eitaa logo
روزمرّگی های بانوان ایرانی🇮🇷 🏴
22.2هزار دنبال‌کننده
9.6هزار عکس
4.4هزار ویدیو
18 فایل
ایدی مدیر کانال جهت انتقادات و پیشنهادات و ارسال مطالب @a_ramezany ایدی تبلیغات @z_m1392
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گاهی اوقات میشه که تو برای آرمانت، از آرامشت میزنی، صدتو میزاری تا آرمانت حفظ بشه، قضاوت های نادرست میشی توسط افراد، دلت هم شکسته و تکه تکه شده میشه ولی از آرمانت دست نمی‌کشی؟! می‌دونی چرا؟؟ چون نمیتونی مثل خیلی از افراد، به هر قیمتی همرنگ جماعت بشی، چون عزتت اجازه نمیده پسرفت داشته باشی، و پیش وجدانت که تنها میشی بگی ای داد،از عرش چجوری به فرش رسیدم!!! اگه اینجوری برای آرمانت میجنگی یعنی تو خیلی ارزشمندی👌🌱 قدر خودتو بدون رفیق❤️ صبح تون زیبا به یاد حسین جانمون🌱 🏡روزمره های بانوی ایرانی☘ ╚══════🍃🌺🍃═╝
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بریم برای آموزش گل های رز بافتنی مون🌸 🏡روزمره های بانوی ایرانی☘ ╚══════🍃🌺🍃═╝
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📌معقل شامی در جستجوی مسلم علیه السلام سپس ابن زیاد یکی از غلامان خود را به نام معقل که انسانی باهوش و زیرک بود فراخواند،۳۰۰۰ دینار به او بخشید و گفت؛ از تو می‌خواهم در کوفه بگردی و راجع به مسلم و یارانش پرس و جو کنی با آنها مانوس شوی و این دینارها را به آنها هدیه کنی و به آنها بگویی از این دینارها برای جنگ با دشمنان کمک بگیرند و آنها را آگاه کنی که از یاران و پیروانشان هستی. معقل این کار را انجام داد به خانه‌های کوفی‌ها رفت و آمد می‌کرد و در مجالس و محافل‌شان می‌نشست و در مسجدها نماز می‌گذارد. جستجوی اخبار می‌کرد تا به نشانی از آنها دست پیدا کند تا اینکه به مسلم بن عوسجه اسدی رسید... مسلم بن عوسجه از یاران مسلم بن عقیل بود و داشت در مسجد نماز می‌خواند. معقل نشست تا او از نماز خواندن فارغ شود سپس ایستاد و سلام داد و مسلم را در آغوش کشید و او را مورد احترام قرار داد. سپس به او گفت؛ ای بنده خدا بدان من مردی از اهل شام و محب اهل بیت هستم نزد من ۳ هزار دینار است که دوست دارم آن را به مردی که از کوفه آمده تا برای پسر دختر پیامبر بیعت بگیرد تقدیم کنم. دوست دارم مرا نزدش ببری و پیش او نگاه داری که همانا من یکی از مردان مورد اعتماد او هستم او را علیه دشمنانش یاری می‌دهم. مسلم بن عوسجه او را راستگو پنداشت سپس به او گفت که با دست راست سوگند یاد کند که اگر وفا کند نجات یابد و اگر پیمان بشکند هلاک شود. معقل به او گفت: آنچه را می‌خواهی انجام می‌دهم. مسلم از او پیمان گرفت و با قسم‌های موکد او را متعهد کرد. سپس او را از تمام اخبار از ابتدا تا انتهای کار با خبر ساخت. مسلم به معقل اعتماد کرد و از او بیعت گرفت. ابوسمامه اموالی را که شیعیان برای کمک به قیام علیه یزید می‌دادند دریافت می‌کرد. او سلاح می‌خرید و سپاه را آماده می‌کرد او خود سوارکاری ماهر بود. معقل رفت و آمد می‌کرد و اخبار آنها را می‌شنید و اسرار و مطالب آنها را به ابن زیاد تحویل می‌داد. فی قتل الحسین 🏡روزمره های بانوی ایرانی☘ ╚══════🍃🌺🍃═╝