eitaa logo
☕️قـلـمــرو رمـــانـــ📚
316 دنبال‌کننده
30 عکس
8 ویدیو
0 فایل
𝕚𝕟 𝕥𝕙𝕖 𝕟𝕒𝕞𝕖 𝕠𝕗 𝕘𝕠𝕕 💘🐚 چـایـی بـریز، بـیا بــا هــم رمــان بخــونیــم... ☕📖✨ دنـیــایی از رمــان‌هــای جــذاب و فــانــتزی 🎀☁ شروعمـون: 1405/5/5🐋🌱 رشـد چنـلت🌀🌷 @pastilyyi جانـم؟💖 @mahhhhssa کــپـی؟! با احـتــرام، فیــلتـر❗😌
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از دیلی موانآ🌼
بالاخره ماهم از این مسابقه های ترند گزاشتیم💘 فقط کافیه اینجا اینجا اینجا اینجا اینجا اینجا اینجا اینجا اینجا اینجا اینجا وشات اینکه عضوشدی رو برای ادمین مسابقه بفرستی😊✨و بهت کد اختصاصی میرسه🛐 @kkamand و جایزه به3نفر 🎀 خوش شانس میرسه💗
هدایت شده از دیلی موانآ🌼
5نفر آخر که بیان برای چنلشون بنر میزنم خوشگللل😍😁💗 https://eitaa.com/Spotify_com منن👇🏻 @kkamand
سـلام به دخـترای قشنگم میدونم این چند وقته خیلی فعالیتم کمه اما امروز میترکونم😔😉🌸🦋
هدایت شده از دیلی موانآ🌼
بچه هااا براتون ولاگ درست کردن آیس لته گرفتممم کیا میخوان ببینن؟ پیوی☕️بفرستنن @kkamand
📖 افسانهٔ اِلدوریا ✨ قسمت صد و هشتادم | قدرت اِلین با دیدن ساین که روی زمین افتاده بود، خشکش زد. ناگهان هفت گوهر شروع به درخشیدن کردند. نور شدیدی تمام میدان نبرد را فرا گرفت. ملکهٔ سایه‌ها با وحشت عقب رفت. «نه... این قدرت نباید بیدار می‌شد!»
📖 افسانهٔ اِلدوریا ✨ قسمت صد و هشتاد و یکم | بیداری اِلین به دستانش خیره شد. نور آبی‌رنگی دور انگشتانش می‌چرخید. آخرین نگهبان با صدای لرزان گفت: «اِلین... قدرت واقعی وارث بالاخره بیدار شده.» اِلین با نگرانی پرسید: «پس چرا نمی‌تونم کنترلش کنم؟»
📖 افسانهٔ اِلدوریا ✨ قسمت صد و هشتاد و دوم | کنترل انرژی اطراف اِلین ناگهان بیشتر شد. چشمانش را بست و نفس عمیقی کشید. صدای ساین در ذهنش پیچید: «اِلین... به خودت اعتماد کن.» نور کم‌کم آرام شد. برای اولین بار، قدرتش تحت کنترل خودش قرار گرفت.
📖 افسانهٔ اِلدوریا ✨ قسمت صد و هشتاد و سوم | عقب‌نشینی ملکهٔ سایه‌ها با خشم به اِلین نگاه کرد. «این پایان کار نیست.» دستش را بالا برد و سربازان سایه را عقب کشید. ساین با تعجب گفت: «داره فرار می‌کنه...» اِلین به افق خیره شد. «نه... اون برای چیزی بزرگ‌تر آماده می‌شه.»