@navayehajabbas AETrim1685910297891.mp3
7.97M
✔️#محرم98
☑️#شب_عاشورا
🔘#بخش_اول
❗️ #زمزمه
یه عُمر دِینِت، به گردنم هست
💥 #حاج_عباس_طهماسب_پور
🆔 http://eitaa.com/rozehajabbas
🔸یه عمر دینت، به گردنم هست
🔸آیا تو خِیمَت، جای منم هست؟
◀️آخه امشب وقتی آقا فرمود مشعلارو خاموش کنید، خیلیا رفتن
نکنه من از خیمه ی امام حسین، بیرون بشم
#نکنه_من_از_روضه ی_امام_حسین #جدا_بشم
◀️نکنه مث خیلیا که از در خونه ی امام حسین، باز خرید شدن منم از اون دسته باشم
#شیطون_فریبم_بده
✔️غریب به 300نفر نوشتن تو خیمه بودن، مشعل ها که خاموش شده، رفتن
خانم حضرت سکینه سلام الله علیها، میگه اول دوتا دوتا میرفتن
☑️آقافرمود: بیعتمو ازتون گرفتم
هرکی دوست داره میتونه بره
فردا هر کی باشه، میکشنش
😔آخرا دیدن ده تا ده تا بدو بدو، میرن
فکر کن این صحنه رو اگه خانم زینب ببینه
#میدونه_غربت_حسینو
🔹یه عمر دینت، به گردنم هست
🔹آیا تو خِیمَت، جای منم هست؟
🍂کارامو میزون نکن...
🍂دردامو درمون نکن
🍂فقط منو از خونت
🍂هیچموقع بیرون نکن
◀️اگه بیرونم کنی بیچارم حسین
◀️اگه از خودت منو برونی، آوارم حسین
😭😭
🔥به غیر روضه، کجارو دارم
🔥فقط همینجا، پناه میارم
🍃ذکر دمادم،،،حسین
🍃دل بتو دادم،،، حسین
🍃خیلی خرابه حالم
🍃برس به دادم،،، حسین
💠خودت دعا کن که زیر پرچم
💠توی مسیرت ثابت قدم شم
#تو_دعا_کردی_من_اینجام
رفقا تو کامل الزیارات نوشته، امام صادق به هر بهونه ای روضه میگرفت برای جد غریبش حسین
◀️به هر بهونه ای یعنی وسط کلاس درس هم اگه یهو روضه خون میومد درسو تعطیل میکرد میگفت بشین برا جد غریبم حسین، روضه بخون ما گریه کنیم
◀️داشت روضه میخوند، مردمم گریه میکردن
یه جوونی یه گوشه ای از مجلس، سرشو رو زانوش گرفت سرش پایین بود
◀️آقا یه چند لحظه ای نگاش کرد اومد سمتش، فکر کرد گریه نمیکنه
⬅️صداش زد، همچین که سرشو بالا آورد دید به پهنای صورت اشک ریخته
گفت جوون، اینی که من گفتم میخوای مادرم فاطمه زهرا رو یاری کنی، فقط گریه کردن نیست،،، باید ناله بزنی
◀️اگه میخوای فاطمه، مادرمو یاری کنی باید ناله بزنی و گریه کنی
🔸خودت دعام کن که زیر پرچم
🔸توی مسیرت ثابت قدم شم
🔹دنیا کارش عجیبِ
🔹عاشقیا فریبِ
🔹هزار ساله گذشته
🔹هنوز حسین غریبِ
♨️این حرفا پیام داره
اینی که عزیز و استادمون میفرمود: از امام حسینی که من و تو ساختیم با امام حسین واقعی، یک امام حسین فاصلس
راست میگه
💯نکنه اون امام حسینی که برا خودمون درست کردیمو دوست داشته باشیم
♨️امام حسین خیلی چیزا از من و تو میخواد
شب عاشورا اومدی تو دامن امام حسین، بگی آقا من که اختیاری ندارم خودمو سپردم به شما اونجور که خودت دوس داری منو بار بیار
❇️بزرگانم اینجوری فرمودن
گفت رفتی حرم امام رضا، بگو یا امام رضا من بلد نیستم تو اونجوری که باید باشم منو راهنمایی کن راهو برام باز کن...
