#روضه_نشین
اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم
شعر مُسدَّس میلادامام حسن علیه السلام
جادارد امشب از فَلک ماهی بِیُفتد
یوسُف تو را دیده تَهِ چـاهی بیفتد
حاتَم شده سائل سَرِ راهی بیفتَد
تخت سُلِیمان بِشکنَد شاهی بیفتَد
هرعالِمی که دارَد آگاهی بیُفتَد....
بر رویِ خاکی که بر آن پا می گُذاری
باید بریزد گُل بپاشد گُل بِرویَد
هَم بِشنَوَدگُلعاشِقَت هَم گُل بِگویَد
خورشیدمی آیَد که نورَت را بِجویَد
کوثَرمی آیَد دَر زُلالَت رو بِشویَد
باشَد بهشتی هَرکه راهَت را بِپویَد
تومِثلِ کوثَر صاف وشفافی وُ جاری
چون نیمه یِ ماه آمدی شَقُّ القَمَرشُد
زَهراکه نه....خَتمِ رُسُلصاحب پسرشد
پِستانَکَت انگُـشتَرِ خَیرُالبَشر شد
روح الاَمین فریاد زَد حِیدَرپدر شد
درهایِ رحمت باز بود و بازترشد
حالاقدَم برچِشمِ دنیا می گذاری
توآمدی معنی کُنی خیرالعمل را
باضَربَتی پایان دَهی جَنگِ جَمَل را
مهمان کنی برسُفره اَت کُلِّ مَحَل را
تاخود بسازی فاعِلِ ضرب المثَل را
در کَربلا تَشریح کن شَهد وُ عَسَل را
توسه پِسَر نه.....صاحِبِ سه ذوالفَقاری
شاهِ کَرَم اِجـلال کُن تَعظیم بامَن
ایثار وُ بخشش باشما تَکریم با من
توجان بخواه از نوکَرَت تَقدیم بامَن
کانِ سخاوت دیدنِ تقـویم با مَن
یک ماهِ خود را میکنی تَقسیم بامَن ؟!..
که بیشتر از مَن مرا تودوست داری
توبهترین معنی وُ مفهومِ سَلامی
قدقامتِ صوم وُ صلاتی وُ قیامی
من از غلامی ات گرفتم اِحترامی
چیزی نَبودَم بیشتَراَز آن جوزامی
بادعوت تو میشَوم دَر عَرش نامی
باید سَرِ این سُفره بانُدبه بِباری
#ماه_رمضان
#میلاد
#امام_حسن
#کریم_طاها
#مدینه
#کربلا
#ماباولایت_زنده_ایم
#حسین_ایمانی
#درگاه_شاعران_روضه_نشینان
#درگاه_شاعرین_با_اخلاص_روضه_نشین
#بزرگترین_کانال_فرهنگی_مذهبی_در
#فضای_مجازی
https://eitaa.com/rozeneshinan
#روضه_نشین
🏳سبک سرود میلاد کریم اهلبیت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام
#سرود_امام_مجتبی_ع
#ای_نور_ازلی
بند اول👇
ای نور ازلی،تو شیر جملی
مولانا حسن بن علی،حسن بن علی
تو سبط اکبری،به زهرا دلبری
مولانا حسن بن علی،حسن بن علی
نور تو از ازل به این دل ما تابیده ما تابیده
آوازه ی کرامتت همه جا پیچیده پیچیده
قدرتو هر کی گدای تو بوده فهمیده فهمیده
تا که تویی،عشقه دلم،دست خداست،روی سرم
دوست دارم،دوست دارم،میخوام که قربونت برم
ایشالله روزی برسه،تا بسازیم،برات حرم
یآ معزالمومنین،امام المسلمین،کریم عالمین
یآ امام مجتبی،تو هستی رهبره،ابالفضل و حسین
بند دوم👇
تو طبیب منی،من بیماره توام
مولانا حسن بن علی،حسن بن علی
تو عشق منی و،من سرباره توام
مولانا حسن بن علی،حسن بن علی
من سر سفرت نباشم آقا کارم زاره کارم زاره
غیر در خونه ی تو نوکر کجا داره کجا داره
بجز تو هیچ کسی منو محل نمیذاره نمیذاره
هر کی یه عشقی داره و،عشقه دل،من حسنه
هیچ موقع دست خالیمو،به سینه رد،نمیزنه
تا روز محشرم میگم،آقام هوا،داره منه
یآ معزالمومنین،امام المسلمین،کریم عالمین
