«🌱پوشش مسئله‌ای است که در سرتاسر جامعه انسانی، در کل جهان جاری و ساری است. هر منطقه‌ای هم با توجه به دین و آیین و فرهنگ، و همچنین موقعیت جغرافیایی و حتی تمدن تاریخی خود این چارچوب را مشخص می‌کند. در ایران نیز با توجه به پیشینه تاریخی و تمدنِ غنی و همچنین دینِ رایج در بین مردم این چارچوب‌ها وجود دارد. بالاخره زندگی اجتماعی دارای قوانینی است و ما هم نمی‌توانیم بنا بر میل و دل خودمان از هر قانونی تخطی کنیم، زیرا به شیوه‌های گوناگون اشخاص دیگر را متضرر می‌کند. 🌱این‌که می‌گویند حجاب محدودیت نیست و مصونیت است، جمله‌ی درستی است، اما کاملا اشتباه برداشت می‌شود. حجاب محدودیت است. بله محدودیت است. تعارف که نداریم... اما محدودیتی که در گروی آن فرصتی نهفته شده. فرصتی که ارزش این را دارد که این محدودیت را به جان بخریم. 🌱بگذارید به گونه‌ای دیگر بگویم، ما در اقتصاد مبحثی به نام هزینهٔ فرصت داریم. یعنی به فرض مثال من امروز هم می‌توانم به سینما بروم و هم به کتابخانه. حالا انتخاب با خودم است که یکی از اینها را برگزینم. من سینما را انتخاب می‌کنم، پس منافع سینما رفتن را به دست می‌آورم و از منافع کتابخانه رفتن محروم می‌شوم. 🌱حجاب هم همین‌گونه است. من پوشش دارم و از راحت بودن و گرما نخوردن در تابستان محرومم، در عوض در خیابان بدون استرس و اضطراب راه می‌روم، آرامش خاطر دارم، امنیتِ اجتماعی دارم و مهم‌تر از همه این‌که به طور کلی دیگران مرا به چشم یک دختر زیبا و خوش‌قامت نمی‌نگرند و به من به چشم یک انسانِ کنشگر و دارای توانمندی‌های متمایز از بقیه نگاه می‌کنند. 🌱بنابراین من با انتخاب حجاب از این منافع بهره می‌برم و با یک حساب و کتاب سرانگشتی متوجه می‌شوم که هزینه فرصت بی‌حجابی کمتر از داشتن حجاب است.» ✍🏻 مطهره ناطق نویسندهٔ نوجوان ✨ @jaryaniha