#من_حسینو_دوسش_دارم
😭😭😭
#کانال_تخصصی_روضه
#حاج_عباس_طهماسب_پور
🆔 http://eitaa.com/rozehajabbas
هدایت شده از روضه حاج عباس طهماسب پور
@navayehajabbas AETrim1685910623612.mp3
17.66M
✔️#محرم98
☑️#شب_عاشورا
🔘#بخش_دوم
❗️ #روضه
امشب نگاه کن به دو چشمم
💥 #حاج_عباس_طهماسب_پور
🆔 http://eitaa.com/rozehajabbas
امشب نگاه کن به دو چشمم زیادتر
چون پرسه میزند به دلم، غم زیاد تر
دستی بکش به روی سرم،سایه ی سرم
زینب فدات،گریه نکن در برابرم
زینب نباشه نبینه غریبیتو،،، حسیـــن
قربون اسمت برم
#حسیـــن
امشب سراغ بقچه معجر گرفته ای
چون کودکی بهانه مادر گرفته ای
پروانه ام، ولی تو مرا شمع میکنی
از روی خاک، خار چرا جمع میکنی؟؟
😭😭
ما یه هلال بن نافع داریم که قضیشو، روضه هاشو زیاد شنیدی
از لشکر دشمن بود
لحظه ای دلش سوخت، که طبق اون قضیه رفت آب بیاره برا امام حسین... بماند
یه نافع بن هلال داریم
از یاران ابی عبدالله بوده که اون شب بیدار بودم داشتم میدیدم
از یه طرفی میترسیدم یکی بیاد صدمه بزنه به آقام حسین،،، خیلی حواسم جمع بود به آقا
یهو دیدم از دور، هی میشینه بلند میشه
اومدم جلو گفتم آقا قربونت برم، داری چیکار میکنی؟
گفت نافع، دارم خارای مغیلان رو جمع میکنم
به درد سرای فردا، فکر میکنم اذیت میشم
فردا که پسرم زین العابدین میگه علیکن بالفرار،،، همه فرار کنن رقیه م قراره از اینجا رد بشه
سکینم قراره از اینجا رد بشه
این خارای مغیلان بچه هامو اذیت میکنه
😭
گفتم شب عشق بازیه
گفت دنبال آقام اومدم مستقیم رفت خیمه خانم زینب کبری
خانم حضرت زینب دلشوره داره
میگه داداش حسین ، اعتماد داری به اینایی که هستن؟؟
دلم قرص نیست
نافع اومد این قضیه رو برا حبیب تعریف کرد
حبیب سریع همه رو جمع کرد، اومدن در خیمه ی خانم زینب کبری
بی بی جان... قسم میخورم قبل اینکه بنی هاشم پا به میدان بزارن همه ی ما فداییه حسین و بچه های حسینیم
اصلا ما اومدیم بمیریم برا حسین
از معرفت حبیب بن مظاهر بگم
حبیب پیریه سن و سالی ازش گذشته
بعضیا نوشتن 78سال تا 90سالم قید شده براش
با عصا اومد کربلا
یعنی عصا به دست بوده، همین که وارد کربلا شد عصاشو انداخت کنار
دور و بریا گفتن حبیب میتونی بدون عصا راه بری؟؟
سخته برات
گفت ما اومدیم مرهم باشیم برا زخم دل بچه های حسین
اومدیم دل حضرت زینبُ قرص کنیم
نکنه حضرت زینب بگه این پیرمرد اومد اینجا چیکار کنه؟؟
عصاشو انداخت این پیرمرد
عاشقی میگفت روضه خونی میگفت یه پیرمرد برا دل زینب،،، برا اینکه دل زینب قرص بشه عصاشو انداخت
روز عاشورا یه عده پیرمردا وضو گرفتن
به نیت قربه الی الله اومدن تو گودال عصا به دست اومدن
انقده با عصا به بدن حسین
حسیــــن
واااااای
😭😭
خدانیاره یه روزی اسم حسینو بشنوم نتونم گریه کنم...
