روزی که طالبان توی افغانستان قدرت گرفت کشوری که عزا گرفت هند بود. گفت همه چند میلیارد سرمایهگذاریم رفت هوا. رسانههای هندی شروع کردن زدن طالبان جوری که داعش و القاعده رو میزدن. یک عالم آدم بخاطر نشون دادن کمتر همسویی با طالبان بیچاره شدند. حالا چند سال گذشت و وزیرخارجه طالبان بلند میشه میره هند. هندیها هم به این چرخش ۱۸۰ درجهای میگن در نظر گرفتن "منافع ملی".
پاکستان سر جنگ اسراییل با ایران یک عالم سیگنال مثبت میده و میگه ما پشت شما هستیم بعد درست میره ترامپ رو نامزد صلح نوبل معرفی میکنه. شهباز شریف بعد تموم شدن جایزه صلح نوبل بازم دست بردار نبود و توی شرم الشیخ میگفت بابا باید جایزه به تو می رسید. اگه از پاکستان بپرسی آخه چطوری میشه تو به ایران که میرسی مدافعی و به همون آمریکایی که بمب روی ایران انداخت میرسی میگی باید جایزه نوبل به رئیس جمهوری میرسید چه جوابی میده؟ "منافع ملی".
قطریها پایگاه میدن به آمریکا بعد نتانیاهو با اطلاع و حتی طبق برخی گزارشات بحث و جدل با ترامپ به قطر حمله میکنه اما بازم قطر ترجیح میده دست به روابطش با آمریکا نزنه و اگه بگی چرا میگه: "منافع ملی".
تا آخر عمرم صلوات نثار روح امام خمینی کنم که ماها رو از این سیاست هرهری مسلکی که اسمشو توی دنیا گذاشتن منافع ملی رها کرد بازم کمه بخدا.
Allah Is Enough For Us - Sumud FlotillaAllah Is Enough For Us - Sumud Flotilla - Mujahid Rindu.mp3
زمان:
حجم:
13.5M
حسبنا الله یه ترانه برای بچههای مالزی هست که سر ناوگان صمود خوندن
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ پخش سریال "یوسف پیامبر" برای اسیر اسرائیلیی توسط حماس
✅ @BisimchiMedia
هدایت شده از اسکرین شات
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴 باز هم آتشبس در غزه
👥 میزبانان: سرباز روحالله رضوی و وحید خضاب
🔰 برنامه 323 | 28 مهرماه 1404
42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قضیه دخترای خوشکل اسرائیلی چیه؟🙈🤔
چرا هر وقت صحبت از اسرائیل میشه، همه چی سک*سیه؟ 🔞
👈🏻تو این مستند 10دقیقه ای براتون گفتیم اسرائیل چجوری از جاذبه های جنسی داره استفاده میکنه تا چهره خودش رو تطهیر کنه...
یادتون باشه حتما نظرتون رو برامون بنویسید 💙
مشاهده در یوتیوب اسکرین داک
📍پیج اینستا اسکرینداک
🔻🔻🔻
با اسکرین شات همراه شوید
@screenshotpersian
هدایت شده از اسکرین شات
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴 اسرائیل آماده حمله به لبنان میشود؟
👤 مهمان برنامه:
▪️حسین پاک؛ کارشناس مسائل لبنان
👥 میزبانان: سرباز روحالله رضوی و وحید خضاب
🔰 برنامه 324 | 30 مهرماه 1404
22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دشت و تلهکابین گلمرگ
کشمیر؛ هند
شهریور ۱۴۰۴
#همسفران_فردوس_۸
#همسفران_فردوس
🍁🍁🍁
@ferdos_travels | همسفر شوید
سرباز روح الله رضوی
دشت و تلهکابین گلمرگ کشمیر؛ هند شهریور ۱۴۰۴ #همسفران_فردوس_۸ #همسفران_فردوس 🍁🍁🍁 @ferdos_travels
این سفر هشتم بود؛ باشه تا بحول و قوه الهی سفر نهم بهار ۱۴۰۵؛ واسه جزئیات سفرهای فردوس عضو کانال فردوس تراولز بشید:
@ferdos_travels
سلیمان برادر حیدر
از جنوب برگشتیم و مستقیم رفتیم ضاحیه؛ کارمان که تمام شد دیگر ساعت شده بود حوالی ۴ عصر و ما هنوز نهار نخورده بودیم. محمد گفت نهار کجا برویم؟ گفتم چند سال قبل من و علیرضا کمیلی آمده بودیم لبنان برای یک دوره رسانهای. بعد روزها فلافل و شاورما خوردن دیگر داشتیم در فراق برنج پرپر میشدیم. با علیرضا راه افتادیم پیاده توی خیابانهای ضاحیه دنبال رستورانی که برنج داشته باشد. اما هر چه گشتیم پیدا نشد تا اینکه کسی آدرس مطعم الجواد را به ما داد و توانستیم یک دل سیر برنج بخوریم.
