در تمامِ روزهایی که نبودنِ آدمها
مرا به سکوت کشاند،
کسی بود که سکوت مرا میشنید؛
پروردگار.
من از رفتنها شکستم،
از فاصلهها خسته شدم،
و گاهی خیال کردم هیچکس نمانده است؛
غافل از آنکه او،
پیش از تمامِ رفتنها کنارم بود
و پس از تمامِ رفتنها نیز خواهد ماند.شاید بعضی آدمها میروند
تا یاد بگیریم امنترین پناه،
آن کسیست که هیچگاه
برای ماندنش نگران نیستیم.
-zahra
هروقت دیدی بیش از حد دلقکم و مسخره بازی درمیارم یعنی دارم خودمو گول میزنم و حالم بده.
ضد گلولم ، خب همینش مشکله، آقا نمیخوام ضد گلوله باشم میخوام همون بار اول از هم بپاشم و دیگه نباشم .