رویایِ کــاتریـن˖𓇼
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_gfdrkxr&btn=میشنوم.ناز.
بچها لینک ناشناس جدیدمون
برای قبلیه خطا میزد و مشکلی پیش امده بود
سنجاقش میکنم
لطفااا از رمانتون پارت بیشتر بزارین اخه اینطور خیلی کمهه
_
مالک:چشم
ادمین:چشم؛البته نجمه رمان هارو قرار میده
#پارت_هفتم
سپس دوباره روی به روی آینه ایستادم و شروع به تحسین کردن خودم کردم ،واقعا زیبا شده بودم ترکیب پیراهن پفدار صورتی که بالا تنه اش بجر آستین ها سفید بود به همراه ربان سر سفید با مروارید های صورتی و دستکش توری سفید و کفش های صورتی واقعا زیبایم کرده بود!!
دست از تحسین کردن خودم برداشتم و ارام و با احتیاط در اتاق را باز کردم و از پله ها پایین آمدم.
از چیزی که میدیدم حسابی شوکه شده بودم !
وای خدای من امکان نداشت!
آن مرد جوان همان همان که در مزرعه دیده بودم اینجا بود !!
سریع از پله ها بالا رفتم در اتاق را باز کردم و داخل رفتم و سپس در را با شدت به هم کوبیدم.
دو دل بودم نمیدانستم که به تالار بروم یا در اتاق بمانم!
سردرگم بودم نمیدانستم چه کاری درست است چه کاری غلط،
دلم را به دریا زدم و از پله ها پایین رفتم ،آرام و خیلی با احتیاط به سمت جلو حرکت کردم .