محمد گفت خب کجاست؟ گفتم یادم نمیآید و گوشی را باز کردم و توی نقشه جستجو کردم: مطعم الجواد. مسیری چند دقیقهای پیش رویمان بود که خیلی سریع رسیدیم. ورودی رستوران که ساختمان بزرگی هم داشت پارکینگ بود. محمد اما گفت:
- روحالله مطمئنی اینجاست؟
- چطور؟
- زیادی با کلاس نیست؟ غذا اینجا چنده؟
گفتم نگران نباشید. ماشین را پارک میکنیم و اول من میروم داخل رستوران برای سرک کشیدن. اما چیزی که از آن خاطره چند سال قبل از مطعم الجواد به یاد داشتم کاملا متفاوت بود.
رفتم سمت درب رستوران که بزرگ هم بود. گارسونی کنار در ایستاده بوده که به محض نزدیک شدنم در را برایم باز کرد. همانجا فهمیدم که پول این خدمات هم حتما کشیده شده روی غذا. منو و قیمتها را که دیدم همانجا برگشتم سمت در ورودی اما یکدفعه محمد و بچهها را جلویم دیدم.
زیر لب گفتم محمد بابا مگه قرار نبود من اول سرکی بکشم؟ گفت نه! خودت گفتی با هم بریم! حالا نمیدانم شاید هم من درست نگفته بودم اما بی هیچ واهمه و احساس شرمی زدیم از در رستوران بیرون. گوشی را برداشتم و مجددا جستجو کردم مطعم و البته در میان گزینهها دنبال نزدیکترینش بودم که یک دفعه اسم "مطعم و مسمکه حیدر" خودش را نشان داد و مسمکه که نوشته بود حکما جایی بود که باید ماهی سرو میکردند و چه گزینهای بهتر از این برای فرار از فلافل و شاورمای مکرر!
سر ماشین را کج کردیم سمت رستوران حیدر که گوگل ما را پیچاند توی کوچه پس کوچههای شلوغ وسط ضاحیه و رفتیم سمت برج البراجنه. هر چه جلوتر میرفتیم خیابان تنگتر و شلوغ تر میشد و این سوال توی سر بچههای گرسنه پررنگتر که آیا اساسا نهار-شامی در کار هست یا نه. بعد یک ربعی رانندگی رسیدیم به یک ماهی فروشی با یخچالی پر از ماهی و آشپزخانهای کنارش.
رستوران درست سر نبش کوچهای بود با تعدادی مبل و میز و صندلی چوبی جمع جور. رویش هم تابلوی مطعم و مسمکه حیدر خورده بود.
محیط رستوران جایی مثل یک بهار خواب بود که بجای دیوار، پردههای سفید کشیده بودند. محمد از اینکه وارد یک رستوران کف خیابانی یا به قول خودش شعبی شده بود در پوست نمیگنجید. نشستیم و مردی سی و چند ساله جلو آمد احوال پرسی کرد. خواستیم منوی غذایی را ببینیم که بردمان سمت یخچال و ماهیها را نشانمان داد و بعد کمی نظر در مورد ماهیها، ما هم یکی را انتخاب کردیم که برایمان کباب کند.
پرسید اهل کجا هستید و گفتیم ایران. طبیعی بود که گل از گلش بیشتر بشکفد. توی این سفر جدید واکنش و استقبال مردم نسبت به ایرانی ها خیلی خیلی گرم تر از دفعات قبل بود. بعضیها میگفتند این اوضاع بعد از جنگ ایران و اسرائیل بوجود آمده. میگفتند سال قبل که سید شهید شده بود و بچههای مقاومت شدیدا زیر ضرب حملات اسرائیل بودند بین برخی این حس ایجاد شده بود که ایران خودش در گوشه امنی نشسته و ما در خط مقدم داریم شهید میدهیم. جنگ ایران و اسرائیل که رخ داد هم از بابت شهادت فرماندهان بلندپایه ایرانی و هم از بابت ضربات محکمی که ایران به اسرائیل زد اوضاع کاملا برگشت. این را ما خیلی خوب و واضح داشتیم کف خیابانهای لبنان حس میکردیم.
#لبنان
#سفرنامه
ادامه ...