من اگر گریه برایت نکنم میمیرم
پروانه ام ولی تو مرا شمع میکنی
از روی خاک، خار چرا جمع میکنی؟؟
حالم بد است گریه غریبانه میکنم
با دست خیس، موی تورا شانه میکنم
این حرفُ خانم فاطمه زهرا زده
اومد تو گودال
من بی وضو موی تورا شانه نکردم
حالا به دنبال سرت باید بگردم
😭
اون روزیکه موهاتو شونه میزدم، دعا میکردم هیچ پنجه ای به این مو نخوره
😭😭
حالم بد است گریه غریبانه میکنم
با دست خیس، موی تورا شانه میکنم
امشب به خیمه روی تورا بوسه میزنم
فردا ولی گلوی تورا بوسه میزنم
دلگیر کرده اینهمه غم، خواهر تورا
بگذار تا در آورم انگشتر تورا
این حسین پسر امیرالمومنینه که وسط نماز خوندن به اون گدا، سائل انگشتر بخشیده
فلذا ساربان راه بلد بوده، به راه بلدا پول میدادن
پول میگرفتن مسیرو یاد میدادن یا باهاشون میرفتن
ساربان که رسید کربلا، قرار بود بره کوفه
بین راه، بیشتر از حدش،،، امام حسین بهش پول داده
ساربان خیره خیره داره به یه نقطه ای نگاه میکنه
آقا سید الشهدا متوجه شدن داره انگشترشو میبینه
اون انگشتر امامت بماند.
حتی نوشتن انگشترو بخشید به ساربان
ساربان موند کربلا...
شام غریبانی دید همه چیو به غارت بردن
هیچی نمونده تو خیمه
اربابُ نگاه...
اینایی که میگم، نوشتس
حتی سیدالشهدا تکون خورد که تو سیاهیه شب این ساربان، انگشتر امام حسینُ ببینه
انگشترو دید
دوباره طمع کرد اومد تو گودال
اومد سراغ انگشتر امام حسین
هرکاری کرد نتونست درش بیاره
اینور اونورو نگاه کرد. خنجر در آورد.
😭
دلگیر کرده اینهمه غم، خواهر تورا
بگذار تا در آورم انگشتر تورا
آماده ام باز کنی زیور مرا
محکم ببند روسری و معجر مرا
کوفه بناست زخمیه طعنه کند تورا
بامن نگو بناست برهنه کنند تورا
😭😭
اون لحظه ای اومد، موقع وداع
خانم حضرت زینب وقتی وصیت مادرشو بجا آورد، یه پیراهنی که دستباف خانم فاطمه زهرا بوده، آورد برا امام حسین
وصیت مادره
پیراهنو گرفت خنجر در آورد، شروع کرد به پاره کردن پیراهن
گفت داری چیکار میکنی؟؟
پیراهنو پوشید بعد به خواهر عرض کرد زینب جان اون پیراهنو بیار
پیراهن زیبا و قشنگی بود
روی این پیراهن پاره، پوشیده
گفت این چه کاریه حسین جان؟؟
گفت به این امید میپوشم که اگه این پیراهنو غارت کردن، پیراهن پاره زیر این لباس به چششون نیاد،نکنه عریانم کنن
حرمتمو نشکونن
برهنم نکنن...
فهمیدی دیگه؟؟!
😭
#کانال_تخصصی_روضه
#حاج_عباس_طهماسب_پور
🆔http://eitaa.com/rozehajabbas
هدایت شده از روضه حاج عباس طهماسب پور
@navayehajabbas AETrim1685911617830.mp3
13.42M
✔️#محرم98
☑️#شب_عاشورا
🔘#بخش_سوم
❗️ #روضه
گلی گم کرده ام میجویم آن را
💥 #حاج_عباس_طهماسب_پور
🆔 http://eitaa.com/rozehajabbas
🔹گلی گم کرده ام، میجویم او را
🔹به هر گل میرسم میبویم اورا
🔸گل من یک نشانی در بدن داشت
🔸یکی پیراهن کهنه به تن داشت
#امون_از_دل_زینب
😭😭
🔰کوفه بناست زخمیه طعنه کند تو را
🔰با من نگو بناست برهنه کند تورا
◀️تو میروی و کار حرم، سخت میشود
◀️حفظ حجاب روی سرم،سخت میشود
🍂فردا بدون تو چه کنم با سوارها
🍂یک زینب است و لشکری از نیزه دارها
🍃امشب اگر که صبح شود، وای بر دلم
🍃عمامه از سرت برود، وای بر دلم
😭😭😭
☑️چنتا وداع نوشتن برا سیدالشهدا...
