عجیب و پر ابهام🥶
📚📚#داستان📚📚 ✍🏻 دخــــــتــــرعــــــاشـــــــق 🔻قسمت_پنجم🔻 🌺✍🏻من يك كلمه هم نمی فهميدم اما همسر
📚📚📚📚 ✍🏻 دخــــــتــــرعــــــاشـــــــق 🔻قسمت_ششم🔻 🌺✍🏻به من ثابت ميكند كه تو صاحب اين عكسها هستی و گذرنامه و عكسها را گرفت و در كشوی اتاقش گذاشت و در آن را قفل كرد و گفت: تو هيچ گذرنامه ای نداشته ای و نداری مگر اينكه عكس مطابق با دستورات ما را بياوری 🌺✍🏻خالد ميگويد: سعی كرديم تا رئيس را قانع كنيم اما فايده ای نداشت من شروع به بحث با همسرم كردم كه خداوند بر حسب توانايی از انسان انتظار دارد ولی او به من جواب ميداد: «ومن يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب». طبيعتا در اثنای جر و بحث ما رئيس عصبانی شد و ما را از دفترش بيرون كرد. 🌺✍🏻از اداره بيرون آمديم و رفتيم به اتاقمان تادرباره موضوع بحث كنيم، من او را قانع كنم و او نيز من را، من دليل بياورم و او دليل بياورد تا اينكه شب شد و نماز عشاء را خوانديم وشام خورديم و من خواستم كه بخوابم 🌺✍🏻به من گفت: خالد، در اين وضعيت سخت میخواهی بخوابی؟ ميخواهی بخوابی در حالی كه ما الان احتياج به التماس به سوی پروردگارمان داريم؟ بلند شو و به خداوند روی بياور زيرا اكنون زمان پناه بردن است. 🌺✍🏻بلند شدم و هر قدر كه می توانستم نماز خواندم و بعدش خوابيدم اما او پيوسته نماز می خواند.هر وقت بيدار ميشدم و نگاهش می كردم يا در حال ركوع بود يا سجده يا قيام يا دعا و يا گريه تا زمانی كه فجر زد و او مرا بيدار كرد و گفت: بيدار شو وقت نماز صبح است بيا باهم نماز بخوانيم. 🌺✍🏻بلند شدم و وضو گرفتم و با هم نمازخوانديم سپس او كمی خوابيد و بعد گفت: بلند شو برويم اداره گذرنامه گفتم: برويم؟ با چه مدركی؟! عكسها كجاست، عكسی نداريم!! گفت: بايد برويم و تلاش كنيم از رحمت خدا نا اميد نشو 🌺✍🏻خالد ميگويد: با هم رفتيم همسرم شمايلش معروف و آشكار بود، عبايی كه تمام بدنش را می پوشاند. به خدا قسم همين كه پايمان را در اولين دفتر از دفاتر اداره گذاشتيم يكی از كارمندان صدا زد: فلانی دختر فلان؟ همسرم جواب داد بله. گفت: بيا اين گذرنامه ات به همان صورتی كه می خواستي ولی اول هزينه اش را بايد پرداخت كنی. 🌺✍🏻خيلی خوشحال شديم و به خدا قسم اگر تمامی پولهايی را كه همراهمان بود می خواست، به او می داديم گذرنامه را گرفتيم و هزينه اش را داديم و برگشتيم. در راه او به من نگاه ميكرد میگفت: به تو نگفتم كه «و من يتق الله يجعل له مخرجا» 🌺✍🏻خالد ميگويد: اين كلماتی را كه ميگفت در دلم چنان تربيت ايمانی به جای گذاشت كه در اين سالهای دراز از درسها و سخنرانيهايی كه شنيده بودم به جای نمانده بود. 📬ان شاء الله ادامه دارد..... ✎Join∞🌹∞↷ 📚داستانڪ📚 ༺📚‌‌‌════‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌══‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌══‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @dastanakk .