بازیگر مورد علاقه خارجیتون کیان؟؟
_
مالک:خیلی زیادن ولی نصفش هموناین که ضحی گفت
ادمین: کره ای که زیادن ولی خب؛ گو یو جونگ؛چوی هیون ووک؛جی چانگ ووک؛لی جی آه؛چا وو مین
چینی هم ژائو لوسی؛چن ژه یوان
یکی دیگم بریتانیایی؛میلی بابی براون
داستانتون واس کدوم دوران یا دهه ایه؟؟
مالک:دوره ی ویکتوریا
ادمین:دوران ویکتوریا؛ زمانشم حدودا دهه ۱۸۳۷ تا ۱۹۰۰
#پارت_سیزدهم
تا به حال پادشاه را اینطور عصبانی ندیده بودم!
صدای گریه های آن دختر کل قصر را پر کرده بود ،جیغ میزد از درد به خود میپیچید ولی التماس نمیکرد!
برایم جالب بود که چرا التماس نمیکند که پادشاه او را ببخشد و یا از آن مهم تر آن دختر که بود و پادشاه از کجا میدانست که کار اوست؟
ناگهان صدای ناله ها و فریاد دخترک قطع شد و بدنش همانند تکه گوشتی روی زمین افتاد،زنی با گریه به سمت آن دختر آمد او را در آغوش گرفت و از قصر برد.
پادشاه هم سرش را در دستانش گرفت و روی صندلی نشست همه به سمت پادشاه دویدند من هم دوان دوان به طرف پادشاه رفتم.
پادشاه حسابی حالش گرفته بود ناگهان پادشاه دستش را به سمت قلبش برد و شروع کرد به فشار دادن و چنگ زدن قلبش!
فوراً پادشاه با کمک مردی جوان به سمت اتاقشان بردم.
من به پادشاه کمک کردم که روی تختش دراز بکشد و آن مرد به اتاق کاترین رفت تا طبیب را بیاورد.