🌿هر کاری کردند نیزه ای که سر حسین بالای اون نیزه بود، از جاش تکون نخورد،
اومدن خدمت امام زین العابدین علیه السلام
☑️گفتن ببینید سر بابام نگاش به کدوم سمته، برگشته عقب قافله رو میبینه
☑️عمه بچه هارو سر شماری کن، دونه دونه شمردن، حای این دختر خالیه، عمه بابام دل نگرون رقیه شه
💥اینی که گفتن زجر بی حیا رفت، دستور نظامی بوده، همه خسته بودن گفت زجر تو برو، گفت من خسته ام، گفت این یه دستوره، اینارو میگم که برات جا بیفته
از همون جا کینه کرد، گفت بزار دستم بهش برسه.
♻️دختر کنار یه بوته خوابش برد مثلا زانوش رو زانوی مادرش بوده، اصلا حرف نزده کتکُ زد،
امام مجتبی میگه تو کوچه هم اول دعوا نبود 😭بی هوا زد تو گوش مادرم
😭تویه چشم به هم زدن دیدم مادرم نقش زمین شد.
🔸نزن ببین که مادرم جوونه
🔸جوونه، قامتش کمونه
🔸میخواد پاشه حیف نمیتونه
(یه دست به پهلو گرفت، یه دست به صورت گرفت)
🔸نزن اون که با تو کاری نداره
🔸ببین که بار شیشه داره
(نمیخوام اصل روضه رو بگم، نمیخوام بگم موهاشو گرفت، البته اگه مویی مونده باشه،
💠فلذا اون لحظه ای که سرو بغل گرفت، گفت بابا از رو نیزه افتادی، منم افتادم
تو با نیزه تکون دادن از نیزه افتادی، منو با لگد پرتم میکردند
بابا صورتت کبوده، منم صورتم کبوده
💠 بابا چشات وَرم داره، چشای منم همینه، یابا موهات سوخته، همهٔ بدنم سوخته بابا
حالا وقتشه بگم)
🔸بابایی بجز سنگه تو صحرا بالش ندارم
🔸بجز سیلی دست نوازش ندارم
🔸بجز مُردنم دیگه خواهش ندارم
🔸بابایی بیاو کفن کن خودت دخترت رو
🔸کمک کن بزارم سرت رو رو زانو
🔸بشورم با اشکام رگ حنجرت رو
#بابایی
♨️ببین گریه راه گلومو گرفته
♨️همونی که از ما عمومو گرفته
♨️با آتیش بلندی موهامو گرفته
(شب رقیه فرق داره، سبیه که باید صدات بگیره، این دختر هرجا میگفت بابا کتکش میزدن ، دیگه صدا جوهره نداشت
#حسین
😭😭😭
#کانال_تخصصی_روضه
#حاج_عباس_طهماسب_پور
🆔 http://eitaa.com/rozehajabbas