از جلو نظام | محمد ابراهیم صداقت
یک روز به ما خبر دادند حاج منصور خادم صادق، امشب برای بازدید به پایگاه شما می آید. آن روزها تازه گروه های مقاومت شکل و شمایل رسمی به خود گرفته بود و قوانین نظامی مثل از جلو نظام، خبردار و ... در آن اجرا می شد.
آن روزها حاجی بالاترین مقام نظامی ما بسیجی ها بود. بچه ها همه چیز را مرتب کردند، کلی تمرین کردیم تا جلو فرمانده بسیج چیزی کم نگذاریم. وقتی حاج منصور آمد، همه در صف و ستون ها مرتب ایستادیم، فرمانده هم از جلو نظام و خبر دار داد. حاجی با آرامش و خنده رفت کنار دیوار نشست، پای مصنوعی اش را هم دراز کرد. با لبخند گفت : برای کی این جور ایستادید، مگر من کی هستم، راحت باشید. بیاید اینجا بشینید. گِرد هم بشینید که مجلس بالا و پائین نداشته باشد !
همان شب حاج منصور خط جدیدی را هم به گروه های مقاومت نشان داد. حاجی گفت: از این به بعد نیاز نیست تقاطع ها را ببندید و جلو ماشین ها را بگیرید، زمان جنگ که نیست. حضور داشته باشید، تقاطع ها و خیابان ها را هم کنترل کنید. اما بیایید من یک سری قاب به شما می دهم، خودتان هم تهیه کنید. قاب های پیوندتان مبارک، خوشبخت باشید و ... . اینها را همراه داشته باشید هر ماشین عروسی که از تقاطع شما عبور کرد با تبریک به آنها بدهید! بگید این هم هدیه بسیج برای شب عروسی شما. این جوری بسیج را در ذهن مردم جا بیاندازید، که اگر ذهنیت بدی نسبت به بسیج هست ، از بین برود !
#آرزوی_فرمانده
#شهید_حاج_منصور_خادم_صادق