ما کشته عهد وفاقیم زنده به این رسم و سیاقیم دلخوش به طعن دوستانیم از این جهت یک اتفاقیم هی طعن‌ها را بوسه دیدیم استاد سبک انطباقیم دلواپس اندوه یاران با زخم ایشان هم‌اتاقیم از نان وهم و شهرت و شعر شکر خدا بی ارتزاقیم حیران این بازی تلخیم دلواپس این جفت و تاقیم ما نردبان اوج‌ ایشان... در ذهن‌شان شاید چلاقیم! سوسو زدند این اختران و عمری است ماه در محاقیم خوانندمان استاد شعر و مشغول نقد این نفاقیم یاد پدر هرگز نکردند این‌روزها مضمون عاقیم آنان کباب شعر خوردند در کام‌شان طعم سماقیم هان! شاعران انقلابی ما شاعر عصر چماقیم؟ دلگرم دیروز حضوریم خاکستر سرد اجاقیم بر عزت ما نرخ مگذار ما شاعر زخم و فراقیم... در کانال قاف متن کامل شعر را بخوانید https://eitaa.com/gardoune