشستیم حامی : وایی خیلی خستم همه: منمممم حامی : من میرم بگیرم بخوابم همه:باشه زیبا : حامی رفتو شروین و هستی هم رفتن خوابیدن منم که نمیخواستم برم بالا که بیدار نشه روی کاناپه دراز کشیدم نمیدونم اینجا رو خیلی دوست داشتم یه حس خوبی میده بعد از چند ساعت حامی آوند پایین حامی : اینجایی زیبا: آره حامی : رفتم و دستشویی کار های مربوطه رو کردمو اومدم بیرون نشستم روی کاناپه حامی : هوففف سکوت سنگینی بینمون بود که دیدیم استی داره میاد پایین زیبا : بیدار شدی هستی :اره🥱 بعد هز چند دقیقه شروین آومد و نشستیم روی کاناپه که زیبا گفت زیبا : بیرون نریم ؟ همه: چرا بریم زیبا :همه رفتیم و آماده شیم حامی : من آمادم شروین: من امادم (۱۵ دقیقه بعد ) حامی : کجا موندیم شما بیاین دیگه هستی : من اومدم حامی : زیبااااا زیبا : اومدم ساعتمو بندازم زیبا : آمادم همه: چه عجب زیبا :هوففف نویسنده:fatima🖤 ایده دهنده:negar🤍
ܢ݆ߺߊ‌ܝ‌ࡅ߳ߺߺܙ ⁴⁶ࡅ߳ܦ̈ܥ‌‌یܩܢ ܝ̇ߺܭَߊ‌ܣࡅ߳وܔ🖤🥀 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dplhej1&btn=𝐌𝐲.𝐠𝐚𝐦𝐛𝐥𝐞🖤