🏴 تفاهمنامه همکاری
◾ قابل توجه اعضای محترم سازمان بسيج مداحان و هیآت مذهبی خراسان رضوی:
▪️به مناسبت فرارسیدن ماه محرم و شهادت جانسوز حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام و در راستای خدمت به ستايشگران مذهبی و خانواده محترم آنها، تفاهم نامهای بین سازمان بسيج مداحان و هیات مذهبی خراسان رضوی و مرکز آموزشهای آزاد آرمان، برگزار کننده دورهها و کارگاههای آموزشی مختلف، منعقد گرديده است.
▪️بر اين اساس، همه ستايشگران مذهبی و اعضای محترم خانواده درجه ۱ آنها، از تخفيفات ويژه تا سقف ۵۰ درصد برخوردار شده و میتوانند از طریق لینک زیر اقدام به ثبتنام نمایند.
عناوین دورهها:
۱. مکالمه زبان انگلیسی (ترمی نوجوانان و بزرگسالان)
۲. کارگاه ۵۰۴ واژه ضروری انگلیسی
۳. دوره کاربردی فوتوشاپ
۴. اکسل مقدماتی
۵. آشنایی با تولید محتوا (بزودی)
۶. آشنایی با نگارش پایاننامه و مقاله (بزودی)
⛔ در پایان هر دوره، گواهی و مدرک معتبر ارائه میشود.
لینک ثبتنام:
https://www.armantrc.ir/registration/
➖➖➖➖➖➖
کسب اطلاعات بیشتر ⬇️
🆔 @arman_register
➖➖➖➖➖
🏛مرکز آموزشهای آزاد آرمان
☑️احمدآباد، بلوار بعثت، نبش بعثت ۹
📱۰۹۱۵۵۱۹۹۵۰۲
📱۰۹۰۱۹۴۶۲۱۶۱
☎️ ۰۵۱۳۸۴۴۰۰۶۱
🆔️ @arman_college کانال ایتا
🔰 سازمان بسیج مداحان و هیات مذهبی خراسان رضوی
✅ @madihesara
داری دنبال نوحه واسه محرم میگردی ؟؟😳😳😳😳
بیا این کانال بهترین نوحه ها ارسال میشه😍😍😍
👇👇👇👇👇
@nooheemajmaozakerin
شامل زمزمه ها و نوحه های سینه زنی و زنجیرزنی محرم و صفر (ترکی و فارسی)با مدیریت ذاکر اهلبیت (ع) کربلایی محمد مسلمی
@nooheemajmaozakerin
#مناجات_با_امام_حسین
#شب_اول_محرم
ای اهل آسمان و زمین غم شروع شد
ماه عزای عالم و آدم شروع شد
حور و ملک، پری و بشر زار میزنند
هنگامهی مصیبت اعظم شروع شد
باز این چه نوحهایست که بر سینه میزنم
باز این چه مرثیهست که اشکم شروع شد
روضه،خروش،زمزمه،واحد،زمینه،شور
جانمحسین،سینه زنی،دم شروع شد
نوحواعلیالحسین، امام زمان گریست
اشک و عزای ِفاطمه نمنم شروع شد
از عرش بوی پیرهن خونی حسین
آورده جبرییل، محرم شروع شد
ده روز بعد خواهرش از حال میرود
ده روز بعد شمر به گودال میرود
https://eitaa.com/matnroozeh
امیر عظیمی
#ورود_به_کربلا
#شب_دوم_محرم
او تا رسید گریۀ دنیا شروع شد
سینه زنی عالم بالا شروع شد
این حس مادرانه كه دست خودش نبود
دلشوره های زینب كبری شروع شد
وقت مرور خاطره های گذشته شد
اشك حرم میانۀ صحرا شروع شد
ذكر حدیث پیرهن سرخ كودكی
حرف از لباس یوسف زهرا شروع شد
وقتی لباس حنجر او را خراش داد
صحبت ز طشت و حضرت یحیی شروع شد
"واللهِ هاهنا ذُبِح طفلُنا الرَّضیع"
دیگرلهوف خوانی آقا شروع شد
https://eitaa.com/matnroozeh
"واللهِ هاهنا سبِی...روضه خوان بس است"
شرمندگی حضرت سقا شروع شد
یك تیغ كند كار خودش را تمام كرد
غارت نمودن تنش اما شروع شد
محسن حنیفی
https://eitaa.com/matnroozeh
#ورود_به_کربلا