یآ امام مجتبی،تو هستی رهبره،ابالفضل و حسین
بند سوم👇
تو صیاد دلی،من صید دامتم
مولانا حسن بن علی،حسن بن علی
افتخارم اینه،خورده به نامتم
مولانا حسن بن علی،حسن بن علی
من اومدم بگم که شرمندتم آقاجون آقاجون
همه میدونن که تویی به درد من درمون آقا درمون
رحمتتو ببار روی سرم مثه بارون مثه بارون
هر چی دارم،از تو دارم،بدون تو،کم میارم
چون مادرت،مادرمه،من از تو انتظار دارم
که لحظه های آخرم،سرم رو روو،پات بذارم
یآ معزالمومنین،امام المسلمین،کریم عالمین
یآ امام مجتبی،تو هستی رهبره،ابالفضل و حسین
۱۳۹۷/۳/۸
رمضان المبارک ۱۴۳۹
🙏التماس دعای خیر
✍️🎵کربلایی امیرحسین سلطانی
#درگاه_شاعران_روضه_نشینان
#درگاه_شاعرین_با_اخلاص_روضه_نشین
#بزرگترین_کانال_فرهنگی_مذهبی_در
#فضای_مجازی
https://eitaa.com/rozeneshinan
بسم الله الرحمن الرحیم
#ولادت_حضرت_امام_حسن_مجتبی_علیهالسلام
مرا مثلِ یک اَبرِ حیران کشیدند
مرا مثلِ رودی خروشان کشیدند
خدا آفرید و خدا عاشقم کرد
مرا مثلِ زُلفی پریشان کشیدند
کمی خاکِ تربت کمی آبِ زمزم
گِلم ساختند و پس از آن کشیدند
مرا جان که دادند قلبم علی گفت
مرا در نجف پایِ ایوان کشیدند
علی گفتم و لطف زهرا همانجا
مرا هم گدایِ حسن جان کشیدند
- -
سلامِ من امشب سلامِ حسین است
به زهرا قسم این امامِ حسین است
خدا گفت امشب خدا ، یاحسن جان
که غوغا نموده خدا با حسن جان
مدینه بیا بشنوی تا خودِ صبح
فقط از علی : جانِ بابا حسن جان
ندیده است این خانه شیرین تر از این
پس از این شد افطارِ زهرا حسن جان
پس از این مدینه شلوغ است و بنبست
به هرجا که میآید آقا حسن جان
جمل از دَم خیمه تا شور او دید
فقط زیر لب گفت مولا حسن جان
- -
سلامِ من امشب سلامِ حسین است
به زهرا قسم این امامِ حسین است
تو آوردهای در زمین آسمان را
تو آوردهای در کران بی کران را
پیمبر نشان میدهد جلوهات را
ببینید آقای مُلک جنان را
تو میدان بیایی حضورِ تو کافی است
که دَرهم بدوزی زمین و زمان را
تو و طاویه ؛ مرتضی هست و دُلدُل
چهها میکنی تا بگیری کمان را
پدر اذن داد و پسر تیغ میزد
زدی بر زمین فتنهی بی امان را
- -
به تیغِ حسن احترام حسین است
سلام من امشب سلام حسین است
کسی بار اُفتاده را بر ندارد
بجز تو که چون تو پیمبر ندارد
اگر ما برایت حرم هم بسازیم
به جانت قسم این حرم در ندارد
زیاد است اینجا هر آنچه بخواهیم
که معنی در این خانه کمتر ندارد
به یک گام پشتت حسین است و گوید
کسی چون حُسینت برادر ندارد
و چندین قدم هم پس از او اباالفضل
که از سینه دستانِ خود بر ندارد
- -
حسن روحِ بیتالحرامِ حسین است
سلام من امشب سلام حسین است
کَرَم در کَرَم در کَرَم دارد آقا
گدا و گدا هر قدم دارد آقا
چه میشد بگویم به سمت مدینه
پیاده رَوی تاحرم دارد آقا
چه میشد ببینیم زیر رواقش
برای خودش محتشم دارد آقا
از این صحن تا صحن امالبنینش
دو صف خادمِ محترم دارد آقا
از آن صحن تا صحنِ زهرا هم آنجا
پُر از گریه کن پشت هم دارد آقا
- -
پس از خون به لبهاش نام حسین است
سلامِ من امشب سلام حسین است