✔️یکی از وداع ها، با زین العابدین بوده
😔بدن زخمی...اومد وداع کنه
گفت بابا چرا بدنت زخمیه؟؟
اَیْنَ بُرِیر؟؟ اَیْنَ زُهِیر؟
کجان؟؟
#گفت_کشتنشون
اَینَ عَمّیَ العَباس؟
عموم عباس کجاست؟؟
◀️گفت فقط همینو بهت بگم غیر من و تو، مردی تو این خیمه ها نیست
😭😭
❇️تو کتاب "مع الوقایه و الحوادث" نوشتن شب عاشورا قدرت زین العابدین انقدر زیاد بود یه جای کار عصبانی شده خشمگین شده زرهُ تیکه کرد.
🔥به حکمت خدا روز عاشورا بیمار شده
👌امامِ و باید بمونه
☑️یکی از وداع ها، با نازدانش سکینه خانوم بوده
✔️آقا سیدالشهدا داره میره،،،
یه چند قدم که برداشت دید خانم حضرت سکینه، پای اسبُ گرفت
گفت بابا...
با همه وداع کردی ولی با من وداع نکردی
😔از اسب پیاده شد
گفت بابا یادم نمیره اون روزی که خبر شهادت مسلمُ دادن دخترشو بغل کردی
دست نوازش و یتیمی، رو سرش کشیدی
💠بابا با وداعی که از حرم کردی
💠شد به من ثابت که بر نمیگردی
🔘میدونم این رفت، دیگه برگشت نداره
میخوام برا آخرین بار، دست نوازش رو سرم بکشی
🔘بعد شهادتت، کی قراره دست نوازش رو سرم بکشه؟؟
😭😭😭
😔اما این خانم، سکینه س
دختر امام حسینِ
⬅️یه بزرگی میگفت تا امام حسین اومد بغلش کنه گفت نه بابا...
این همه اصرار داشتی بغلت کنم
چرا الان امتناع میکنی؟؟
♨️گفت بابا خیلی دلم میخواد
خیلی دوس دارم
اما همچین که اومدی بغلم کنی دیدم دختر مسلم داره نگام میکنه
😭
اذن میدان گرفت و رفت
🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅
واااای تموم زندگیم، مال حسینِ
#یه_سر_بریم_گودال...
♻️همچین که لحظه ی آخر، گفت خدا جیگرم داره میسوزه
💢تو #کامل_الزیارات نوشته شمر بی حیا اول گفت، تو که گفتی بابام علی ساقیه کوثره
⭕️میکشمت بری از دست بابات آب بنوشی
⭕️بعد نوشته مشک آبُ گرفت، حلو چشم امام حسین همرو ریخت رو زمین
بالاتر بگم جیگرت بسوزه؟؟
🔲نوشتن سگای ولگرد جمع کرد، تو گودال
شروع کرد به سگای ولگرد آب دادن
😭😭😭
🔵اگر کشتن چرا آبت ندادن...
😭😭
⚫️غم عشقت بیابون پرورم کرد
⚫️هوای وصل، بی بال و پرم کرد
⚫️به ما گفتی صبوری کن صبوری
⚫️صبوری طُرفه خاکی بر سرم کرد
#داده_بیداد
#داده_بیداد
🔺آخ برادر جان، سلیمان زمانی
🔺چرا انگشت و انگشتر نداری؟؟
#حسیـــــــــن
😭😭😭
#کانال_تخصصی_روضه
#حاج_عباس_طهماسب_پور
🆔http://eitaa.com/rozehajabbas
[Track 2] AETrim1686012592825.mp3
17.61M
✔️#محرم97
☑️#شب_عاشورا
🔘#بخش_دوم
❗️ #روضه
بگو واسه فردا، برامون
💥 #حاج_عباس_طهماسب_پور
🆔 http://eitaa.com/rozehajabbas
هدایت شده از روضه حاج عباس طهماسب پور
[Track 2] AETrim1686011015158.mp3
9.66M
✔️#محرم97
☑️#شب_عاشورا
🔘#بخش_اول
❗️ #روضه
میبینی داداش، دل پریشونِ زینب
💥 #حاج_عباس_طهماسب_پور
🆔 http://eitaa.com/rozehajabbas