🔹
دهه طلایی کشور ما در چند دهه بعد از انقلاب دهه 60 بود؛ اما در همین برهه زمانی ما فریب خوردیم و غفلت بزرگی کردیم؛ چرا که خاصیت جنگ این بود که اجازه نمیداد بسیاری از نقصهای تربیتی خودش را بروز بدهد.
🔹صبح و شب شما جانباز و شهید و اعزام به جبههها را مشاهده میکردید، مثلا آن زمان وقتی به مرکز شهر میرفتیم به جای اینکه دست و پا زدن مردم را برای دنیا ببینیم اتوبوسها را میدیدیم که عازم جبههها بودند، ما وقتی مرکز شهر میرفتیم و برمیگشتیم یک دنیا معنویت را با خودمان به خانه میآوردیم و وقتی هم به خانه برمیگشتیم میدیدیم که پسر همسایهمان شهید شده است و حجله برایش نصب کردهاند، یعنی در همه جا معنویت بود
🔹تلویزیون را روشن میکردیم معنویت و روحیه جهاد و حماسه به انسان منتقل میشد، یا مثلا صبح یک وانتی می¬آمد و برای جبههها کمک جمع میکرد و این صدای آشنای دوران کودکی ما بود و مادر ما هم میگفت آن کیسه برنج را برای کمک به جبههها ببر بده که با همین عملش کلی معنویت را به ما منتقل میکرد، همه این کارها تربیت بود و به صورت عملی تربیت میشدیم ولی برنامهای برای تربیت نداشتیم.
🔸بر همین اساس یکی از ایرادات جنگ برای کشور ما این بود که از این نکته غافل ماندیم که بالاخره این جنگ تمام خواهد شد و این معنویتی که به صورت خودکار به جامعه ما تزریق میشود دیگر نخواهد بود ولی ما جایگزینی برایش نداریم، از این زاویه جنگ برای ما غافلگیر کننده بود.
✍
حجت الاسلام عباسی ولدی
@Javaaneh_ir