#شب_دوم_محرم
از مکه تا اینجا فقط دلشوره دارم
منزل به منزل کو به کو غم بوده یارم
از مکه تا اینجا جسارت ها به ما شد
اندوه و ترس و رنج سهم بچه ها شد
از مکه تا اینجا هزاران بار مردم
خیلی برای حال طفلان غصه خوردم
از مکه تا اینجا... من و ظلم امیه
از مکه تا اینجا... من و اشک رقیه
پرتاب های سنگ و .... دندان رقیه
عباس جان ، جان تو و جان رقیه
آی ای علی اکبر مراقب باش از او
ای شبه پیغمبر مراقب باش از او
دست عربها در خور موهای او نیست
این خارها اندازه ی پاهای او نیست
از مکه تا اینجا چه داغی کرده پیرم
من نیستم اشک از رخ زینب بگیرم
https://eitaa.com/matnroozeh
زینب بیا قدری در آغوشت بگیرم
خواهر دعا کن تا که قبل از تو بمیرم
طاقت ندارم دستهایت بسته باشد
پاهای تو بی تاب ، زخمی، خسته باشد
طاقت ندارم سنگ شامی را ببینم
دور و برت چشم عوامی را ببینم
جعفر ابوالفتحی
https://eitaa.com/matnroozeh
#آغاز_محرم
#شب_اول_محرم
باز افراشته اند بیرق و پرچم ها را
شهر برداشته است شور مُحَرَّم ها را
دَم به دَم، دَم بزنیم از تو فقط آقاجان
ما غنیمت بشماریم همین دَم ها را
میخرد حضرت زهرا به بهایی بالا
روز محشر همه ی ناله و ماتم ها را
گریه هرگز سبب حُزن و پریشانی نیست
اشکِ روضه بزداید همه ی غم ها را
چایی روضه ی ارباب چه طعمی دارد!
ما نخواهیم دگر سفره ی حاتم ها را
از ازل ذکر حسین عامل بخشایش شد
چون پذیرفت خدا توبه ی آدم ها را
https://eitaa.com/matnroozeh
#آغاز_محرم
#شب_اول_محرم
السلام ای روضه ات آغاز ماتم یا حسین
در دلم از روضه ات شور مُحرّم یا حسین
خونبهای خون تو گردیده خون کبریا
ای سراپای وجودت نور خاتم یا حسین
مطمئنا از دعای خیر زهرا و علی ست
در سپاهت می شود آنکس که مَحرَم یا حسین
تو عزیز عالم و نعم الامیر عالمی
من گدایم من گدایم من گدایم یا حسین
عاقبت دست اجل من را به خاکم می برد
کن گذر ای ماه در تاریک قبرم یا حسین
در شب قبرم بیا و دست من را هم بگیر
ای پناه بی پناهان دو عالم یا حسین
من بدون روضه می میرم نمی مانم دمی
زانکه مادر با غم تو داده شیرم یا حسین
اذن میخواهم بگویم تا چه شد در کربلا
از کدامین روضه ی تو من بخوانم یا حسین
می نویسم روی دستت اصغر تو ذبح شد
وای از حال رباب و این همه غم یا حسین
می نویسم که علمدارت به خاک و خون نشست
می نویسم که ز داغش شد قدت خم یا حسین
می نویسم که تنت پامال سم مرکب است
روضه خوان روضه هایت خواهر تو زینب است
ناصر شهریاری
https://eitaa.com/matnroozeh
شب اول
(واحد-ورودیه محرم)
ای هلال خون دوباره سر زدی
ای محرم بار دیگر آمدی
خون به دامان افق جاری شده
زخم دل با دیدنت کاری شده
بر تو باغ لاله ی پرپر بود
عکس لبخند علی اصغر بود
ای هلال خون چرا بازآمدی
آمدی اما سرافراز آمدی
در تو بینم اشک خیرالناس را
زخم فرق حضرت عباس را
در تو بس داغ مکرر دیده ام
اربا اربا جسم اکبر دیده ام
در تو بینم خیمه های سوخته
کام خشک و دامنی افروخته
