هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
14050526_پیام_قدردانی_رهبر_معظّم_انقلاب_از_ملت_عراق_بهپاس_حماسه.pdf
حجم:
134.4K
📖 متن کامل پیام قدردانی رهبر انقلاب اسلامی از ملت عراق بهپاس حماسه تشییع امام مجاهد شهید
🔗 https://rahbar.ir/speech?cid=1601
💻 Rahbar.ir | 📲 @Rahbar_ir
🛑 چگونه قطر با امضای بیانیه ضدایرانی، خود را میانجی مذاکرات کرد؟
بررسی روند دیپلماسی منطقهای در دوره پس از تحولات اخیر نشاندهنده یک انتخاب راهبردی محل تأمل است که پذیرش نقش میانجیگری برای قطر در کانال مذاکره با ایالات متحده را به یکی از غیرقابلدفاعترین تصمیمات در عرصه سیاست خارجی تبدیل کرده است.
واقعیت انکارناپذیر نظم امنیتی در خلیجفارس آن است که زیستامنیتی دوحه اساساً در درون پیمانهای نظامی-امنیتی واشنگتن تعریف میشود و حضور پایگاه نظامی پیشرفته «العدید» جایگاه قطر را نه بهعنوان یک «میانجی مستقل»، بلکه بهعنوان «حلقهای از زنجیره نظم آمریکایی» تثبیت کرده است.
مهمترین سند برای اثبات ناکارآمدی این انتخاب، بیانیه رسمی و چندجانبهای است که بهتازگی با امضای قطر منتشر شد و در آن واشنگتن توانسته حداکثریترین و غیرمنعطفترین خواستههای خود را در قالب یک بسته الزامآور سیاسی به پیش ببرد؛ بستهای که به صراحت شامل فشار بر تنگه هرمز، تحدید برنامه هستهای و ذخایر اورانیوم، خلع سلاح محور مقاومت و انحلال کامل توان بازدارندگی موشکی و پهپادی ایران است.
با این اوصاف، این پرسش اساسی در محافل کارشناسی مطرح است که چگونه دولتی که بهصراحت علیه بنیادیترین ارکان امنیت ملی ایران موضعگیری رسمی داشته، میتواند نقش «امین» و «واسطه بیطرف» را در مذاکرات حساس ایفا کند؟
سپردن فرصت دیپلماتیک به بازیگری که منافع حیاتیاش در گرو بهکرسینشستن خواستههای دشمن است، نه تنها بستر مذاکره را به نفع طرف مقابل دگرگون میکند، بلکه پیامدهای آن را باید در تضعیف جایگاه چانهزنی و افزایش فشار بر منافع ملی در میز مذاکره جستوجو کرد و هوشیاری در برابر این تناقضهای راهبردی، نخستین گام برای حفظ عزت و اقتدار در عرصه دیپلماسی است.
گرچه ریاست جمهور و رئیس محترم مذاکرات متاثر از مشاوران هستند اما کاش نامشاوران اطراف خود را تعدیل نمایند تا بیش از این به ایران عزیز آسیب وارد نیاید.
✍ مهدی مشکیباف
🆔 @roqe313
❇️ پیوستگی راهبردی جبههها؛ از غرب تا جنوب
متاسفانه برخی با طنزآلودسازی حملات دقیق نیروهای مسلح کشورمان به مواضع تروریستی در اقلیم کردستان عراق، ما را از درک عمیق معادلات امنیتی منطقه دور میکنند.
واقعیت میدانی حاکی از آن است که این عملیات، نه یک اقدام مقطعی، بلکه حلقهای از زنجیرهای پیچیده در پازل راهبردی دشمن علیه تمامیت ارضی ایران است.
اگر سناریوی کلان آمریکا را مبتنی بر کاهش توان دفاعی کشور و گشایش محورهای زمینی برای حمله احتمالی بدانیم، غرب کشور به عنوان یک جبهه حیاتی و آسیبپذیر، نقشی کلیدی در این طرح جامع ایفا میکند.