#حسن_لطفی
https://eitaa.com/rozeneshinan
#امام_حسن #مدح_امام_حسن
شعر ولادت امام حسن علیه السلام
من کرم زاده ام و شهر کرامت وطنم
گرد و خاک ره ارباب کرم خاک تنم
"روزها فکر من اینست و همه شب سخنم"
چه شد از بین همه بنده کوی حسنم
هاتفی گفت اگر گرد رخ او همه اید
چون در این دایره دعوت شده ی فاطمه اید
با وجود تو کسی را هنری نیست که نیست
تو که باشی ز فقیری اثری نیست که نیست
من تو را دارم و دیگر خطری نیست که نیست
و در این چرخ بجز تو خبری نیست که نیست
زندگی را به تمنای تو خوش می دارم
که من از فکر بجز تو بخدا بیزارم
ای که با آمدن توست ، علی بابا شد
و به لبخند تو غم از دل زهرا وا شد
نوبتی باشد اگر نوبت این رسوا شد
که بگویند به لطف تو گدا دارا شد
آبرو یافته از لطف و عطای حسنم
پس عجب نیست بگویم که برای حسنم
همه را باب حیات است حسین بن علی
ناجی وقت ممات است حسین بن علی
که در اوج درجات است حسین بن علی
تا که کشتی نجات است حسین بن علی
بادبان است در این کشتی امداد حسن
نه ؛ بگو آب حسن ،موج حسن ،باد حسن
نیست بالاتر ازین درد در عالم دردی
بین مردان بنشینی و نباشد مردی
و نفهمند تو را صلح چرا می کردی
همه هستند کنارت و تو تنهاگردی
صبر را برده ای از رو و تمامش کردی
کربلا را تو به تدبیر قیامش کردی
چه سکوتیست تو کردی که چنین فریاد است
و به تدبیر تو بنیاد ستم بر باد است
نام تو لرزه ی بر قامت استبداد است
وارث قدرت مولایی تو اولاد است
قاسمت روز دهم یک تنه غوغا می کرد
کربلا مات شد و خیره تماشا می کرد
خیره گشتند و به ماه تو حسد ورزیدند
صد حرامی همه با نیزه گلت را چیدند
گریه می کرد حسین و همگی خندیدند
بعد ازان پای سرش یکسره می نوشیدند
مرگ مشتاقی او دید و بسی کم آورد
عسل روی گلش چهره او هم آورد
جگرت سوخت ، کنارت تو برادر داری
زینب اینجاست غمی نیست تو خواهر داری
گرچه یک خاطره از کوچه و مادر داری
بی وفایی و حسد از بر همسر داری
لیک مهمان سر نیزه نگشته سر تو
میزبان لبه ی تیغ نشد حنجر تو
🔸شاعر:
#سیدحسین_میرعمادی
https://eitaa.com/rozeneshinan
درگاه شاعران روضه نشینان ☝️
#امام_حسن #مدح_امام_حسن
✅ یا حسن ادرکنی ...
می نویسم جگر حیدر و زهرا آمد
آفتاب سحر حیدر و زهرا آمد
جلوه ای از هنر حیدر و زهرا آمد
اولین تاج سر حیدر و زهرا آمد
نیمۀ ماه خدا،قرص قمر پیدا شد
روزه ام با رطب نام ((حسن جان)) وا شد
چه جلال و جبروتی چه جمالی دارد
گوشۀ لعل لبش وه که چه خالی دارد
برترین سید دنیاست چه شالی دارد
زینت دوش نبی سیر کمالی دارد
مادرش فاطمه با خندۀ او می خندد
دور بازوش علی حرز نجف می بندد
کوری چشم حسودان چقدر ماه شده
یوسف از دیدن او معتکف چاه شده
نقش انگشتری اش ((عزة لله)) شده
منکر صلح حسن کافر و گمراه شده
تیغ صلحش همه را از نفس انداخته است
پسر عاص چنین قافیه را باخته است
عاشق از جلوۀ معشوق سخن می گوید
از می و بوسه به پیمانه زدن می گوید
یک نفر وقت مناجات به من می گوید:
نیمه شب هر که ((الهی به حسن)) می گوید...