در تو بینم صورت و خاک تنور
در تو بینم سینه و سم ستور
در تو بینم جسم هفتاد و دو تن
غرق خون افتاده بی غسل و کفن
در تو بینم گریه ی دردانه ها
کعب نی بر روی کتف و شانه ها
در تو بینم یاس نیلی پوش را
خون جاری گشته ی از گوش را
در تو پیدا آتش تاب و تب است
صورت یک مرکب بی صاحب است
https://eitaa.com/matnroozeh
در تو می بینم که از خون جبین
شسته وجه الله روی نازنین
در تو بینم چهره ها از خون خضاب
بر لب طفلی نوشته آب آب
باز گرد ای ماه اشک و ماه آه
ترسم آید شمر دون در قتلگاه
https://eitaa.com/matnroozeh
زمان:
حجم:
1.4M
https://eitaa.com/matnroozeh
🎤کربلایی محمد مسلمی
قدم چهارم:
متن روضه 2 👇
#شب_اول_محرم
#روضه_حضرت_مسلم_علیه_السلام
متن روضه 2
•-----🖤═✾🌺✾═🖤-----•
😭ای خدا شب شده و من چه کنم
شب اول محرم...
بریم در خانه نائب الحسين...
آقا و مولامون مسلم بن عقیل...
💔ای خدا شب شده و من چه کنم
😭یک تن و این همه دشمن چه کنم
نمیدونم تا حالا تو یه شهری غریب بودید یانه...
تا حالا براتون اتفاق افتاده تو یه شهری...
بی کس و تنها باشید...
احساس غربت کنید...
خیلی سخته...
اما...
میخام بگم اگر هم تو شهری غریب بودید شاید دیگه دشمن نداشتید...
قربون غریبیت برم آقا یا مسلم بن عقیل...
غریب و تنها توی شهر کوفه...
هی صدا میزد...
😭یک تن و این همه دشمن چه کنم
اهل کوفه همه پیمان شکنند
خود نمک خوار و نمکدان شکنند
18 هزار نفر با مسلم... بیعت کردند
خوشحال شد
نامه نوشت گفت حسین جان مردم کوفه منتظر تو هستند...
آقا زودتر بیا...
اما یک لحظه ای هم رسید بالای دارالاماره...
دید تنهای تنها مانده...
از همون بالای بام صدا زد...
السلام علیک یا ابا عبدالله...
آقای من...مولا... کوفه نیا...
(شب اول محرم دیگه کسی آروم نباشه...)
😭حسین میا به کوفه، کوفه وفا ندارد
💔کوفی بی مروّت شرم و حیا ندارد
هی میگفت یه نفر نامه بنویسه...
بگه آقا کوفه نیا...
💔میون شهر کینه غصه زده شکوفه
😭خیری تو این سفر نیست حسین میا به کوفه
ای وای... ای وای
💔ز اوج بی وفایی دلم گرفته امشب
😭شور میزنه دل من برای قلب زینب
آقا... اگه میخواهی بیای...
دیگه خانم زینب رو با خودت نیار...
💔دارم نصیحتی من برات با قلب محزون
😭سپیدی گلوی اصغرت رو بپوشون
آقا اینجا حرمله ها...
منتظر علی اصغرت نشستند...
بیت آخرم باشه...
منو ببخشید یاصاحب الزمان...
💔قول داده مرد کوفی به دخترش بیاره
😭ز کربلا به سوقات براش یه گوشواره
حسین جان...
اینها تازیانه هاشون رو آماده کردند
جان زهرا مادرت...
اگه میای...
رقیه رو با خودت نیار...
(و سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ. سوره: شعراء آیه: 227)
•-----🖤═✾🌺✾═🖤-----•
👇
••✾•🌿🌺🌿•✾••
https://eitaa.com/matnroozeh
#شب_دوم_محرم
#روضه_ورود_به_کربلا
متن روضه 1
🔸الهی بهر قربانی به درگاهت سر آوردم
🔸نه تنها سر برایت بلكه از سر بهتر آوردم
شب دوم محرمه...
یواش یواش کاروان ابی عبدالله به کربلا نزدیک میشه...
