زیر چتر شهدا 🌹 🌱
🌺🌟🌺🌟🌺🌟🌺🌟🌺 🌺✨🌺✨🌺✨🌺✨ 🌺🌟🌺🌟🌺🌟🌺 🌺✨🌺✨🌺✨ 🌺🌟🌺🌟🌺 🌺✨🌺✨ 🌺🌟🌺 🌺✨ 🌺 #رمان_آنلاین_نهال‌آرزوها #قسمت_۴۸۷ به قلم #ک
🌺🌟🌺🌟🌺🌟🌺🌟🌺 🌺✨🌺✨🌺✨🌺✨ 🌺🌟🌺🌟🌺🌟🌺 🌺✨🌺✨🌺✨ 🌺🌟🌺🌟🌺 🌺✨🌺✨ 🌺🌟🌺 🌺✨ 🌺 به قلم (ز_ک) سلام کردم سعید با دیدنم دستپاچه شد و سریع سرپا ایستاد هول شده جوابم رو داد و به پشت سرم نگاه کرد _سلام... با مسعود بودی؟ بدون اینکه نگاهش کنم جوابش رو‌دادم... _سلام رو به محبوبه کردم _تو این هوا فقط هندونه‌ی خنک می‌چسبه... با حرص لب زدم _مسعود رفت گفت کار داره و باید بده... گفت کارم خیلی مهم‌تر از تویه مامان که داخل شد حرفم رو شنید _خودش اینو گفت؟ _با زبون نه... ولی با عمل بهم فهموند و به طرف اتاق راه کج کردم توی اتاق لباس عوض کردم برگشتم و پیششون. اصلا حوصله‌شون رو نداشتم اما باید می‌فهمیدم چه چیزی رو باید سعید بهم می‌گفته که از گفتنش شونه خالی کرده ... سعید یکم نگاهم کرد مردد پرسید _پس مسعود کجا رفت؟ نمی‌دونم گفت کار داره و رفت. کمی نگاهم کرد انگار توی صورتم دنبال چیزی میگشت، با صدای محبوبه نگاهش رو داد به اون ولی معلوم بود حواسش به منه چون همش زیر چشمی منو می‌پایید. این پسره هم مثل داداشش یه چیزیش میشه. خواستم سئوالم رو بپرسم اما منصرف شدم برای همین ایستادم و‌ به آشپزخونه رفتم احساس کردم اگه خیلی خودم رو مضطرب یا مشتاق شنیدن حرفاشون نشون بدم برام خوب نباشه پس برای اینکه جلوی چشمشون نباشم و کمتر فکر و خیال کنم کمی آشپزخونه رو مرتب کردم هنوز ده دقیقه از اومدن من نگذشته که سعید هم خداحافظی کرد و رفت. چندروز بعد خاله من و محبوبه رو برای مراسم پاگشا دعوت کرد. برادرهامم با خونواده‌هاشون دعوت هستند. نزدیک غروب همه حاضر و آماده راه افتادیم سمت خونه‌ی خاله. با تعارف سعید و خاله و عمو ولی همه وارد شدیم، خواهر و برادرهای مسعود هم دعوت بودند. اطراف رو زیر نظر گرفتم تا مسعود رو پیدا کنم اما انگار نبود. دلم گرفت مثلا منو بخاطر نامزدی با اون برای پاگشا دعوت کردند ولی خودش نیست. وقتی همه نشستند بابا سراغ مسعود رو گرفت خاله کمی هول شد و با اضطراب گفت والا نمی‌دونم همیشه تا قبل از غروب آفتاب خونه بود عمو ولی با دلخوری پرسید _اصلا بهش گفتی امشب چه خبره؟ چیزی می‌دونه؟ خاله با حرص جواب داد _آره به خدا... دوروز پیش بهش گفتم برای امشب خونواده‌ی خاله‌ت رو دعوت کردم صبحم که داشت می‌رفت شهر دوباره یادآوری کردم و گفتم امشب قراره منصوره رو پاگشا کنم همه رو دعوت کردم زود بیا... کپی حرام جمعه ها و تعطیلات رسمی پارت نداریم @chatreshohada لینک پارت اول👇👇 https://eitaa.com/chatreshohada/63589 ✨🌺🌟🌺🌟🌺🌟🌺🌟🌺🌟🌺🌟 🌺 🌺🌟 🌺✨🌺✨ 🌺🌟🌺🌟 🌺✨🌺✨🌺✨ 🌺🌟🌺🌟🌺🌟 🌺✨🌺✨🌺✨🌺✨ 🌺🌟🌺🌟🌺🌟🌺🌟 🌺✨🌺✨🌺✨🌺✨🌺✨ 🌺🌟🌺🌟🌺🌟🌺🌟🌺🌟 🌺✨🌺✨🌺✨🌺✨🌺✨🌺✨