شواهد عینی نشان میدهد که جبهه غرب، به مثابه پیوستی اجتنابناپذیر برای جبهه جنوب طراحی شده است؛ بهگونهای که تشدید تحرکات تروریستی در مرزهای غربی، به روشنی با هدف متلاشی کردن تمرکز دفاعی و ایجاد گسل امنیتی در پشتجبهه جنوبی دنبال میشود.
این زنگ خطر با بازگشت محسوس و سازمانیافته تامین مجدد تسلیحاتی گروههای معاند از سوی رژیم صهیونیستی، ابعاد هشداردهندهتری به خود گرفته است. افزایش کمی و کیفی جلسات برنامهریزی عملیاتی، تلاشهای فزاینده برای نفوذ فیزیکی به عمق خاک کشور، و جابجایی محمولههای استراتژیک در محور غربی، همگی ترسیمگر یک نقشه عملیاتی منسجم هستند که در آن، هر حرکت تاکتیکی در کردستان، در راستای تسهیل اهداف دشمن در جنوب تعریف میشود.
بنابراین، فلجسازی و خنثیسازی شبکههای عملیاتی در جناح غربی، دیگر یک اقدام دفاعی صرفاً محلی نیست؛ بلکه یک ضرورت هوشمندانه برای شکست طرح کلی حریف در محور جنوبی محسوب میشود. این دو جبهه، دو روی یک سکه در استراتژی دشمن هستند و هرگونه غفلت از پیوستگی آنها، به معنای واگذار کردن ابتکار عمل به بازیگری است که در پی ایجاد ناامنی پایدار در سراسر مرزهای ایران زمین است.
اقتدار و هوشیاری نیروهای مسلح، بار دیگر نشان داد که این پیوستگی راهبردی را به خوبی رصد کرده و با ضربات دقیق، گرههای کور این معادله را یکی پس از دیگری میگشایند.
اینکه دشمن با طنزآلود کردن حمله به اقلیم و تمرکزبخشی رسانهای بر محرومیت جبهههای جنوب، مترصد ایجاد اختلال دستگاه محاسباتی در فهم جنگ فعلی است را باید ویژه مورد توجه قرار داد.
✍ مهدی مشکیباف
🆔 @roqe313
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از نيمه شب گذشته و خوابش نبرده بود
طفل سه ساله اي كه، دگر سالخورده بود
در گوشه ي خرابه ،به جاي ستاره ها
تا صبح ،زخم هاي تنش را ،شمرده بود
🔻سخنان مرحوم آیتالله العظمی شیخ جواد تبریزی(ره) در حرم حضرت رقیه(س)
🆔 @roqe313
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚫️دربهای بسته ی حرم حضرت رقیه سلام الله علیها در آستانه ی شهادتشان...
🆔 @roqe313
🛑 پاسخ به ترور؛ عقلانیت امنیت ملی
در تحلیل راهبردی پدیدهی ترور رهبران سیاسی، نباید آن را صرفاً در چارچوب عواطف جمعی یا تعهدات ایدئولوژیک بررسی کرد. این مسئله، پیش از هر چیز، به اصل بقای نظم سیاسی و معادلات بازدارندگی در نظام بینالملل گره میخورد.
از منظر مطالعات امنیتی، هرگونه بیپاسخی در برابر اقدامات تروریستی علیه رأس هرم قدرت، پیامدی دوگانه دارد:
۱. افول کارآمدی نهادهای حاکمیتی؛ ادامهی این روند، اعتماد عمومی به توانایی دولت در تأمین امنیت را مخدوش و ساختار تصمیمگیری را در معرض خطر «فلج راهبردی» قرار میدهد.
۲. بحران زنجیرهای در اقتصاد و سرمایهگذاری؛ ناامنی سیاسی، هزینهی مبادله را افزایش، ریسک سیستماتیک را تشدید و عملاً چرخهی تولید و اشتغال را با اختلالات مزمن مواجه میسازد.
نکتهی ظریف اما کلیدی این است که دوگانهسازی «اقتصاد یا انتقام»، نه تنها سادهانگارانه است، بلکه با بدیهیترین اصول عقلانیت سیاسی در تناقض قرار دارد؛ زیرا ثبات سیاسی شرطِ پیشینیِ هر برنامهی اقتصادی پایدار است. کشوری که نتواند از ارکان حاکمیت خود در برابر تهدیدات فرامرزی دفاع کند، نه تنها در صحنهی بینالمللی «قربانی» تلقی میشود، بلکه زمینهساز موجی از بحرانهای داخلی خواهد شد که هزینهی آن از هرگونه اقدام متقابل پیشگیرانه بسیار سنگینتر است.