مثل فردایی...
روز دوم محرم...
وقتی کاروان به سرزمین کربلا رسیدن
ابی عبدالله فرمود...
نام این سرزمین چیه؟
عرضه داشتند آقا...
به این سرزمین قاضریه میگن...
آقا فرمود آیا این سرزمین...
نام دیگه ای هم داره یا نه؟...
بله آقا جان...
به این سرزمین نینوا هم میگن...
یکی یکی اسم ها رو گفتند...
اما ابی عبدالله هنوز به اسمی که میخواد نرسیده...
حضرت فرمودند آیا نام دیگه ای هم داره یانه؟...
آقا... به این سرزمین...
کربلا هم میگن...
تا نام کربلا رو شنید... صدا زد...
اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ
(خدایا به تو پناه مىبرم از اندوه و بلا)
اینجا همون سرزمینیه که...
جدم رسول خدا بهم خبر داده بود...
انْزِلُوا هَاهُنَا مَحَطُّ رِحَالِنَا وَ مَسْفَکُ دِمَائِنَا
از مرکبهاتون پیاده بشید همینجا منزلگه ماست...
اینجا همون جاییکه خون ما رو میریزند...
وَ هُنَا مَحَلُّ قُبُورِنَا
(لهوف ص 116)
اینجا محل دفن ماست
🔸بار بگشائید کاینجا از عذاب
🔸میشود لبها کبود از قحط آب
مردم... اینجا همونجاییکه...
دستهای عباسم رو قطع میکنند...
اینجا همونجاییکه علی اکبرم قطعه قطعه میکنند...
اینجا همونجاییکه علی اصغرمو با تیر سه شعبه پرپر میکنند...
🔸یَا دَهْرُ أُفٍّ لَکَ مِنْ خَلِیلٍ
🔸کَمْ لَکَ بِالْإِشْرَاقِ وَ الْأَصِیلِ
نميدونم وقتی خانم زینب کبری فهمید به کربلا رسیدند...
چه حالی پیدا کرد...
اومد کنار برادر صدا زد حسین جان...
نمی دونم چرا وقتی به این سرزمین رسیدیم...
دنیایی از غم به دلم نشسته...
برادر جان حسین...
اینجا چه سرزمینیه؟...
🔸خواهرم اینجا زمین کربلاست
https://eitaa.com/matnroozeh
آماده ای بگم یا نه...
امشب برات کربلات رو از آقا بگیری...
🔸خواهرم اینجا زمین کربلاست
🔸این زمین غصه و درد و بلاست
🔸خواهرم اینجا اسیرت میکنند
آماده باش زینبم...
🔸خواهرم اینجا اسیرت میکنند
🔸در همین ده روز پیرت میکنند
زینبم... طاقت داری بگم یا نه...
🔸می برن اینجا گلو و حنجرم
🔸پیش تو بر روی نی، آید سرم
https://eitaa.com/matnroozeh
یکدفعه صدای ناله ی خانم زینب کبری بلند شد...
چی میگی برادر...
جلوی من حرف از مردن میزنی...
مگه نمیدونی...
زینب بدون تو میمیره...
ابی عبدلله خواهر رو آروم کرد...
اصلا هر کجا زینب بی تاب میشد...
ابی عبدالله خواهر رو آروم میکرد...
دلداریش میداد...
اینجا یک جایی بود که زینبش رو آروم کرد...
🔻گریز
یک جای دیگه هم روز عاشورا...
وقتی ابی عبدلله ميخواست بره میدان...
دید خواهر خیلی بی تابی میکنه...
هی دور برادر میگرده...
میگه حسین...
میخواهی بری میدان...
زینبت رو تنها بگذاری...
تو یادگار مادرمی...
من بدون تو میمیرم حسین...
خدا.. اگه دست ولایت حسین نبود...
زینب کربلا جان میداد...
صدا زد... خواهرم...
انقده بی تابی نکن...
من میرم میدان...
اما تا صدای تکبیر منو میشنوی بدون هنوز زنده ام...
مبادا صبرت رو از دست بدی خواهر...
https://eitaa.com/matnroozeh
خدا به داد دل زینب برسه از اون لحظه ای که دیگه...
