ر࣫͝وناک𐙚ִִ
یه نفرتون؛ .... خب از کجا بفهمیم،برادر علم غیب داریم؟ همه مینويسن اینجا شاید یه قلم به نظرتون بیشتر
همیشه مینشیند و سر ملتش را نوازش میکند. مادرمان، فرزندانش را خیلی دوست دارد.
اما با چشمهایش چه کنیم که سرخیِ خاورمیانه، دست از سرش برنمیدارد. نمیدانم چرا مامان ایرانِ ما، انقدر با شادی غریبه است.
صبح به صبح بیدار میشود، بغضش را قورت میدهد و میماند. محکم، به پهنای عمرِ پاکیزهاش.
هیچکس دردِ این مادر را نمیفهمد و با کلمات، نمیتوان نوشت.
مادر ما، زخم زبانها شنید. دردها کشید، زیرپاها له شد. همهاش فرزندانِ جانش از آغوش گرمش پر میکشیدند و او، با غم عجین میشد.
نمیدانم چه میگویم. نمیدانم واژگان برای این رنج چه آشی پختهاند.
فقط میدانم، دامانِ پاکش، باید دور از گزندِ دشمنان هرزه باشد.
وطن، مادرِ ماست
و ما فرزندهای نالایق، که فقط بلدیم حرف بزنیم.
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
مغزم همین قدر جواب داد😭
خیلیم قشنگه
واقعا واقعنی قشنگه و به دل میشینه ُ پاکِ
با حسِ قشنگ خودمونی
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
همیشه مینشیند و سر ملتش را نوازش میکند. مادرمان، فرزندانش را خیلی دوست دارد. اما با چشمهایش چه ک
مرسی ازت زیبا برای متن ایران🥺💘
....
زینب ازت تشکر کردنن(((:
خواهش میکنیممم ،🤍