النتیجة پاسخ متناسب و هوشمند به ترور، نه یک انتخاب عاطفی، که یک ضرورت امنیتمحور و مصداق بارز «مدیریت هزینه-فایدهی ملی» است. هرگونه تردید در این اصل، یا ناشی از نادیده گرفتن قواعد بازی سیاسی است، یا در دام تحلیلهای سطحی و غافلگیرانه گرفتار میآید و یا مزدوری شیاد است که برای دشمن بسترسازی مینماید.
در جهانی که قدرت، زادهی «اعتبار بازدارندگی» است، سکوت در برابر ترور، نه صلح، که آغاز فروپاشی تدریجی نظم داخلی خواهد بود.
✍ مهدی مشکیباف
🆔 @roqe313
هدایت شده از خبرگزاری فارس
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 خوشچشم، تحلیلگر مسائل استراتژیک: هربار که دست ما برتر میشود، آمریکا بهدنبال مذاکره میافتد.
🔹اینبار دشمن وقیحانه بهدنبال مذاکره است؛ اینطور احساس کرده هربار بگوید مذاکره، قبول میکنیم.
@Farsna
رُقعه | مهدی مشکیباف مقدم
🎥 خوشچشم، تحلیلگر مسائل استراتژیک: هربار که دست ما برتر میشود، آمریکا بهدنبال مذاکره میافتد. 🔹
🛑 از اوج قدرت میدانی تا خنثیسازی جادهسازان دشمن؛ وظیفهی تاریخی امروز
عملیاتهای تهاجمی جمهوری اسلامی ایران در رویارویی با دشمنان فرامنطقهای، طی ماههای اخیر به سطحی از پیچیدگی تاکتیکی و قدرت تخریبی دست یافته است که در کارنامهی دفاعی کشور بیسابقه بوده و قابل قیاس با هیچ دورهی تاریخیای نیست.
مؤلفههای این برتری راهبردی، صرفاً به حجم انبوه و تداوم شبانهروزی حملات خلاصه نمیشود؛ بلکه شامل انتخاب هوشمندانه و جراحیوار اهداف حیاتی، پهنهی گستردهی جغرافیایی عملیات، نرخ بالای اصابت و دقت نقطهزنی، غافلگیری مستمر و تنوع کمنظیر تاکتیکی در شیوههای شلیک موشکهای بالستیک و کروز و بهکارگیری پهپادهای انتحاری است.
همگرایی این مجموعه از عوامل پیچیده، معادلهی نظامی موجود را کاملاً به نفع تهران دگرگون ساخته و عملاً گزینههای واکنش سریع و متقابل را از حریف سلب کرده است. بهگونهای که دشمن، با اذعان به این تغییر میدان، چارهای جز عقبنشینی از مواضع نظامی و بازگشت به میز مذاکره ندیده است. ضربه اثربخش به پایگاه موفقالسلطی اردن را در همین چارچوب ببینید.
در چنین فضای متغیری، نقشآفرینی میانجیگرایانهی بازیگران منطقهای نظیر قطر و پاکستان در خارج از مرزها، و نیز تلاش برای بسترسازی دیپلماتیک توسط برخی تحلیلگران و مقالهنویسان نشریهی فارن افرز در فضای داخلی کشور، در واقع تلاشی هدفمند برای مدیریت افکار عمومی و فراهم آوردن فضای تنفس برای حریفِ بهحاشیهراندهشده، جهت خروج از مخمصهی عمیق راهبردی کنونی است.
