💠 الگوی جاودان ▫️ حضرت با سیره رایج و سنت معصومانه دارج خود همگان بوده و هست؛ لیکن در رفتارهای خاص خویش قدوه صنف مخصوص است؛ مثلاً در سیر درونی و ذکر، اسوه عارفان شاهد و در اندیشه و فکر ذهنی، قدوه حکیمان و متکلمان و فقیهان و صاحبان فنون دیگر است. تحلیل خطبه معروف آن حضرت، سند صلاحیّت اِئتسای خردمندان علوم عقلی و نقلی به آن ذات قدسی است. ▫️ حضرت فاطمه(علیها السلام) کثرت گرایی و پلورالیزم سیاسی و اجتماعی را در ظلّ اصالت وحدت و و هماهنگی ملت مسلمان با سنت حسنه خود پذیرفت و آن را امضا کرد و از هرگونه چالش داخلی و تنش محلی و منطقه ای پرهیز نمود و همانند امیر مؤمنان از تشتّت و شقّ عصای مسلمانان جدّاً تحاشی داشت و را در برابر دشمنان خارجی لازم می دانست. ▫️ حضرت فاطمه(علیها السلام) ، به ویژه برای زن و معارف مربوط به زنان است، چنان که هرکدام از دو وزنه وزین قرآن و عترت(علیهم السلام) قدوه محقّقانِ علمی و متحققان عملی است؛ معنای الگو بودن یک شی ء عتیق و کهن که مصون از اندراس و کهنه گی و منزّه از گذشت تاریخ مصرف و مبرّای از افیون و افسون و افسانه است، دعوت به انجماد، تحجّر، ارتجاع و رکود نیست؛ چه این که تحلیل آن به تجویز تفسیر به رأی و توجیه اختلاف قرائت به معنای پلورالیزم، تفسیری بدون اصل ثابت نخواهد بود؛ زیرا کتابی که مدّعی حیات بخشی است، با قفل قلب و یُبس دل و رکود ذهن موافق نیست و دفتری که داعیه ثبات و دوام دارد، با زمان مندی و زوال مخالف است، بلکه معنای عریق آن مرهون ارزیابی عقل در هندسه دین و شریعت است. ▫️ حضرت فاطمه(علیها السلام) چونان معصومان(علیهم السلام) دیگر در متن بوده و هرگز در معرفت آن که از مو باریک تر است، اشتباه نکرده است و در پیمودن آن که از لبه تیز تیغ و شمشیر برنده تر است، تسامح و تساهل نورزیده است. بنابراین، است که از تطاول تحریف به زیاده یا نقصان مانده است. ▫️ قرآن حکیم که عترت طاهرین(علیهم السلام) معادل آن اند، انسان اعم از مرد و زن را تکریم می کند: ﴿لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدَمَ . . .﴾ و سبب کرامت وی را می داند : ﴿إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً﴾. خلیفه آن است که قانون مستخلفٌ عنه را اجرا کند نه هوای و نفس خویش را، وگرنه از خلافت معزول و در نتیجه از کرامت محروم می گردد؛ چون خلافت بشر از خدای سبحان به روح مجرّد و ملکوتی او برمی گردد و روح مجرّدْ منزّه از ذکورت و انوثت است؛ چه این که انبیا برای تعلیم کتاب و حکمت و برای تزکیه آمده اند و همه این امور به جان مجرّد انسانی رجوع می نماید نه به پیکر او، لذا هیچ کمال اعتقادی اخلاقی که به روح مجرّد برمی گردد نه مشروط به ذکورت است و نه ممنوع به انوثت . ▫️ اگر روزگاری گذشت که امیر مؤمنان(علیه السلام) در ضایعه همسر مکرّمه اش به مضجع مطهّر رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) خطاب کرد: «ستنبئک إبنتک بتضافر أُمّتک علی هَضمها» امروز نیز موضع گیری صریح برخی در قبال مراجع و مراکز رسمی شریعت شناسی، زمینه چنان تضافری را تداعی می کند. ◀️ طرّاحان چنین مطلبی یا در جمع سالم بین راجل اند، لذا تدیّن را به قربانگاه تمدّن کاذب می برند یا با افزودن قید وهمی و بی اثرِ «عدم مخالفت با شرع» ـ گرفتار جمع مکسّر بین توسعه و دیانت شده اند ـ و یا معاذ الله دل باخته نیرنگ بیگانه اند که امید است هرگز چنین نباشد. 📚 فاطمه (ع) اسوه بشر، ص211 تلخیص ص 211 تا 222 🌐 https://esra.ir 🆔 @a_javadiamoli_esra