...از دل عرش به او فاطمه گوید((جانم))
شب وصل است و ((الهی به حسن)) می خوانم
دست خالی نرود هرکه به او رو بزند
نشده سائل او پرسه به هر کو بزند
پیش او حاتم طایی است که زانو بزند
یا حسن گوید و پیوسته دم از او بزند
می نشاند همه را بر سر یک خوان نعیم
چه می آید به حسن لفظ((کریم بن کریم))
در حدیث آمده که ((عقل مجسم)) حسن است
نوۀ ارشد پیغمبر اکرم حسن است
بازدم نام حسین بن علی ، دم حسن است
حیدر بی مَثَل خط مقدم حسن است
مجتبی در همه جا بازوی تدبیر علیست
مرتضی شیر خداوند و حسن شیر علیست
از لب او صد و ده کوزه عسل می ریزد
آسمان پیش قدم هاش زحل می ریزد
از سر و روی حسن واژۀ یل می ریزد
به خدا کرک و پر اهل جمل می ریزد...
...اگر او در وسط معرکه پا بگذارد
نیزه چرخاندن او وه که چه دیدن دارد
بانی جنگ جمل داشت تماشا می کرد
تیغ در دست حسن حل معما می کرد
رجز حیدری اش بود که غوغا می کرد
روی لب های علی خنده شکوفا می کرد
ناگهان از وسط معرکه این صوت آمد
سر بدزدید ... حسن نه ...ملک الموت آمد
به علی رفته که تیغ سخنش برنده است
مثل زهرا چقدر خطبۀ او کوبنده است
این که در جنگ جمل زلزله ای افکنده است
به گمانم دو سه تا قلعۀ خیبر کنده است
رجزش ولوله ای در دل صحرا انداخت
نیزۀ او شتر سرخ جمل را انداخت
عشق تو عاشق بی تاب عمل می آرد
قمر روی تو مهتاب عمل می آرد
خم ابروی تو محراب عمل می آرد
خاک پای تو زر ناب عمل می آرد
روزها ذکر من این است و همه شب سخنم
شیعۀ حیدر و مدیون امام حسنم
هرچه داری بده در راه خدا می خواهم
در مناجات سحر از تو تو را می خواهم
بیشتر از همه توفیق غلامی خواهم
از شما یک سفر کرب و بلا می خواهم
گنبدی را به روی صحن و سرایت بزنیم
دو سه تا پنجره فولاد برایت بزنیم
🔸شاعر:
#محمد_فردوسی
https://eitaa.com/rozeneshinan
درگاه شاعران روضه نشینان ☝️
#امام_حسن #مدح_امام_حسن
✅ يا كريم آل الله ...
این خانواده آینه های خدائی اند
در انتهای جاده ی بي انتهائي اند
خیل ملک مقابلشان سجده می کنند
اینها خدا نی اند ولیکن خدائی اند
هر کس که می رسد سر اطعام می برند
فرقی نمی کند که فقیران کجائی اند
یک "السلام" و یک "و علیک السلام "سبز
اینها همان مقدمه ی آشنائی اند
صدها هزار مثل سلیمان در این حرم
مشغول لحظه های شریف گدائی اند
سوگند ميخوريم كه پروانه زاده ايم
همسایه قدیمی این خانواده ایم
دست مرا بگير كه عاشق ترم كني
سلمان خانواده ي پيغمبرم كني
من در قنوت نيمه شبت دور ميزنم
شايد مرا بگيري و انگشترم كني
آن شاخه ي گلم كه به دست تو داده اند
تا هركجا كه خواست دلت پرپرم كني
من آمدم كه بين سحرهاي اشتياق
بال مرا بگيري و خرج حرم كني
بال و پر شكسته به دردم نميخورد
انگار بهتر است كه خاكسترم كني
روزي آب و سفره ي نان مني حسن
ماهِ مباركِ رمضان مني حسن
آنكس كه پيش پاي شما خم نميشود
در خانه ي فرشته هم آدم نميشود
آقاي من بدون توسل به نام تو
حالي براي توبه فراهم نميشود
دست مرا بگير و به سمت خدا ببر
چيزي كه از بزرگيتان كم نميشود
آرامش تو باعث طوفان كربلاست
بي صلح تو قيام مُحَرم نميشود
هركس كه بر نجابتِ صلح و سكوت تو
مؤمن نميشود ، به جهنّم نميشود
تا كربلا رسيد صداي سكوت تو
اين قيل و قال ها به فداي سكوت تو
اي ياكريم خسته چه كردند با پرت
اين زهر ِ پر شراره چه آورده بر سرت