صدای تکبیر برادر رو نشنید...
بی تاب شده زینب...
هی توی خیمه میشینه رو زمین...
بلند ميشه...
میگه حسین...
چرا دیگه صدای تکبیرت نمیاد داداش...
چیزی نگذشت صدای ذوالجناح رو شنید...
تا فهمید ذوالجناح برگشته...
اما حسین نیومده...
دیگه طاقت نیاورد...
دوان دوان...
به سمت گودی قتلگاه...
(حالا میخواهی ناله بزنی بسم الله...)
از بالای بلندی یک نگاه کرد...
دید دور بدن برادر رو گرفتند...
https://eitaa.com/matnroozeh
یک نفر با سنگ میزنه...
یک نفر با نیزه میزنه...
جلو چشمانش برادر رو قطعه قطعه کردند...
یک نفر هم خنجر گرفته...
داره میره به سمت حسین...
من ميگم شاید اینجا هم ابی عبدلله به فکر زینبه...
اشاره کرده باشه...
ارجعی...
زینبم برگرد... نبینی خواهر...
🔸سوی خیمه برگرد، خواهر حزینم
🔸تا به زیر خنجر، ننگری چنینم
🔸رو به خیمه خواهر، تا که خود نبینی
🔸وقت جان سپردن، آه آتشینم
(و سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ. سوره: شعراء آیه: 227)
https://eitaa.com/matnroozeh
#شب_دوم_محرم
#روضه_ورود_به_کربلا
متن روضه 2
🔸آه از آن ساعت که سبط مصطفی
🔸گشت وارد بر زمین کربلا
(فَلَمَّا وَصَلَهَا قَالَ مَا اسْمُ هَذِهِ الْأَرْض)ِ
(لهوف ص 116)
تا رسیدند به کربلا...
ابی عبدالله فرمود:
این سرزمین چه نام داره؟
گفتند آقا به اینجا کربلا میگن...
تا گفتند کربلا...
حضرت فرمودند:
اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ
🔸بار بگشائید اینجا کعبه جانان ماست
🔸سرزمین کربلا قربانگه یاران ماست
🔸بار بگشائید و بر بندید چشم از هر چه هست
🔸این منای عشق و منزلگاه جاویدان ماست
ابی عبدالله صدا زد...
خیمه ها رو بر پا کنید...
اینجا وعده گاه ماست...
یکی یکی این زن و بچه ها رو از محملها پیاده کردند...
حالا میخواد عقیله بنی هاشم...
زینب کبری از محمل پایین بیاد...
تصور کن ...
جوون های بنی هاشم اومدند...
دور محمل زینب رو گرفتند...
مبادا نامحرما قد و بالای خانم رو ببینند...
من ميگم ...
شاید عباس علمدار اومده...
زانوها رو خم کرده...
علی اکبر دست عمه جانش رو گرفته
قاسم عنان مرکب رو گرفته...
ابی عبدالله مواظب خواهره...
🔸با احتیاط خواهر خود را پیاده کرد
🔸طوری که آب در دل زینب تکان نخورد
با چه عزت و احترامی...
خانم رو از محمل پیاده کردند...
حقشم همینه...
آخه خانم زینب...
ناموس خداست...
دختر علی هست...
احترام داره...
آماده ای بگم یا نه؟
🔻گریز
آی جوون های بنی هاشم...
نبودید روز یازدهم...
عمه جانتون زینب...
همه زن و بچه ها رو سوار کرد...
دید تنهای تنها مونده...
دور تا دورش رو نامحرما گرفتند...
یک نگاه انداخت به سمت شط فرات...
صدا زد...
آی ابالفضل... آی غیرتی...
پاشو ببین خواهرت بین نامحرماست...
https://eitaa.com/matnroozeh
یه نگاهم به سمت گودی قتلگاه...
صدا زد...
حسین جان...
ببین خواهرت رو دارن به اسارت می برند...
هر کجا نشستی ناله بزن یاحسین...
https://eitaa.com/matnroozeh
🔸به سوی شام و کوفه ام
🔸چه ظالمانه می برند
🔸نمی روم ولی مرا
🔸به تازیانه میبرند
https://eitaa.com/matnroozeh
(و سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ. سوره: شعراء آیه: 227)