«ايشان بودند، وقتى نيروهاى آموزشى را مى‏ آورديم به پايگاه، همه خسته و تشنه و گرسنه بوديم، با توجّه به اينكه ما در چادر فرمانده آموزشى بوديم و از نيروها جدا.... به ما مى‏ گفت: هر چه ‏هاى مى ‏خورند، شما هم بخوريد؛ اگر آنها آب گرم مى ‏خورند، شما هم آب گرم بخوريد و هيچ نبود.» 🍃🌷🍃 هميشه را براى مى ‏خواست، حتّى در مواقع خوردن يا به و تمام ، هيچ وقت و اصلاً نبود، هميشه مى ‏كرد كه نفر باشد. 🍃🌷🍃 در يك از به - با وجود گرم و زياد - چون ديد سرد كم است، تا خرّمشهر نخورد و بود.»😭😭 🍃🌷🍃