از لحظه اي كه رنگ نگاهت كبود شد
رنگي دگر نرفته مناجات خواهرت
با اينكه اي غريب ، تو بودي امام شهر
اما كسي نخواند نمازي به پيكرت
تابوت را نشانه گرفتند به تيرها
آن هم كجا به پيش دو چشم برادرت
دلهاي ما به ياد تو اي بي حرمترين
پر ميزند به سمت بقيع مطهرت
تا كِي لبم به خاك بقيعت نميرسد
بر آستان پاكِ رفيعت نميرسد
🔸شاعر:
#علی_اکبر_لطیفیان
https://eitaa.com/rozeneshinan
درگاه شاعران روضه نشینان
#امام_حسن #مدح_امام_حسن
کاش روزی هم بیاید عیدِ فطری در بقیع
گنبد و گلدسته ات را، ما، چراغانی کنیم
از گلاب و عنبر و اسپندِ صحنِ انقلاب
صحنِ قدسِ مجتبی را هم خراسانی کنیم
همچو شاهِ کربلا،آقا ضریحت سهمِ ماست
شهرِ پیغمبر بُوَد باید که سلمانی کنیم
در مضیفِ حضرتی اطعامِ شاهانه دهیم
بهرِ نذریْ سوی تو فرزند قربانی کنیم
مثلِ ایوانِ نجف ایوانْ طلا خواهیم ساخت
کوری چشمِ سعودی ها چه نورانی کنیم
ذکرِ لایومَ کَیومَک نقشِ کاشی ها شود
چشمِ زوارُالحسن را نیز بارانی کنیم
🔸شاعر:
#سعید_طاهری
https://eitaa.com/rozeneshinan
درگاه شاعران روضه نشینان ☝️
#امام_حسن #مدح_امام_حسن
ای سائلی که آمدی دِرهم بگیری
از دست این خانه مبادا کم بگیری
در روز میلادش اگر کیّس نباشی
یک عمر باید بعد از آن ماتم بگیری
باران الطاف کریم اهل بیت (ع) است
هوشیار باش از این کرَم، نم نم بگیری
عیسیدم ِ ذریّهی پیغمبر (ص) آمد
باید به یمنش غنچهی مریم بگیری
ابروی خود چرخاند سمت ما و دیدم
مستی ِ خُم را می شود از خَم بگیری
حالا به یادش گوشهی این چشم باید
جایی برای قطرهای شبنم بگیری...
ای کاش روزی هم دلت، ای غم بگیرد!
حیف است این آقا، تو را همدم بگیرد
حیدر اگر سر در میان چاه می برد
فرزند زهرا (س) تشت را محرم بگیرد
تا آنسوی در، همسرش را بدرقه کرد
با اینکه میدانسته رفته سم بگیرد
فرقی ندارد! عهد با هرکس ببندد
دستی که سمتش می رود محکم بگیرد
آنقدر آقا و کریم و مهربان است
ترسم که دست دشمنش را هم بگیرد
🔸شاعر:
#سیدمسعود_طباطبائی
https://eitaa.com/rozeneshinan
درگاه شاعران روضه نشینان ☝️
#امام_حسن #مدح_امام_حسن
با تو خوشحالند در واقع پیمبر دوست ها
چون علی شادند و مسرورند حیدر دوست ها
شاعران از پارس می آیند ذیل طوطیان
پشت لب های تو صف بستند، شکر دوست ها
آن چنان لبریز حُسنی که شب میلاد تو
آرزومند پسر هستند دختر دوست ها
مژده ات را من به حاتم های طایی داده ام
از ابازر های عالم، تا ابوذر دوست ها
ماه هم گفته است از تو چونکه می گویند خوب
دوستان از دوستان خود به دیگر دوست ها
هرکسی با هرچه که دارد ، صدف با یک دهان
سمت دریای تو در راهند، گوهر دوست ها
محو بالای تو و ارباب سر خم می کنند
بین مردم بیشتر سرو و صنوبر دوست ها
موقع افطار می آیند با لب های خشک
می رسند از راه این گونه برادر دوست ها
کوچه و اشک من و درد تو،آری بیشتر
گرد می آیند دور هم در آخر،دوست ها
نیمه ی ماه مبارک، فاطمیه می شود
اکثرا چونکه پسر هستند کوثر دوست ها
اکثرا در را نمی کوبند در وقت وداع
اکثرا از کوچه بیزارند مادر دوست ها
اتفاقی هم اگر افتاد و مادر ضربه خورد
با کسی چیزی نمی گویند خواهر دوست ها
🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی
https://eitaa.com/rozeneshinan
درگاه شاعران روضه نشینان ☝️