با عنایت به این تحولات میدانی، امروز بیش از هر زمان دیگری، دو وظیفهی همزمان بر عهدهی نخبگان، رسانهها و آحاد جامعه قرار دارد: نخست، حفظ انسجام و وحدت ملی بهعنوان مهمترین سرمایهی راهبردی در برابر توطئههای ترکیبی دشمن؛ دوم، به اوج رساندن حمایت همهجانبه از نیروهای مسلح بهعنوان خط مقدم دفاع از امنیت پایدار کشور. این حمایت، نه در شعار، بلکه در عمل و با تقویت روحیهی جهادی و پشتیبانی لجستیکی و اطلاعاتی، باید به سطحی بیسابقه ارتقا یابد تا بستر برای طراحی و اجرای ضربات مکرر، حسابشده و فزاینده علیه دشمن در سطوح مختلف فراهم شود.
در عین حال، هوشیاری تاریخی اقتضا میکند که هرگز اجازه ندهیم جریانهای معلومالحال داخلی - که با تحلیلهای انفعالی یا القای فضای سازش، عملاً برای دشمن جاده میگشایند - این فرصت طلایی را خنثی کنند. چرا که دقیقاً همین روزنههای امنیتساز، همان مسیرهایی است که حریفِ بهتزده برای فرار از بنبست استراتژیک خود، با دامن زدن به آنها، بهدنبال التیام شکستهای میدانی خویش است. بیداری، وحدت و حمایت حداکثری از مردان میدان، کلیدواژههای عبور از این پیچ تاریخی و تداوم پیروزیهای بزرگ خواهد بود.
✍ مهدی مشکیباف
🆔 @roqe313
❇️ شوک قیمت نفت و تابوتهای سربازانی که برای اسرائیل جان دادند
با عنایت به مؤلفههای ژئوپلیتیک و فاصلهی راهبردی ایالات متحده از کانون مناقشات غرب آسیا، هرگونه اقدام نظامی مستقیم علیه تأسیسات فراسرزمینی این کشور، نهتنها به دلیل برخورداری از سامانههای پدافندی لایهلایه و پراکندگی جغرافیایی پایگاهها، فاقد کارایی عملیاتی ملموس است، بلکه در محاسبات هزینه-فایده نظامی نیز بههیچوجه نمیتواند توازن قدرت را برهمزند. با این حال، واشنگتن در برابر دو آسیبپذیری راهبردی بهشدت شکننده است که میتواند معادلات امنیت ملی آن را با چالش مواجه سازد:
اول، شوکهای قیمت نفت و اختلال در زنجیرهی تأمین انرژی جهانی که مستقیماً بر تورم و رفاه داخلی تأثیر میگذارد؛
و دوم، حساسیت فوقالعادهی افکار عمومی نسبت به تلفات انسانی، که میراث تلخ جنگهای ویتنام و عراق هنوز در حافظهی تاریخی آن حک شده است.
فضای متلاطم رسانهای و واکنشهای هیجانی یک تا دو روز اخیر در محافل سیاسی و اجتماعی آمریکا، دقیقاً ریشه در همین نقطهی دوم دارد؛ اعلام رسمی آمار کشتهشدگان نیروهای این کشور در سوریه و عراق، برگی تکراری از همان برگههای کهنهی تراژدی انسانی است. آنچه این رویداد را تلختر و پیچیدهتر ساخته، این واقعیت است که این سربازان، نه در دفاع از امنیت مرزهای ملی، بلکه در قامت سپر انسانیِ راهبردهای منطقهگرایانهی رژیم صهیونیستی، جان خویش را از دست دادهاند؛ موضوعی که نهتنها هزینههای مالی و روحی هنگفتی را بر دوش کاخ سفید نهاده، بلکه پرسشهای بنیادینی را دربارهی اصالت اولویتهای راهبردی آمریکا در معادلات خاورمیانه، پیش روی تحلیلگران سیاسی قرار داده است.
✍ مهدی مشکیباف
🆔 @roqe313
قاعدهای تکراری و معنادار است؛ هر زمان که قوای مسلح ایران با صلابت، عزم میدان را به نمایش میگذارند، ناگهان شبکهٔ رسانهای دشمن در داخل کشور به یاد معیشت و سفرهٔ مردم میافتد. این همزمانیِ نمایشی، نه از سرِ دغدغه که تاکتیکی هوشمندانه در جنگ روانی است؛ تلاشی برای تغییر کانون توجه از اقتدار دفاعی به فشار اقتصادی و وارونهنمایی واقعیتها. اما مردم ایران این الگوی کهنه را بهخوبی میشناسند و بازی دوگانهٔ «فشار حداکثری در میدان و شفقتِ تصنعی در رسانه» را به درستی تشخیص میدهند.
🆔 @roqe313
🛑 از همزمانی گسلها تا دسیسهها برای تغییر نظم؛ واکاوی یک الگوی جامعهشناختی
#مخاطبهای_خاص
در جامعهشناسی سیاسی، یکی از شاخصهای هشداردهنده برای افول انسجام ملی، «همزمانی فعالسازی گسلهای اجتماعیِ غیرمرتبط» است. پرسش بنیادین اینجاست: چرا در بازههای زمانی مشخص، موضوعاتی کاملاً ناهمگن_از حجاب و موتورسواری زنان گرفته تا مناقشات هواداری فوتبال، تعطیلی کافهها، نوسانات قیمت بنزین، و شکافهای قومیتی_همزمان به اوج تنش میرسند؟
پاسخ را نه در تصادف، که در منطقِ «مهندسی افتراق و همگرایی» باید جست.
در چارچوب نظریهی «ساختار فرصتهای سیاسی» هر گسل اجتماعی بهتنهایی ظرفیت بسیج محدودی دارد؛ اما وقتی چندین گسل با خاستگاههای متفاوت (جنسی، طبقاتی، قومی، نسلی و... ) در یک پنجرهی زمانی فعال میشوند، یک ابرگسلِ چندبُعدی پدید میآید که دیگر نه بهمثابهی یک مسئلهی خاص، بلکه بهعنوان «بحرانِ مشروعیتِ کلان» بازنمایی میشود. این پدیده در ادبیات «جنگِ شناختی» با عنوان «تکنیکِ آشوبِ کنترلشده» شناخته میشود: هدف، تخریبِ سهسطحِ سرمایهی اجتماعی (اعتمادِ بینفردی، اعتمادِ نهادی، و هویتِ ملی) بهگونهای است که جامعه ظرفیتِ واکنشِ منسجم به تهدیداتِ بیرونی را از دست بدهد.
اما مهمتر از خودِ رویدادها، الگویِ زمانیِ آنهاست. بررسیِ تطبیقیِ مداخلاتِ نظامیِ دهههای اخیر (از بالکان تا افغانستان و سوریه) نشان میدهد که پیشدرآمدِ هر اقدامِ قهریِ فراملی، نه یک بحرانِ اقتصادی یا امنیتیِ صرف، که طیفی از بحرانهایِ هویتیِ همزمان بوده است.
این فرایند، کارکردی دوگانه دارد: از یکسو، «هشیاریِ جمعی» را بهسمتِ درونیسازی جنگ سوق میدهد و از سویِ دیگر، «مدارِ تحملِ اجتماعی» را در برابرِ بیثباتیِ آتی کاهش میدهد.(مانند آزمایشی که مقاومتِ روانیِ جامعه را پیش از ضربهی اصلی میسنجد.)
بر این اساس، آنچه امروز در قالبِ «جنجالهایِ روزمره» تجربه میکنیم، از منظرِ جامعهشناسیِ بحران، نه «موضوعاتِ پراکنده»، که زنجیرهای از نشانههایِ یک برنامهی راهبردی برای بازتعریفِ مرزهایِ وفاداری و دشمنی است. سیاستگذاریِ هوشمند در این شرایط، نه انکارِ این گسلها، که رویکرد «ابراز علنی انتقادی توأم با گفتوگوی عمومی» است؛ رویکردی که هم زمان حافظهی تاریخی را زنده نگه میدارد و در عین حال، ظرفیت انسجامافزایی را در ددل اختلافات تقویت میکند. زیرا تجربه نشان داده که تنها جوامعی از این «آزمونِ آشوب» عبور میکنند که بتوانند بینِ «ادراکِ تهدید» و «مدیریتِ تفاوت» نسبتِ دیالکتیکی برقرار کنند؛ نسبتی که نه بهسرکوبِ گسلها، که بهگفتوگو بر رویِ آنها دلالت دارد.
✍ مهدی مشکیباف
🆔 @roqe313